‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزم
آسمان را به زمين جان خودت می دوزم

گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

#شهریار
‌شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا

غم همنشین من شد و من همنشین غم
تا خود چها رسد ز چنین همنشین مرا

#عبید_زاکانی
امشب تمام شهر را بیدار میخواهم
دلتنگم و یک پنجره دیدار میخواهم

دیگر برای اشکهایم جان پناهی نیست
من‌ شانه ای محکمتر از دیوار میخواهم

#مرتضی_شاکری
ای چرخ! مرا دلی‌ست بیداد پسند
بیمم دهی از سنگ حوادث تا چند؟

من شیشه نی‌اَم که بشکند سنگ توام
مرغ قفسم! ...که گشتم آزاد زِ بند

#وحشی_بافقی
من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‌ام برات سزاوار؟ هیچ‌وقت!

بگذار من شکسته شَوَم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...

#نجمه_زارع
مثلِ ڪوهِ برف، در بهمن نباید سُست بود

دل فقط باید بریزد با صدای یڪ نفر

#علی_باقری
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله‌ی من خفت و نه ماهی

چشمی به رهت دوخته‌ام باز که شاید
باز آیی و برهانی‌ام از چشم‌به‌راهی

#شهریار
نیشڪر چون بشڪند ،
شاخه نباتش مےڪنند....

اندڪے بشڪن خودت را...
این همه تلخے چرا...؟!

راحم_تبریزی
خنده کی کرده حکایت ز دل شاد کسی
گاه ویران کندت خاطره و یاد کسی

دل به بازوی خودت خوش کن و زانوی خودت
کی کسی میرسد امروز به فریاد کسی

#عباس_موسوی_
در چنین شب‌هاے بی‌فریادرَس
روزِ خوش
در خوابْ
باید دید و بس...!

#هوشنگ_ابتهاج
‌در سلسلـه‌ ی  زلـفِ سـراسیــمـه‌ ی لیـلـی
حـالِ دلِ مجنـونِ پـراکنـده‌ ی ما، چیست؟
بــر خـاکِ رهـش ، سـر بنهـادیـم ، ولیـکن
سلطان خبرش نیست که احوالِ گدا چیست

#خواجوی_کرمانی
گر نخلِ وفا بَر ندهد، چشمِ تری هست
تا ریشه در آب است، امیدِ ثمری هست

آن دل که پریشان شود از ناله‌یِ بلبل
در دامنش آویز که با او خبری هست

#عرفی_شیرازی
دل می‌رود و نیست کسی دادرس ما
از قافله دور است خروش جرس ما

هم مشرب اوضاع گرفتاری صبحیم
پرواز به منظر نرسد از قفس ما

بر هیچ‌کس افسانهٔ امید نخواندیم
عمری‌ست همان بیکسی ماست‌کَس ما

#بیدل
اشک شب و آه سحر، خون دل و سوز جگر
ترسم که سازد آشکار اســـرار پنـهان تو را

آشفته خاطــر کرده‌ام جمعیّت عشّــــاق را
هرشب که یاد آورده‌ام زلف پریشان تو را

  #فروغی_بسطامی
زیر سقفت تا منم، معمار می خواهی چه کار؟
با ستون شانه ام ديوار می خواهی چه کار؟

سرشماری میکنی در سرزمین قلب من
یک نفر... تنها تویی! آمار میخواهی چه کار

#محمدعلی‌نیکومنش
چه دردی بدتر ازاینکه شبی تاریک وظلمانی
پر از حرفی نمی یابی کسی دلسوز ومحرم را

تو بی دردی نمیفهمی دلِ سنگ صبورم را
که اهل درد میداند دلیل قامت خم را

جواد الماسی
منم و دفتر شعری که پر از اسرار است
شرح دلتنگی و دیوانگی ام بسیار است

شهر را ناله ی دلتنگی من پر کرده
ناله هایم همه از حسرت یک دیدار است

بند بند بدنم چشم شده ، اما حیف
بین چشمان من و دیده ی او دیوار است

#اسماعیل_حاج_علیان
دور از تو فقط طعنه خورِ مردمِ شهرم
مجنونم و یک شاعرِ دیوانه ی دل شاد

دستم به جدایی برسد، رحم ندارم
بد شد "گذرِ پوست به دبّاغ نیفتاد"

شهریار
گر ساز ڪند سوز دل، آهنگ ترانه
از سینه ڪشد شعلهٔ صد داغ زبانه

این نالهٔ خلق است و یا شعر شررزا؟
یا زخمه زند بر رگ جان دست زمانه؟

فریاد دلِ سوخته بر سوختگان بر
اے ناله برو در به در و خانه به خانه

#محمدحسن_بارق_شفیعی
چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما
از خانه به دوشان شراب است دل ما

اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تویی در چه حساب است دل ما

صائب تبریزی