This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تــو بگویی ســایه بــانت می شوم
نقطه ای در عمقِ جــانت می شوم
آن چنـان مستـــم در احوالِ تو که
هرچه خواهی من همانت می شوم ..
ُ#امید_قهرمانی
نقطه ای در عمقِ جــانت می شوم
آن چنـان مستـــم در احوالِ تو که
هرچه خواهی من همانت می شوم ..
ُ#امید_قهرمانی
می کشم نفسها را در هوای دلتنگی
بی تو سخت بیمارم کو دوای دلتنگی
خانه بی تو غمگین و بی توخانه خاموش است
عشوه میکند با من جای جای دلتنگی
تا که خاطراتم را می زنم ورق بی تو
می روم به رویاها پا به پای دلتنگی
از وداع آن روزت تا تمام روز و شب
لحظه لحظه درگیرم با جفای دلتنگی
شب که می رسد تنها زیر سایه مهتاب
می کنم غزل نجوا با نوای دلتنگی
دل پری شده هر شب لای لای خواب من
صبح زود بیدارم با صدای دلتنگی
عاقبت نمی دانم این قطار تنهایی
می برد مرا با خود تا کجای دلتنگی
#تقی_شیرین_زاده
بی تو سخت بیمارم کو دوای دلتنگی
خانه بی تو غمگین و بی توخانه خاموش است
عشوه میکند با من جای جای دلتنگی
تا که خاطراتم را می زنم ورق بی تو
می روم به رویاها پا به پای دلتنگی
از وداع آن روزت تا تمام روز و شب
لحظه لحظه درگیرم با جفای دلتنگی
شب که می رسد تنها زیر سایه مهتاب
می کنم غزل نجوا با نوای دلتنگی
دل پری شده هر شب لای لای خواب من
صبح زود بیدارم با صدای دلتنگی
عاقبت نمی دانم این قطار تنهایی
می برد مرا با خود تا کجای دلتنگی
#تقی_شیرین_زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیا
باران بی ملاحظه ی ناگهان بیا
چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا
#فاضل نظری
باران بی ملاحظه ی ناگهان بیا
چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا
#فاضل نظری
من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو باشم
ديـوانـه و سرگشته و حيرانِ تـو باشم
گفتم: تـو جهانی، که بدانی کـه بمانی
آغوش گشودم كـه جهانبانِ تـو باشم
حبسِ ابـد و ضربه ی شلاق و شكنجه
خوب است اگر گوشهٔ زندانِ تـو باشم
درخواب تورا خواندم وجانۍکه شنیدم
در خواب ببينـم كه مگر جانِ تـو باشم
دور است كنارِ تـو نشستن كه مرا بس
گلـدانِ گُلی گـوشه ی ایوانِ تـو باشم
#الهه حصاری
ديـوانـه و سرگشته و حيرانِ تـو باشم
گفتم: تـو جهانی، که بدانی کـه بمانی
آغوش گشودم كـه جهانبانِ تـو باشم
حبسِ ابـد و ضربه ی شلاق و شكنجه
خوب است اگر گوشهٔ زندانِ تـو باشم
درخواب تورا خواندم وجانۍکه شنیدم
در خواب ببينـم كه مگر جانِ تـو باشم
دور است كنارِ تـو نشستن كه مرا بس
گلـدانِ گُلی گـوشه ی ایوانِ تـو باشم
#الهه حصاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو هر شب منم و گوشه تنهایی خویش
پای در دامن غم، سر به گریبان ملال
وه! چه فرخنده شبی باشد و خرّم روزی
که فراق تو مبدل شده باشد به وصال
#هلالی_جغتابی
پای در دامن غم، سر به گریبان ملال
وه! چه فرخنده شبی باشد و خرّم روزی
که فراق تو مبدل شده باشد به وصال
#هلالی_جغتابی
بیا ای نازنین در خواب من گاهی نگاهم کن
و با لبخند های مهربانت رو به راهم کن
خیالم را فرستادم برای دیدن رویت
بده بوسه به من یارا مرا غرق گناهم کن
گدایی بی کسم اما تورا من دوستت دارم
تو ای شهزاده ی رویا بده دستی و شاهم کن
تمام روز و شب والله خیال تو به سر دارم
تو فکری بر دل زار و به قلب بی پناهم کن
خدایا حکمتت را شکر بر حال دلم بنگر
تو چاره بر دل زار و به این سرمای آهم کن
#مسعود اردلان
و با لبخند های مهربانت رو به راهم کن
خیالم را فرستادم برای دیدن رویت
بده بوسه به من یارا مرا غرق گناهم کن
گدایی بی کسم اما تورا من دوستت دارم
تو ای شهزاده ی رویا بده دستی و شاهم کن
تمام روز و شب والله خیال تو به سر دارم
تو فکری بر دل زار و به قلب بی پناهم کن
خدایا حکمتت را شکر بر حال دلم بنگر
تو چاره بر دل زار و به این سرمای آهم کن
#مسعود اردلان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار که من با تو سرانجام بگیرم
لختی زِ صفای دل تو کام بگیرم
بگذار شوم دلبر زیبا و قشنگت
من گوشه ی آغوش تو آرام بگیرم
#لادری
لختی زِ صفای دل تو کام بگیرم
بگذار شوم دلبر زیبا و قشنگت
من گوشه ی آغوش تو آرام بگیرم
#لادری
هر لحظه میجویم تو را جانم اسیرم می شوی؟
دراین خرابستان دل راه و مسیرم می شوی؟
من مینویسم یک غزل احساس نابش چشم تو
با آن نگاه مست خود نور منیرم می شوی؟
دل را سپردم دست تو تا باغبان دل شوی
تا گل بروید در دلم باغ کبیرم می شوی؟
من در به در دنبال تو مثل زلیخایم هنوز
ترسم که رسوایم کنی یوسف امیرم میشوی؟
صد لشکر آوردی مرا از پا بیندازی چرا؟
در لشکر بیعاطفه همواره پیرم میشوی؟
با روح شاعر پیشهام سرریزم از شعر و شراب
با عشق آتش گسترت تنها ضمیرم میشوی؟
تنها به یاد بودنت احساس بودن می کنم
جان عزیز این «نفس » یار دلیرم میشوی؟
#مرتضی درویشی
دراین خرابستان دل راه و مسیرم می شوی؟
من مینویسم یک غزل احساس نابش چشم تو
با آن نگاه مست خود نور منیرم می شوی؟
دل را سپردم دست تو تا باغبان دل شوی
تا گل بروید در دلم باغ کبیرم می شوی؟
من در به در دنبال تو مثل زلیخایم هنوز
ترسم که رسوایم کنی یوسف امیرم میشوی؟
صد لشکر آوردی مرا از پا بیندازی چرا؟
در لشکر بیعاطفه همواره پیرم میشوی؟
با روح شاعر پیشهام سرریزم از شعر و شراب
با عشق آتش گسترت تنها ضمیرم میشوی؟
تنها به یاد بودنت احساس بودن می کنم
جان عزیز این «نفس » یار دلیرم میشوی؟
#مرتضی درویشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمام دل خوشی ام شور عاشقانه ی توست
دو چشم منتظرم تا همیشه خانه ی توست
تو صبر گفتی و من خسته از شکیبایی
تمام زندگی ام ، غرق در بهانه ی توست
#شفیعی_کدکنی
دو چشم منتظرم تا همیشه خانه ی توست
تو صبر گفتی و من خسته از شکیبایی
تمام زندگی ام ، غرق در بهانه ی توست
#شفیعی_کدکنی
تو اتفاقی تازه در شعر و غزل هستی
زیباترین تلمیح و تشبیه و مثل هستی
شیرین ترین حرفی میان واژه های شعر
عطر و گلابت جای خود دارد ،عسل هستی
عاشق کش و شیرین و شهر آشوب شیرازی
مضمون شعر حافظ و شیخ اجل هستی
با خنده از گلدسته ی زیبای لبهایت
هنگامه ی حی علی خیر العمل هستی
شرمنده ی شعری شدم ناقابلت اما
دلخوش به اینم در خیالم لااقل هستی
پیچیده ای در هم خیال شاعرانت را
تو اتفاقی تازه در شعر و غزل هستی
#سعید_اصلانی
زیباترین تلمیح و تشبیه و مثل هستی
شیرین ترین حرفی میان واژه های شعر
عطر و گلابت جای خود دارد ،عسل هستی
عاشق کش و شیرین و شهر آشوب شیرازی
مضمون شعر حافظ و شیخ اجل هستی
با خنده از گلدسته ی زیبای لبهایت
هنگامه ی حی علی خیر العمل هستی
شرمنده ی شعری شدم ناقابلت اما
دلخوش به اینم در خیالم لااقل هستی
پیچیده ای در هم خیال شاعرانت را
تو اتفاقی تازه در شعر و غزل هستی
#سعید_اصلانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم از پی آن دارم تا روی تو میبینم
دل را همه میل جان با سوی تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا که حیات جان باروی تو میبینم
#عطار_نیشابوری
دل را همه میل جان با سوی تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا که حیات جان باروی تو میبینم
#عطار_نیشابوری
براے شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانہ اے
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے...
#شهناز_صمدی
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے...
#شهناز_صمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعر شده ام تا غزلِ ناب، تو باشی
این شعر پر از شور و تب تاب،تو باشی
تو آمده ای بر لب من جان بگیری
خواهم که بر این لوح دلم قاب،تو باشی
#رضا_غلامی
این شعر پر از شور و تب تاب،تو باشی
تو آمده ای بر لب من جان بگیری
خواهم که بر این لوح دلم قاب،تو باشی
#رضا_غلامی