هواصفاے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
نشستہ روے لبـــانم، تبسمے ڪہ خبـــر
زخندہ هاے تودارد، خودت بگوچہ ڪنم
نگاہ خستہ ڪہ هرشب،نشستہ درراهی
ڪہ رد پاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
خوشم بہ زخمہ ے تاری،ڪہ پردہ پردہ نوا
فقط براے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
چگونہ قطع نظر مے ڪنے زمن ڪہ نظر
بہ اقتضاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
مگر چہ فرق میان، خداے قلب من و
ویا خداے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
خیال خواب تو هرشب، بهانہ میگیرد
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم...
#رضا_ڪولایی
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
نشستہ روے لبـــانم، تبسمے ڪہ خبـــر
زخندہ هاے تودارد، خودت بگوچہ ڪنم
نگاہ خستہ ڪہ هرشب،نشستہ درراهی
ڪہ رد پاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
خوشم بہ زخمہ ے تاری،ڪہ پردہ پردہ نوا
فقط براے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
چگونہ قطع نظر مے ڪنے زمن ڪہ نظر
بہ اقتضاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
مگر چہ فرق میان، خداے قلب من و
ویا خداے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
خیال خواب تو هرشب، بهانہ میگیرد
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم...
#رضا_ڪولایی
The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive for the next 9 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در فراقت مُردم اما ، عشقت از جانم نرفت
خستـه از ایامِ بی تـو ، صبر و ایمانم نرفت
شیرهٔ جانم شده این عشقِ جانسوزت ببین
سوختم از غم ولی، نـامـت ز دیوانم نرفت
#پروانه_حسینی
خستـه از ایامِ بی تـو ، صبر و ایمانم نرفت
شیرهٔ جانم شده این عشقِ جانسوزت ببین
سوختم از غم ولی، نـامـت ز دیوانم نرفت
#پروانه_حسینی
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی
بہ یاس هاے غزل پوش ِ عشق مے مانی
از آسمان دعاے من آمدے بہ زمین
براے هم نفسے با دو بال ِ پنهانی
ڪہ روسپید شوم پیش اشڪ هاے خودم
هنوز ماندہ بہ غم آمدے و مے دانی
ڪہ انتظار مرا سخت مضطرب ڪرده
بگو ڪہ هستے و با من همیشہ مے مانی
چقدر حال و هواے نگاهت آرام است
تو چشم هاے مرا از برے ڪہ مے خوانی
چقدر با تو بہ رؤیاے خواب نزدیڪم
چقدر دور ز ڪابوس هر پریشانی
بہ ابرهاي دلم تا همیشہ مدیونم
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی...
#ایلناز_حقوقی
بہ یاس هاے غزل پوش ِ عشق مے مانی
از آسمان دعاے من آمدے بہ زمین
براے هم نفسے با دو بال ِ پنهانی
ڪہ روسپید شوم پیش اشڪ هاے خودم
هنوز ماندہ بہ غم آمدے و مے دانی
ڪہ انتظار مرا سخت مضطرب ڪرده
بگو ڪہ هستے و با من همیشہ مے مانی
چقدر حال و هواے نگاهت آرام است
تو چشم هاے مرا از برے ڪہ مے خوانی
چقدر با تو بہ رؤیاے خواب نزدیڪم
چقدر دور ز ڪابوس هر پریشانی
بہ ابرهاي دلم تا همیشہ مدیونم
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی...
#ایلناز_حقوقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبی در کوچهٔ غربت قیامت را به پا کردم
نشستم زیرِ دیوارۍبه یادت گریه ها کردم
صـدای گریـه ام پیچید، در آفـاقِ تـنهایی
تو را از دور دستِ خاطراتِ خود صدا کردم
#مصطفی_ارشد
نشستم زیرِ دیوارۍبه یادت گریه ها کردم
صـدای گریـه ام پیچید، در آفـاقِ تـنهایی
تو را از دور دستِ خاطراتِ خود صدا کردم
#مصطفی_ارشد
ایکاش تـو بر من نظری داشته باشی
از کـوچـه ی قلبم گذری داشته باشی
من دردسرِ عشقِ تو را دارم و ای کاش
اینگونه تو هم، دردسری داشته باشی
یک بوسـه فرستـاده ام از دور برایت
تا از لـبِ سرخم، اثـری داشتـه باشی
در سختیِ راهم تو بیا همسفرم باش
شـایـد نفـسِ تازه تری داشته باشی
از حادثـه ی عشق و نـگاهِ ترِ عـاشق
بـایـد کـه بـرایم خبری داشته باشی
من عاشقِ اشعـار و غزل های نجیبم
ایکاش تو هم شعرِ تری داشته باشی
#مرجان_سلیمانی
از کـوچـه ی قلبم گذری داشته باشی
من دردسرِ عشقِ تو را دارم و ای کاش
اینگونه تو هم، دردسری داشته باشی
یک بوسـه فرستـاده ام از دور برایت
تا از لـبِ سرخم، اثـری داشتـه باشی
در سختیِ راهم تو بیا همسفرم باش
شـایـد نفـسِ تازه تری داشته باشی
از حادثـه ی عشق و نـگاهِ ترِ عـاشق
بـایـد کـه بـرایم خبری داشته باشی
من عاشقِ اشعـار و غزل های نجیبم
ایکاش تو هم شعرِ تری داشته باشی
#مرجان_سلیمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستـم بگیر.. کـه از غمِ ایـام خستـه ام
نازم بکش ، کـه عـاشقم و دلشکسته ام
از من جدا مشو، که قسم میخورم به نور
جز با دوچشمِ مستِ تو عهدی نبسته ام
#ناصر_نظمی
نازم بکش ، کـه عـاشقم و دلشکسته ام
از من جدا مشو، که قسم میخورم به نور
جز با دوچشمِ مستِ تو عهدی نبسته ام
#ناصر_نظمی
من همان ابـر پریشان شده ی دلگیرم
کـه اگـر دیر بـه دادم برسی، می میرم
وقت باران شـد و آنقدر خرابم که دگر
نکنــد لشکـری از واژه مـرا تفسیـرم!
آسمـان یاد مرا زنـده نگه دار کـه من
وارث دردم و بـا خـاطـره هـا درگیـرم
سرزنش کردن من باطل و بۍفایده بود
عقل من دست دلم بوده و بی تقصیرم
یک نگاه ازطرف چشم تو هم کافی بود
تـا کـه در آینـه نـابـود شود تصـویرم
بازهم شب شد و تکرار قدم پشت قدم
منم و فرش خیابان که شـده تسخیرم
#میثم_جویبار
کـه اگـر دیر بـه دادم برسی، می میرم
وقت باران شـد و آنقدر خرابم که دگر
نکنــد لشکـری از واژه مـرا تفسیـرم!
آسمـان یاد مرا زنـده نگه دار کـه من
وارث دردم و بـا خـاطـره هـا درگیـرم
سرزنش کردن من باطل و بۍفایده بود
عقل من دست دلم بوده و بی تقصیرم
یک نگاه ازطرف چشم تو هم کافی بود
تـا کـه در آینـه نـابـود شود تصـویرم
بازهم شب شد و تکرار قدم پشت قدم
منم و فرش خیابان که شـده تسخیرم
#میثم_جویبار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمِ مستت چه کند بامنِ بیمار امشب
این دلِ تنگ من و، این دلِ تبدار امشب
آخر ای اشک!! دلِ سـوختـه ام را مددی
که بـه جز ناله مرا نیست پرستار امشب
#رهی_معيری
این دلِ تنگ من و، این دلِ تبدار امشب
آخر ای اشک!! دلِ سـوختـه ام را مددی
که بـه جز ناله مرا نیست پرستار امشب
#رهی_معيری
آیا شـده در خلوتِ خـود شعر بخوانی؟
قلـبی بتپد بـر تـو و آن را تـو نـدانی؟
هـرگز شده آیـا بـه کسی عشق بورزی؟
ازشدتِ عشقش بشوی مست و روانی؟
آیـا شـده اسمی بشود مرهـمِ دردت؟
نامـش ببری درد و غـم از دل بِرَهانی؟
پیش آمده حرفۍبه دلت داشته باشی؟
خواهـی بـه زبـان آوری، امـا نتـوانی؟
اینهـا همـه پیش آمده بر قلبِ من، اما
برخیز و بجنب ای هوس و شورِ جوانی
ای کـاش بفهمی، کـه دگـر تـاب ندارم
تا جان بـه تنم مانده، خودت را برسانی
#یوسف_محقق
قلـبی بتپد بـر تـو و آن را تـو نـدانی؟
هـرگز شده آیـا بـه کسی عشق بورزی؟
ازشدتِ عشقش بشوی مست و روانی؟
آیـا شـده اسمی بشود مرهـمِ دردت؟
نامـش ببری درد و غـم از دل بِرَهانی؟
پیش آمده حرفۍبه دلت داشته باشی؟
خواهـی بـه زبـان آوری، امـا نتـوانی؟
اینهـا همـه پیش آمده بر قلبِ من، اما
برخیز و بجنب ای هوس و شورِ جوانی
ای کـاش بفهمی، کـه دگـر تـاب ندارم
تا جان بـه تنم مانده، خودت را برسانی
#یوسف_محقق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غـزل، غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کرد
ستاره از شبِ چشمت شکارخواهم کرد
خیـالِ عشـقِ تـو را، واژه واژه در دفتـر
به اشک و بغضِ قلم یادگار خواهم کرد
#مجتبی_خوش_زبان
ستاره از شبِ چشمت شکارخواهم کرد
خیـالِ عشـقِ تـو را، واژه واژه در دفتـر
به اشک و بغضِ قلم یادگار خواهم کرد
#مجتبی_خوش_زبان
بی تـو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شد
دل مـاتـم زده ام بی تـو تک و تنهـا شد
شوق دیدار تـو از چشم ترم خواب ربـود
دیـدن رنگ خوشی بعد تـو یک رویا شد
شب وصحرا وگل وسنگ که یادت مانده
همـه دل داده شدند و سر تـو غوغا شد!
پیش آن جوۍکه باهم لب آن بنشستیم
آنقـدر اشک فشانـدم کـه دگر دریا شـد!
تو بـه من سنگ زدی قلب مرا بشکستی
بعد تـو غصه مرا همدم این شب ها شد
خواستم بگذرم از کـوچـه ولی خاطره ها
در دلـم تـازه شـد و مانـع رفتـن پـا شد
#عباس_حیدری
دل مـاتـم زده ام بی تـو تک و تنهـا شد
شوق دیدار تـو از چشم ترم خواب ربـود
دیـدن رنگ خوشی بعد تـو یک رویا شد
شب وصحرا وگل وسنگ که یادت مانده
همـه دل داده شدند و سر تـو غوغا شد!
پیش آن جوۍکه باهم لب آن بنشستیم
آنقـدر اشک فشانـدم کـه دگر دریا شـد!
تو بـه من سنگ زدی قلب مرا بشکستی
بعد تـو غصه مرا همدم این شب ها شد
خواستم بگذرم از کـوچـه ولی خاطره ها
در دلـم تـازه شـد و مانـع رفتـن پـا شد
#عباس_حیدری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عطـرِ آغـوشِ تـو بـر پیـرهنم جا مانده
یک نفـر بعدِ تـو اینجا تک و تنها مانده
آنچه از خاطرِ تـو در دلِ من مانده هنوز
چمـدانی پُـرِ احسـاس در اینجـا مانده
قصهٔ عشقِ زلیخا، کـه زبانزد شده است
رازِ عشقش هـمه جا مثـلِ معمـا مانده
بس که از پنجره هی اسمِ تو را داد زدم
چشمِ ایـن پنجره از رفتـنِ تـو وا مانده
زود برگرد! کـه این چلچله افسرده شده
مـرغِ عـاشق وسطِ چلـه ی سرما مانده
کاش امشب شبِ دلتنگیِ من سر برسد
چشمِ امیـدِ مـن امـروز بـه فـردا مانده
#فرح_علی_بابایی
یک نفـر بعدِ تـو اینجا تک و تنها مانده
آنچه از خاطرِ تـو در دلِ من مانده هنوز
چمـدانی پُـرِ احسـاس در اینجـا مانده
قصهٔ عشقِ زلیخا، کـه زبانزد شده است
رازِ عشقش هـمه جا مثـلِ معمـا مانده
بس که از پنجره هی اسمِ تو را داد زدم
چشمِ ایـن پنجره از رفتـنِ تـو وا مانده
زود برگرد! کـه این چلچله افسرده شده
مـرغِ عـاشق وسطِ چلـه ی سرما مانده
کاش امشب شبِ دلتنگیِ من سر برسد
چشمِ امیـدِ مـن امـروز بـه فـردا مانده
#فرح_علی_بابایی