حال دل بی تو خراب است،خودت میدانی
زندگی بی تو عذاب است،خودت میدانی
بی تو یک لحظه ندارد دل من صبروقرار
قلب من درتب وتاب است،خودت میدانی
#جمشیدی
زندگی بی تو عذاب است،خودت میدانی
بی تو یک لحظه ندارد دل من صبروقرار
قلب من درتب وتاب است،خودت میدانی
#جمشیدی
از تو سکوت مانده و از من صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو
حرفی که خالیام کند از سالها سکوت
حسی که باز پُر کندم از هوای تو
این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه میروم و پا به پای تو...
در خواب حرف میزنم و گریه میکنم
بیدار میکنند مرا دستهای تو
هِی شعر مینویسم و دلتنگ میشوم
حس میکنم کنارمی و آه... جای تو...
این شعر را رها کن و نشنیدهام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو...
#اصغرمعاذی
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو
حرفی که خالیام کند از سالها سکوت
حسی که باز پُر کندم از هوای تو
این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه میروم و پا به پای تو...
در خواب حرف میزنم و گریه میکنم
بیدار میکنند مرا دستهای تو
هِی شعر مینویسم و دلتنگ میشوم
حس میکنم کنارمی و آه... جای تو...
این شعر را رها کن و نشنیدهام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو...
#اصغرمعاذی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من کیستم! یک زن، که دنیا را نفهمیده
مـــرداب خامـــــوشی که دریا را نفهمیده
در لحظههای درد خو از بس که جا مانده
دلبیقــــراریهــــــای صحـــــرا را نفهمیده
دلتنگیاش در هر زمان تا بینهــــایت بود
از غصـــــهی امـــــروز، فـــــردا را نفهمیده
بااینکه در تنهـــاییاش پــروانه پر میزد
پـــــرواز دشت قـاصـــــــدکها را نفهمیده
در دستهایش آسمـــان جا میگرفت اما
باچشــــم بــــارانی تمــاشـــا را نفهمیده
هرچند با آیینهها هرلحظه خلوت داشت
تنهـــایـیاش را هیــچ کـس اما نفهمیده
#فاطمه_رنجبر
مـــرداب خامـــــوشی که دریا را نفهمیده
در لحظههای درد خو از بس که جا مانده
دلبیقــــراریهــــــای صحـــــرا را نفهمیده
دلتنگیاش در هر زمان تا بینهــــایت بود
از غصـــــهی امـــــروز، فـــــردا را نفهمیده
بااینکه در تنهـــاییاش پــروانه پر میزد
پـــــرواز دشت قـاصـــــــدکها را نفهمیده
در دستهایش آسمـــان جا میگرفت اما
باچشــــم بــــارانی تمــاشـــا را نفهمیده
هرچند با آیینهها هرلحظه خلوت داشت
تنهـــایـیاش را هیــچ کـس اما نفهمیده
#فاطمه_رنجبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله مـن خفت و نه ماهی
چشمـی به رهـت دوخته ام باز که شاید
بازآیی و برهانیم از چشم به راهی
#شهریار
نه مرغ شب از ناله مـن خفت و نه ماهی
چشمـی به رهـت دوخته ام باز که شاید
بازآیی و برهانیم از چشم به راهی
#شهریار
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
#شهریار
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
#شهریار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غـزل غـزل ترانـه شد، نگاهِ عاشقانه ات
قسم به چشمهای تو گرفته دل بهانه ات
قـلم نوشتـه از غمت، سـرودِ تلخِ انتظار
تمامِ حرف های من ز غـم شده ترانه ات
#آنجـلا_راد
قسم به چشمهای تو گرفته دل بهانه ات
قـلم نوشتـه از غمت، سـرودِ تلخِ انتظار
تمامِ حرف های من ز غـم شده ترانه ات
#آنجـلا_راد
دلتنگ صدای تو و لبریز سکوتم
من غنچهی تبعیدی باغ ملکوتم
بر باد نرفته است سر سبزم و عمری است
در باغچهی خاطره مدیون سکوتم
میخواهمت ای عشق که در ظلمت دنیا
من گم شدهی تشنه لبی در برهوتم
از خویش اگر دست کشیدم، نکشیدم
جز نقش تمنای تو در قاب قنوتم
گفتم همهجا از تو و از خویش نگفتم
من آینهی وصف جلال و جبروتم
#عطیهسادات_حجتی
من غنچهی تبعیدی باغ ملکوتم
بر باد نرفته است سر سبزم و عمری است
در باغچهی خاطره مدیون سکوتم
میخواهمت ای عشق که در ظلمت دنیا
من گم شدهی تشنه لبی در برهوتم
از خویش اگر دست کشیدم، نکشیدم
جز نقش تمنای تو در قاب قنوتم
گفتم همهجا از تو و از خویش نگفتم
من آینهی وصف جلال و جبروتم
#عطیهسادات_حجتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
#شهریار
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
#شهریار
سوار موج دریایم هوایم سرد،و طوفانی
کنار ساحلم باش و بیا یک شب به مهمانی
غم سنگین به دل دارد. گل شب بو برای من
مثال بید می لرزم به غم هایی که میدانی
گل محبوب من هستی بیارایی هوایم را
درون قلب من هر شب شدی یک عشق پنهانی
اسیر چشم آهویت بیا ای نازنین نرگس
سفر کردم به چشمانت که افتادم به زندانی
فضای محفلم شاد وچه شوقی در درون دارم
درآغوشم، تو جا دادی، محبت را به آسانی
#لیلا_رضاییان
کنار ساحلم باش و بیا یک شب به مهمانی
غم سنگین به دل دارد. گل شب بو برای من
مثال بید می لرزم به غم هایی که میدانی
گل محبوب من هستی بیارایی هوایم را
درون قلب من هر شب شدی یک عشق پنهانی
اسیر چشم آهویت بیا ای نازنین نرگس
سفر کردم به چشمانت که افتادم به زندانی
فضای محفلم شاد وچه شوقی در درون دارم
درآغوشم، تو جا دادی، محبت را به آسانی
#لیلا_رضاییان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازای که صبح امد و دل سوی تو دارد
خورشید به عالم زد و رو کوی تو دارد
هر گوشه ی دنیا صنمی عطرفشان کرد
زیبنده هوایی است ، فقط بوی تو دارد
#فرزاد_متین
خورشید به عالم زد و رو کوی تو دارد
هر گوشه ی دنیا صنمی عطرفشان کرد
زیبنده هوایی است ، فقط بوی تو دارد
#فرزاد_متین
در انتظار تو با عکس گفتگو دارم
نگاه خسته به دیوار روبرو دارم
چراغ خانه ی من ! بی تو راه دشوار است
میان کوچه ی تاریک های و هو دارم
تو ماه من شده ای بر فراز قله ، منم …
پلنگ قصه نشیبی که پیش رو دارم
بدون عشق کجا برکه جای زیبایست
که سرگذشت غم انگیز مثل قو دارم
شروع بغض سرآغاز سیل و ویرانی ست
شکسته توده ی ابری که در گلو دارم
تو عاشقانه ترین شعر من شدی که هنوز
کنار عکس تو با خویش گفتگو دارم
#امیر_دهقانی
نگاه خسته به دیوار روبرو دارم
چراغ خانه ی من ! بی تو راه دشوار است
میان کوچه ی تاریک های و هو دارم
تو ماه من شده ای بر فراز قله ، منم …
پلنگ قصه نشیبی که پیش رو دارم
بدون عشق کجا برکه جای زیبایست
که سرگذشت غم انگیز مثل قو دارم
شروع بغض سرآغاز سیل و ویرانی ست
شکسته توده ی ابری که در گلو دارم
تو عاشقانه ترین شعر من شدی که هنوز
کنار عکس تو با خویش گفتگو دارم
#امیر_دهقانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح را با غزل ناب تو بیدار شدن یعنی عشق
باز آماده ے دیدار شدن یعنی عشق
تو غزل گویی و من مست نگاهت باشم
چشم در چشم تو بیدار شدن یعنی عشق
#یلـــداڪولیـــوند
باز آماده ے دیدار شدن یعنی عشق
تو غزل گویی و من مست نگاهت باشم
چشم در چشم تو بیدار شدن یعنی عشق
#یلـــداڪولیـــوند
کجایی ای که می پیچم به خود از درد بعدازتو
خبرداری که این دوری چه بامن کرد بعدازتو؟
من و تنهایی وشبهای پر حسرت نمیدانی
غم دوری چه آخر بر سرم آورد بعدازتو؟
تعجب میکنم از تو که حتی عکس پُر مهرت
نگاهم میکند با یک نگاه سرد بعدازتو
گناهش از تو، حسرت از من و دیوانه گی از دل
که الحق دل صبوری میکند چون مرد بعدازتو
توبودی و من و آغوش گرم مهربانی ها
ولی حالا شدم تنهاترین شب گرد بعدازتو
به من گفتی صبوری آخرین راه است بعدازمن
صبوری باچه امید وچه دست آوردبعدازتو
#جواد_شادفر
خبرداری که این دوری چه بامن کرد بعدازتو؟
من و تنهایی وشبهای پر حسرت نمیدانی
غم دوری چه آخر بر سرم آورد بعدازتو؟
تعجب میکنم از تو که حتی عکس پُر مهرت
نگاهم میکند با یک نگاه سرد بعدازتو
گناهش از تو، حسرت از من و دیوانه گی از دل
که الحق دل صبوری میکند چون مرد بعدازتو
توبودی و من و آغوش گرم مهربانی ها
ولی حالا شدم تنهاترین شب گرد بعدازتو
به من گفتی صبوری آخرین راه است بعدازمن
صبوری باچه امید وچه دست آوردبعدازتو
#جواد_شادفر