‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
گر نخلِ وفا بَر ندهد، چشمِ تری هست
تا ریشه در آب است، امیدِ ثمری هست

آن دل که پریشان شود از ناله‌یِ بلبل
در دامنش آویز که با او خبری هست

#عرفی_شیرازی
دل می‌رود و نیست کسی دادرس ما
از قافله دور است خروش جرس ما

هم مشرب اوضاع گرفتاری صبحیم
پرواز به منظر نرسد از قفس ما

بر هیچ‌کس افسانهٔ امید نخواندیم
عمری‌ست همان بیکسی ماست‌کَس ما

#بیدل
اشک شب و آه سحر، خون دل و سوز جگر
ترسم که سازد آشکار اســـرار پنـهان تو را

آشفته خاطــر کرده‌ام جمعیّت عشّــــاق را
هرشب که یاد آورده‌ام زلف پریشان تو را

  #فروغی_بسطامی
زیر سقفت تا منم، معمار می خواهی چه کار؟
با ستون شانه ام ديوار می خواهی چه کار؟

سرشماری میکنی در سرزمین قلب من
یک نفر... تنها تویی! آمار میخواهی چه کار

#محمدعلی‌نیکومنش
چه دردی بدتر ازاینکه شبی تاریک وظلمانی
پر از حرفی نمی یابی کسی دلسوز ومحرم را

تو بی دردی نمیفهمی دلِ سنگ صبورم را
که اهل درد میداند دلیل قامت خم را

جواد الماسی
منم و دفتر شعری که پر از اسرار است
شرح دلتنگی و دیوانگی ام بسیار است

شهر را ناله ی دلتنگی من پر کرده
ناله هایم همه از حسرت یک دیدار است

بند بند بدنم چشم شده ، اما حیف
بین چشمان من و دیده ی او دیوار است

#اسماعیل_حاج_علیان
دور از تو فقط طعنه خورِ مردمِ شهرم
مجنونم و یک شاعرِ دیوانه ی دل شاد

دستم به جدایی برسد، رحم ندارم
بد شد "گذرِ پوست به دبّاغ نیفتاد"

شهریار
گر ساز ڪند سوز دل، آهنگ ترانه
از سینه ڪشد شعلهٔ صد داغ زبانه

این نالهٔ خلق است و یا شعر شررزا؟
یا زخمه زند بر رگ جان دست زمانه؟

فریاد دلِ سوخته بر سوختگان بر
اے ناله برو در به در و خانه به خانه

#محمدحسن_بارق_شفیعی
چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما
از خانه به دوشان شراب است دل ما

اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تویی در چه حساب است دل ما

صائب تبریزی
تـو زهـری ، زهـر گـرم سینه سـوزی،
تو شیرینی،که شـــورِ هستی ازتوست

شـراب جـام خورشیدی، که جـان را،
نشاط از تو،غـــم از تو،مستی ازتوست

#فریدون_مشیری
شمع باشــے یا نباشے من همان پروانہ ام
تو سر عقل آمـدے من همچنان دیوانہ ام

حالتے دارم ڪہ دلتنڪَے براےآن ڪم است
دردهایے ڪہ فدایت باد اے دُردانہ ام....

ٌ#هوشنگ_ابتهاج
آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست
آخر ای کان شکر وقت شکرریزی شدست

تو چو آب زندگانی، ما چو دانه زیر خاک
وقت آن کز لطف خود با ما درآمیزی شدست

مولانا
بی‌تو جوانه میزند،چشمه،به چشمِ جاری‌ام
می‌شـکُفد غزل غزل، واژه‌ی بی قراری‌ام

می‌روی از کنارِ من، شِکوِه نمی‌کنم، بـرو
آه، فقط بگو مرا، دستِ که می‌سپاری‌ام؟

#مجتبی_خوش_زبان
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم
تا به کجا کشد مرا مستی بی‌امان تو

شیر سیاه عشق تو می‌کند استخوان من
نی تو ضمان من بدی پس چه شد این ضمان تو

حضرت مولانا
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

آهنگ به جان منِ دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی

#انوری
ابری شده ام ، نشانه اش جور شده
دلتنگی عاشقانه اش جور شده

یک شانه برای گریه هایم بفرست
باران زده و بهانه اش جور شده

#علی_صفری
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا

گفت:« خاموش دَرین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی «محبوبه‌ی شب» می‌برَد از هوش مرا

#فریدون‌_مشیری
گاهی بـرای خنده دلـم تنگ  میشود
گاهی دلـم تراشه ‌ای از سنگ میشود

گاهـی تمـامِ آبـیِ ایـن آسمـانِ مـا
یکبـاره تیره گشته و بی ‌رنگ میشود

گاهی نفس به تیزیِ شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

قیصر امین پور
شبیهِ قاصدک هاى رها در دشت می‌دانم
لبت برباد خواهد داد روزى ، دودمانم را

دلم مى خواهد از یک رازِ کهنه ، پرده بردارم
امان از دستِ وجدانم که مى بندد دهانم را

#سیّد_تقی_سیّدی
به یغما رفتنِ اسفندمان . حیف!

دلِ زندانی و دربندمان . حیف!

زمستان می رود ؛ می آید از راه

بهاری خالی از لبخندمان .حیف!

#سهیل خراسانی