تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی تو
گشته ام مست و خراباتی میخانه ی تو
چه نمودی که برفت از بدنم روح و روان
تو بسان شمعی و من سوخته پروانه ی تو
تو چه داشتی به روی و رخ افسونگر خود
که به یک لحظه نظر دل شده دیوانه ی تو
گر چه دیدم هزاران زشت و زیبا به عمر
منظر روی تو کرد مستم و مستانه ی تو
عاشقان در ره معشوق جامه را چاک دهند
جان کنم من به فدای رخ یکدانه ی تو
#محمد نور زاده
گشته ام مست و خراباتی میخانه ی تو
چه نمودی که برفت از بدنم روح و روان
تو بسان شمعی و من سوخته پروانه ی تو
تو چه داشتی به روی و رخ افسونگر خود
که به یک لحظه نظر دل شده دیوانه ی تو
گر چه دیدم هزاران زشت و زیبا به عمر
منظر روی تو کرد مستم و مستانه ی تو
عاشقان در ره معشوق جامه را چاک دهند
جان کنم من به فدای رخ یکدانه ی تو
#محمد نور زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موج دریا سنگ ساحل قصه ی چشمان توست
مهربانی ها نشان از عشق بی پایان توست
غرق شد در دل خیال لحظه های دیدنت
هر کجا هستی و هستم جان من قربان توست
#محمد عرفان اربابی
مهربانی ها نشان از عشق بی پایان توست
غرق شد در دل خیال لحظه های دیدنت
هر کجا هستی و هستم جان من قربان توست
#محمد عرفان اربابی
مطلع ناب غزل در شب تارم شده ای
بی قرارت شده ام،چون تو قرارم شده ای
چه مراعات و نظیریست میان من و تو
من شدم ناله و تو سیم دوتارم شده ای
من که درعشق تو رسوای دو عالم شده ام
کاش حاشا نکنی ، اینکه دچارم شده ای
مانده ام خیره به چشمان تو ای ساغرناب
شده سر مستْ غزل ،تا تو نگارم شده ای
#نسیم سحری
بی قرارت شده ام،چون تو قرارم شده ای
چه مراعات و نظیریست میان من و تو
من شدم ناله و تو سیم دوتارم شده ای
من که درعشق تو رسوای دو عالم شده ام
کاش حاشا نکنی ، اینکه دچارم شده ای
مانده ام خیره به چشمان تو ای ساغرناب
شده سر مستْ غزل ،تا تو نگارم شده ای
#نسیم سحری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر ندارم دل زمهرت دلبرا تا زنده ام
ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام
َ#سنایی
ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام
َ#سنایی
تا زمانی که تو هستی غزلم جان دارد
شعر من با تو فقط شور فراوان دارد
تا زمانی که تو هستی دل من میخندد
بی تو چشمان دلم نم نم باران دارد
تا زمانی که تو هستی همه جا سرسبز است
بی تو اما همه جا شکل بیابان دارد
تا زمانی که تو هستی چه بهاری دارم
بی تو هر فصل دلم سوز زمستان دارد
قدر احساس تو را این دل من میداند
چونکه احساس تو آرام دل و جان دارد
تا زمانی که تو هستی غم عالم هیچ است
زندگی با تو خوشیهای فراوان دارد
#اسماعیل_حاج_علیان
شعر من با تو فقط شور فراوان دارد
تا زمانی که تو هستی دل من میخندد
بی تو چشمان دلم نم نم باران دارد
تا زمانی که تو هستی همه جا سرسبز است
بی تو اما همه جا شکل بیابان دارد
تا زمانی که تو هستی چه بهاری دارم
بی تو هر فصل دلم سوز زمستان دارد
قدر احساس تو را این دل من میداند
چونکه احساس تو آرام دل و جان دارد
تا زمانی که تو هستی غم عالم هیچ است
زندگی با تو خوشیهای فراوان دارد
#اسماعیل_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبها غریبی میکنم از دوری چشمان تو
شمع و چراغ خانهام روشن به راهت ماندهاست
هرتکهای از قلب من نام تورا بوسیدهاست
ای برترین شعرو نوا ماندن به راهت ماندهاست
#عباسعظیمزاده
شمع و چراغ خانهام روشن به راهت ماندهاست
هرتکهای از قلب من نام تورا بوسیدهاست
ای برترین شعرو نوا ماندن به راهت ماندهاست
#عباسعظیمزاده
قلمم قافیه پرداز نگاهت شده باز
غزلم محو تو و چشم سیاهت شده باز
باز امشب نفسم رفته برای نفست
بی قرار نفس و صورت ماهت شده باز
کنج شطرنج خیال و من ِ دیوانه ی مات!
عقل بیچاره اسیر رخ و شاهت شده باز
همه جا بام ِ بلند است ولی کفتر دل
جلد بی چون و چرای ته چاهت شده باز
گرچه خورشیدی و روشنگر منظومه ی مهر
ماه من مشتری گاه به گاهت شده باز
#فرحناز_فرهمند
غزلم محو تو و چشم سیاهت شده باز
باز امشب نفسم رفته برای نفست
بی قرار نفس و صورت ماهت شده باز
کنج شطرنج خیال و من ِ دیوانه ی مات!
عقل بیچاره اسیر رخ و شاهت شده باز
همه جا بام ِ بلند است ولی کفتر دل
جلد بی چون و چرای ته چاهت شده باز
گرچه خورشیدی و روشنگر منظومه ی مهر
ماه من مشتری گاه به گاهت شده باز
#فرحناز_فرهمند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از چراغانی چشمان تو من جان دارم
بیتو یک نسبت نزدیک به باران دارم
روشنـــم از تو و آن منحنی لب هایت
من به لبخند پراز صبح تو ایمان دارم
#معصومه_صابر
بیتو یک نسبت نزدیک به باران دارم
روشنـــم از تو و آن منحنی لب هایت
من به لبخند پراز صبح تو ایمان دارم
#معصومه_صابر
رؤیای گره خورده به دلتنگیِ بسیار
ای بر لبِ من، نامِ تو پیوسته پدیدار
با اینکه دلم در پیِ همراهیِ با توست
برعکس من امّا، دلت انگار نه انگار
در سینه به شوقِ تو کماکان نفسی هست
جان در قفسِ تن، به هوای تو گرفتار
شادم که به دست تو شکست آینهٔ من
غیر از تو چه کس بود بر این امر سزاوار!
جز مِهر میان من و چشمت سخنی نیست
تکرار به تکرار به تکرار به تکرار
از زندگیِ بی تو همین بس که بگویم:
دلگیرم و دلخسته، دل آزرده و بیزار
#حسین فروتن
ای بر لبِ من، نامِ تو پیوسته پدیدار
با اینکه دلم در پیِ همراهیِ با توست
برعکس من امّا، دلت انگار نه انگار
در سینه به شوقِ تو کماکان نفسی هست
جان در قفسِ تن، به هوای تو گرفتار
شادم که به دست تو شکست آینهٔ من
غیر از تو چه کس بود بر این امر سزاوار!
جز مِهر میان من و چشمت سخنی نیست
تکرار به تکرار به تکرار به تکرار
از زندگیِ بی تو همین بس که بگویم:
دلگیرم و دلخسته، دل آزرده و بیزار
#حسین فروتن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوش نشاندم بر دلِ دیوانه ام پنهان تو را
گر بلایی آیدت خواهم بلا گردان تو را
داد هر کس دل به دلداری دلش ارام شد
بی سبب نیست که خوانم دلبر و جانان تو را
#راحم_تبریزی
گر بلایی آیدت خواهم بلا گردان تو را
داد هر کس دل به دلداری دلش ارام شد
بی سبب نیست که خوانم دلبر و جانان تو را
#راحم_تبریزی
چندیست که دلگیر شده حال و هوایم
درد است که افتاده در آهنگ صدایم
من دور شدم از خودم و از تو و از عشق
در بند هـــــزار دوزخ از سمت خدایم...
هرشب به فراق تو،در اندوه تو، بیدار...
هردم بدود بغض جهان پای به پایم
تو یک نفری...یک نفری...یک نفر اما
این یک نفر اندازه ی دنیاست برایم...
این قدر نگو رفتن تو دست خودت نیست!
اینقدر نخـــــواه گریه ام را بسُرایــــــم
برگرد و به این مُرده ی دیوانه بگو کیست...
این سایه ی محبوس که زنده ست به جایم
گر باز نمی گردی بده آدرست را...
تا حدِّاقل من به سراغ تو بیایم...
#خدیجه_نصیری
درد است که افتاده در آهنگ صدایم
من دور شدم از خودم و از تو و از عشق
در بند هـــــزار دوزخ از سمت خدایم...
هرشب به فراق تو،در اندوه تو، بیدار...
هردم بدود بغض جهان پای به پایم
تو یک نفری...یک نفری...یک نفر اما
این یک نفر اندازه ی دنیاست برایم...
این قدر نگو رفتن تو دست خودت نیست!
اینقدر نخـــــواه گریه ام را بسُرایــــــم
برگرد و به این مُرده ی دیوانه بگو کیست...
این سایه ی محبوس که زنده ست به جایم
گر باز نمی گردی بده آدرست را...
تا حدِّاقل من به سراغ تو بیایم...
#خدیجه_نصیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشبختترین شاعر این شهر منم که ،
معشوق همه شعر و غزلهام تو هستی ...
غیر از تو برای چه کسی شعر بگویم
وقتی همهی هستی و دنیام تو هستی ...؟!
#صادق_طهرانی_زاده
معشوق همه شعر و غزلهام تو هستی ...
غیر از تو برای چه کسی شعر بگویم
وقتی همهی هستی و دنیام تو هستی ...؟!
#صادق_طهرانی_زاده
چشم وا کردم و دیدم که خدایم «تو شدی»
دفتر پُر غزل خاطرههایم «تو شدی»
در سَرَم نیست بجُز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم «تو شدی»
درد من دوری از توست، بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دَوایم «تو شدی»
دورم از دین خودم.. قِبلهی من گُم شده و
مَعبد و قِبلهی من.. ذکر دُعایم «تو شدی»
دور این میز که از خاطرههایت میگفت
باز هم بانی یخ کردن چایم «تو شدی»
خانه مسکوت.. غزل مُرده و من بیتابم
علت زلزله در زنگ صدایم «تو شدی»
#علیرضا_آذر
دفتر پُر غزل خاطرههایم «تو شدی»
در سَرَم نیست بجُز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم «تو شدی»
درد من دوری از توست، بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دَوایم «تو شدی»
دورم از دین خودم.. قِبلهی من گُم شده و
مَعبد و قِبلهی من.. ذکر دُعایم «تو شدی»
دور این میز که از خاطرههایت میگفت
باز هم بانی یخ کردن چایم «تو شدی»
خانه مسکوت.. غزل مُرده و من بیتابم
علت زلزله در زنگ صدایم «تو شدی»
#علیرضا_آذر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM