تو مثل خنده ے گل ، مثل خواب پروانه
تو مثل آن چه ڪه نا گفتنے است ، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
ڪه جاودانه ترین لحظه ے تماشایی
#حسین_منزوی
تو مثل آن چه ڪه نا گفتنے است ، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
ڪه جاودانه ترین لحظه ے تماشایی
#حسین_منزوی
با تـو ڪہ آشنا شـدم بـا نفست،صـدا شدم
چشم به چشمِ آسمان،هم نفس خدا شدم
مـثـل طلـوع مـاہ شـب در گـذر ستـارہ هـا
با تـو طلـوع ڪـردم و راهـیِ نـا ڪـجـا شدم
قـبـل تـو و نـگـاهِ تـو ، آهـنِ کهنه بـودم و
با دَمِ ڪیمیای ات نـقــرہ شـدم، طـلا شدم
لب بہ لبم گـذاشتے عشق بہ سینہ ڪاشتی
آہ بہ لـب چـہ داشتـے؟ درد شـدم دوا شدم
با تو ردیفِ شعرِ من،بوسهبهحرفو واژہ زد
"من"به"منت سپردموما شدم و شما شدم
تا برسم به ڪـویِ تـو سر بڪشم سبـوی تـو
بوسہ شوم بہ رویِ تو ، باد شدم ،صبا شدم
قبلہ و سجدہ گـاهِ من پشتِ من و پناہ من
با تـو عـروج ڪردم و،از بدنـم جداشدم
#مجتبی_خوش_زبان
چشم به چشمِ آسمان،هم نفس خدا شدم
مـثـل طلـوع مـاہ شـب در گـذر ستـارہ هـا
با تـو طلـوع ڪـردم و راهـیِ نـا ڪـجـا شدم
قـبـل تـو و نـگـاهِ تـو ، آهـنِ کهنه بـودم و
با دَمِ ڪیمیای ات نـقــرہ شـدم، طـلا شدم
لب بہ لبم گـذاشتے عشق بہ سینہ ڪاشتی
آہ بہ لـب چـہ داشتـے؟ درد شـدم دوا شدم
با تو ردیفِ شعرِ من،بوسهبهحرفو واژہ زد
"من"به"منت سپردموما شدم و شما شدم
تا برسم به ڪـویِ تـو سر بڪشم سبـوی تـو
بوسہ شوم بہ رویِ تو ، باد شدم ،صبا شدم
قبلہ و سجدہ گـاهِ من پشتِ من و پناہ من
با تـو عـروج ڪردم و،از بدنـم جداشدم
#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منِ خسته چون ندارم نفسی قرار بیتو
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
تردید ندارم که شدی راحت جانم
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم
از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم
#حسین_منزوی
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم
از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم
#حسین_منزوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا تو در شعر منی، آرایه میخواهم چهکار ...
شاعرم؛ دل میپرستم، آیه میخواهم چهکار ...
با حضورت خانهی من را گلستان کردهای
پرسه در باغ گل همسایه میخواهم چهکار ...
#محمد بزاز
شاعرم؛ دل میپرستم، آیه میخواهم چهکار ...
با حضورت خانهی من را گلستان کردهای
پرسه در باغ گل همسایه میخواهم چهکار ...
#محمد بزاز
به دیـــــدار جــهانِ نابهســامانم،، بیا گـاهی..
بــــرای خــــاطرِ حــال پریشانم،، بیا گـاهی..
تو بهتر میشناسی جای زخمِ کهنهام را، پس،،
نوازش کن غـمم را، مـحضِ درمانم بیا گاهي..
مــرا از پشت هیچستانِ دردوغـصه پیدا کن،،
پـگـــاهِ آفــتابم،، تا شبــستانم،، بــیا گــاهی..
سـُراغ چــتر و باران را، بگـیر از آسـمانِ من،،
به دنـــبال نــــگاهِ مـــاهِ تابانم،، بــیا گاهی..
برایت آتــشم،، تا مرز خـاکستر شدن تا دود،،
برایم تـَب کن از سمتِ زمـستانم،، بیا گاهی..
بهروی دستِ خود مانده تن متروکوبیجانم،،
قـــرار و التــیامِ روحِ ویــرانم،، بـــیا گاهی..
مــیان ازدحام زنـــدهبودن، بیتــو میمیرم،،
دوام آوردهام تـــا روز پــایــانم،، بیـــا گاهی..
#نگار_حسینی
بــــرای خــــاطرِ حــال پریشانم،، بیا گـاهی..
تو بهتر میشناسی جای زخمِ کهنهام را، پس،،
نوازش کن غـمم را، مـحضِ درمانم بیا گاهي..
مــرا از پشت هیچستانِ دردوغـصه پیدا کن،،
پـگـــاهِ آفــتابم،، تا شبــستانم،، بــیا گــاهی..
سـُراغ چــتر و باران را، بگـیر از آسـمانِ من،،
به دنـــبال نــــگاهِ مـــاهِ تابانم،، بــیا گاهی..
برایت آتــشم،، تا مرز خـاکستر شدن تا دود،،
برایم تـَب کن از سمتِ زمـستانم،، بیا گاهی..
بهروی دستِ خود مانده تن متروکوبیجانم،،
قـــرار و التــیامِ روحِ ویــرانم،، بـــیا گاهی..
مــیان ازدحام زنـــدهبودن، بیتــو میمیرم،،
دوام آوردهام تـــا روز پــایــانم،، بیـــا گاهی..
#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#مسعود اردلان
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#مسعود اردلان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به سر شوق سر کوی ته دیرم
به دل مهر مه ِ روی ته دیرم
بت من کعبه ی من قبله ی من
تهای هر سو نظر سوی ته دیرم
#باباطاهر
به دل مهر مه ِ روی ته دیرم
بت من کعبه ی من قبله ی من
تهای هر سو نظر سوی ته دیرم
#باباطاهر
عاشق شدم و دیدمت از فرط عقیده
زیبای جهانی و رخت شمس ندیده
دل بستم و دیوانه ی دیدار تو گشتم
با عشق نوشتم سرشب بیت و قصیده
ای ماه رخت قبله گه هوش و حواسم
چشمان تو در جان و دلم خوب خزیده
عالم همه دنبال گل و بلبل و ریحان
من مست دو چشمان تو و لعل گزیده
پیمانه به پیمانه ز مِی، خوردم و هرگز
مستانه نشد این دل از درد رهیده
هر شب چو شهابی سر راه تو نشستم
شاید برسی بر دل این قد خمیده
#شهاب اردبیلی
زیبای جهانی و رخت شمس ندیده
دل بستم و دیوانه ی دیدار تو گشتم
با عشق نوشتم سرشب بیت و قصیده
ای ماه رخت قبله گه هوش و حواسم
چشمان تو در جان و دلم خوب خزیده
عالم همه دنبال گل و بلبل و ریحان
من مست دو چشمان تو و لعل گزیده
پیمانه به پیمانه ز مِی، خوردم و هرگز
مستانه نشد این دل از درد رهیده
هر شب چو شهابی سر راه تو نشستم
شاید برسی بر دل این قد خمیده
#شهاب اردبیلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
#حافظ
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
#حافظ
آغوشِ تو مرموزترین؛ نقطهے دنیاست..
من ڪاشفم و مشغلهام؛ حلِ معماست..
در رأسِ مَدارِ دل تو؛ خیمہ زد عشقم..
در قلّهترین جایِ دلم؛ وِلوِلہ برپاست..
عشقے ڪہ در ابراز، گرفتارِ غرور است..
دیوارِ ڪجے چیدہ شده؛ تا بہ ثریاست..
برحاشیهے جلگهے ؛قلبت ڪہ نشستم..
دیدم ڪہ زمان در طلبِ؛ عشق مُهیاست..
چشمِ سیهت؛ دزد شد و قلبِ مرا برد..
لبخند لبت، سارقِ بر سایرِ اعضاست..
مِهرت ڪہ بہ جان و تنِ من؛ ریشہ دوانده..
یڪبارہ دچار تو شدن؛ هم ڪہ مُجزاست..
حالا ڪہ شدہ فتح دلت، ثبت جهانی..
پرچم زدم، آسودہ شدم، خانهام آنجاست..
#الهام_رازقے
من ڪاشفم و مشغلهام؛ حلِ معماست..
در رأسِ مَدارِ دل تو؛ خیمہ زد عشقم..
در قلّهترین جایِ دلم؛ وِلوِلہ برپاست..
عشقے ڪہ در ابراز، گرفتارِ غرور است..
دیوارِ ڪجے چیدہ شده؛ تا بہ ثریاست..
برحاشیهے جلگهے ؛قلبت ڪہ نشستم..
دیدم ڪہ زمان در طلبِ؛ عشق مُهیاست..
چشمِ سیهت؛ دزد شد و قلبِ مرا برد..
لبخند لبت، سارقِ بر سایرِ اعضاست..
مِهرت ڪہ بہ جان و تنِ من؛ ریشہ دوانده..
یڪبارہ دچار تو شدن؛ هم ڪہ مُجزاست..
حالا ڪہ شدہ فتح دلت، ثبت جهانی..
پرچم زدم، آسودہ شدم، خانهام آنجاست..
#الهام_رازقے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چہ خوش باشدنڪَاهم روے زیباے تو بـاشـد
سرِ صبح چشمِ من ، غرقِ تماشاے تـو بـاشـد
چہ خوش باشد ، ڪبوتر با ڪبوتر ، باز بـا بــاز
پَـرِ پـروازِ من ، بسـتہ بہ پـرهاے تـو بـاشــد
#ابوالفضل_شمسی
سرِ صبح چشمِ من ، غرقِ تماشاے تـو بـاشـد
چہ خوش باشد ، ڪبوتر با ڪبوتر ، باز بـا بــاز
پَـرِ پـروازِ من ، بسـتہ بہ پـرهاے تـو بـاشــد
#ابوالفضل_شمسی
عشقِ من، آرامشِ بیوصفِ شعرِ ناب بود
سخت خاطرهخواهِ اشعارِ منِ بیتاب بود
کوک کرده ساز ناکوکِ دلم را ماهِ من
چشمهایِ پرفروغش، مستیِ مهتاب بود
بیبدیلی مثلِ او پیدا نشد در قلب من
نمنمِ باران،...نماهنگِ زلالِ آب بود
عادتم داده به شبهاےِ بدونِ بودنش
یاد او بیدارےِ ملموسِ طعم خواب بود
مثلِ اشعارِ پریشانخاطرم، آرامِ دل
پا به پاے بیقراریهاےِ من، بیتاب بود
#کبری_رحمتی
سخت خاطرهخواهِ اشعارِ منِ بیتاب بود
کوک کرده ساز ناکوکِ دلم را ماهِ من
چشمهایِ پرفروغش، مستیِ مهتاب بود
بیبدیلی مثلِ او پیدا نشد در قلب من
نمنمِ باران،...نماهنگِ زلالِ آب بود
عادتم داده به شبهاےِ بدونِ بودنش
یاد او بیدارےِ ملموسِ طعم خواب بود
مثلِ اشعارِ پریشانخاطرم، آرامِ دل
پا به پاے بیقراریهاےِ من، بیتاب بود
#کبری_رحمتی