دوست دارم ساعتے با چشم تو خلوت ڪنم
در ڪنارت جا بگیرم با لبت صحبت ڪنم
محو رویت، روبرویت، دوست دارم، ماه من
از دل بیتاب خود پیش دلت غیبت ڪنم
چون تو یک دل،یار همدل، کی کجا پیدا شود؟
دوست دارم با دل یک رنگ تو بیعت ڪنم
قلب من هر لحظه با شوق تو نبضش میزند
بے حضور تو چرا با زندگے وصلت ڪنم؟
بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین
از من اے آرام جان، هرگز مخواه ترڪت ڪنم
بزم عشقے چیدهام در قلب مجروحم، تو را
با تمام عاشقے در بزم خود دعوت ڪنم
جان من مملو از تڪرار یادت دم به دم
این محال است من به دوری از غمت عادت کنم
#محمد احمدوند
در ڪنارت جا بگیرم با لبت صحبت ڪنم
محو رویت، روبرویت، دوست دارم، ماه من
از دل بیتاب خود پیش دلت غیبت ڪنم
چون تو یک دل،یار همدل، کی کجا پیدا شود؟
دوست دارم با دل یک رنگ تو بیعت ڪنم
قلب من هر لحظه با شوق تو نبضش میزند
بے حضور تو چرا با زندگے وصلت ڪنم؟
بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین
از من اے آرام جان، هرگز مخواه ترڪت ڪنم
بزم عشقے چیدهام در قلب مجروحم، تو را
با تمام عاشقے در بزم خود دعوت ڪنم
جان من مملو از تڪرار یادت دم به دم
این محال است من به دوری از غمت عادت کنم
#محمد احمدوند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای دلبرخوش چهره ازتو چه نهان باشد
من عـاشق روی تو ، تا روح و روان باشد.
آن زلف سیاه توآن روی چو ماه تو
جانم به فدای تو، تا جان و جهان باشد.
#مجید_سروری
من عـاشق روی تو ، تا روح و روان باشد.
آن زلف سیاه توآن روی چو ماه تو
جانم به فدای تو، تا جان و جهان باشد.
#مجید_سروری
تمام شعر من تویی همنفس ترانه ها
طبیب قلب خسته ام نوای عاشقانه ها
دمادم از حضور تو غرقه به نور میشوم
تجلی سپید عشق به ظلمت شبانه ها
نگاه عاشقانه ات به سان آتش درون
زند به روح من شرر ،کشد همی زبانه ها
من از هوای تو پرم ز آن شمیم دلگشا
رمیده دل ز زندگی تهی شد از بهانه ها
توام شدی بهانه ام به روزگار بی کسی
ز شوق تو روانه ام به سوی بی کرانه ها
#محمد علی نادری مأنوس
طبیب قلب خسته ام نوای عاشقانه ها
دمادم از حضور تو غرقه به نور میشوم
تجلی سپید عشق به ظلمت شبانه ها
نگاه عاشقانه ات به سان آتش درون
زند به روح من شرر ،کشد همی زبانه ها
من از هوای تو پرم ز آن شمیم دلگشا
رمیده دل ز زندگی تهی شد از بهانه ها
توام شدی بهانه ام به روزگار بی کسی
ز شوق تو روانه ام به سوی بی کرانه ها
#محمد علی نادری مأنوس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نگاهت عشق را دیدم و دلبسته شدم
آرزو کردم و از هر دو جهان خسته شدم
مست چشمان تو گشتم به هیاهوی نگاه
تا به این قصّه ی تعبیر تو وابسته شدم
#حمید_رضا_یگانه
آرزو کردم و از هر دو جهان خسته شدم
مست چشمان تو گشتم به هیاهوی نگاه
تا به این قصّه ی تعبیر تو وابسته شدم
#حمید_رضا_یگانه
اجازه میدهی گاهی سرم بر شانه ات باشد
که بعد از این دلِ تنهایِ من دیوانه ات باشد
خجالت میکشم این را بگویم میشود شیرین
همین فرهادِ دلداده یکی یکدانه ات باشد
نه از غم که غمی دیگرنخواهم داشت از شوقت
اجازه میدهی اشکم چراغِ خانه ات باشد
پس ازاین میشوداز آنِ من باشی چنانی که
به فرهنگِ لغت هر آشنا بیگانه ات باشد
اگر بدپیله ام شرمنده اما آرزو دارم
جهانم غرق در نقشِ پرِ پروانه ات باشد
فقط لب ترکنی درخودفرو میریزم از عشقت
چه اشکالی مگر دارد دلی ویرانه ات باشد
چه زیبا میشود دنیا اگر باشی پذیرایم
که سهمم تا ابد لبخندِ معصومانه ات باشد
جهان رافتح خواهدکردروزی شاعری چون من
اگر شعرش چنین افسونگرِ افسانه ات باشد
#شهراد میدری
که بعد از این دلِ تنهایِ من دیوانه ات باشد
خجالت میکشم این را بگویم میشود شیرین
همین فرهادِ دلداده یکی یکدانه ات باشد
نه از غم که غمی دیگرنخواهم داشت از شوقت
اجازه میدهی اشکم چراغِ خانه ات باشد
پس ازاین میشوداز آنِ من باشی چنانی که
به فرهنگِ لغت هر آشنا بیگانه ات باشد
اگر بدپیله ام شرمنده اما آرزو دارم
جهانم غرق در نقشِ پرِ پروانه ات باشد
فقط لب ترکنی درخودفرو میریزم از عشقت
چه اشکالی مگر دارد دلی ویرانه ات باشد
چه زیبا میشود دنیا اگر باشی پذیرایم
که سهمم تا ابد لبخندِ معصومانه ات باشد
جهان رافتح خواهدکردروزی شاعری چون من
اگر شعرش چنین افسونگرِ افسانه ات باشد
#شهراد میدری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک شبی مهمان قلبم باش تا در بسترم
با شرابِ بوسه هایِ ممتدم مستت کنم
یک شبی با من بمان تا در میانِ بزمِ عشق
ماه را بردارم و چون حلقهای دستت کنم
#مجتبی_خوش_زبان
با شرابِ بوسه هایِ ممتدم مستت کنم
یک شبی با من بمان تا در میانِ بزمِ عشق
ماه را بردارم و چون حلقهای دستت کنم
#مجتبی_خوش_زبان
نذر چشمان تو باشد بیت بیت شعرهایم
من تمام شعرهایم را به نامت میسرایم
تو تمام زندگی هستی و من در جستجویت
مانده بر بهت زمین، هر جا پیتو ردّ پایم
ریشه کرده در گلویم بغض سرگردانی من
با نگاهت میشود آیا کنی یک شب صدایم؟
تا که امشب قصهی دوری تو پایان بگیرد
دستهایم را به سمت آسمانها میگشایم
ای پر از عطر حضورت باغ یاد خستهی من
من به نقش چشمهای ساکت تو آشنایم
واژهواژه گفتههایم رنگ و بوی عشق دارد
نذر چشمان تو باشد بیت بیت شعرهایم
#شیوا_فرازمند
من تمام شعرهایم را به نامت میسرایم
تو تمام زندگی هستی و من در جستجویت
مانده بر بهت زمین، هر جا پیتو ردّ پایم
ریشه کرده در گلویم بغض سرگردانی من
با نگاهت میشود آیا کنی یک شب صدایم؟
تا که امشب قصهی دوری تو پایان بگیرد
دستهایم را به سمت آسمانها میگشایم
ای پر از عطر حضورت باغ یاد خستهی من
من به نقش چشمهای ساکت تو آشنایم
واژهواژه گفتههایم رنگ و بوی عشق دارد
نذر چشمان تو باشد بیت بیت شعرهایم
#شیوا_فرازمند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو برام مث یه رویا، همیشه شیرین و نابی
تو هیاهوی نیازم، تو مث جام شرابی
تو برام قشنگ ترینی، تو عزیزی بهترینی
تو گلی تو نازنینی ، تو برام ماه زمینی
#بهروزقاسمی
تو هیاهوی نیازم، تو مث جام شرابی
تو برام قشنگ ترینی، تو عزیزی بهترینی
تو گلی تو نازنینی ، تو برام ماه زمینی
#بهروزقاسمی
نم نمِ باران به شب، یک کُنجِ خلوت، من وَ تو
خیسِ دلتنگی شدن از جنسِ غربت، من وَ تو
بـاز هم دل می بَری، بـا صورتِ ماهـت ز ماه
ای فدای چشمِ تو، گُل کرده صحبت، من وَ تو
مثلِ آن بـرگِ شقایق های عاشق... خسته ام
شانه هایت تکیه گاهم از محبت، من وَ تو
چیده ام گًل دسته دسته یاسمن سوسن اقاقی
تا بریزم زیـرِ پـاهـایت بـه حرمت ، من وَ تو
دوستت دارم.. مثـالِ تشنـه ای در قحطِ آب
بوسه از لب های تو سیرابِ فرصت ، من وَ تو
#جواد_الماسی
خیسِ دلتنگی شدن از جنسِ غربت، من وَ تو
بـاز هم دل می بَری، بـا صورتِ ماهـت ز ماه
ای فدای چشمِ تو، گُل کرده صحبت، من وَ تو
مثلِ آن بـرگِ شقایق های عاشق... خسته ام
شانه هایت تکیه گاهم از محبت، من وَ تو
چیده ام گًل دسته دسته یاسمن سوسن اقاقی
تا بریزم زیـرِ پـاهـایت بـه حرمت ، من وَ تو
دوستت دارم.. مثـالِ تشنـه ای در قحطِ آب
بوسه از لب های تو سیرابِ فرصت ، من وَ تو
#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زلال چشمهی جوشیده از دل سنگی
الا که آینه ی صبح بی غبار تویی ...
دلم هوای تو دارد ، هوای زمزمهات
بخوان که جاری آواز جویبار تویی...
#حسین_منزوی
الا که آینه ی صبح بی غبار تویی ...
دلم هوای تو دارد ، هوای زمزمهات
بخوان که جاری آواز جویبار تویی...
#حسین_منزوی
من بغضِ باران در دل تنگِ کویرم
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از لحظهء دیدار تو،... با یک دلِ بی تاب،...
بیدارم و شب تا به سحر یکسره بی خواب
یک بار بخوان از من و اشعارِ به وصفت
بیرون بزن از متن غزل ها بکن اعجاب
#جواد_کریمی
بیدارم و شب تا به سحر یکسره بی خواب
یک بار بخوان از من و اشعارِ به وصفت
بیرون بزن از متن غزل ها بکن اعجاب
#جواد_کریمی
با تو ای عشق، عجب حال و هوایی دارم
در شب خلوت خود خاطره هایی دارم
خوش خبر داشت سلیمان نبی هدهد و من
شادمانم که چنین سبزه قبایی دارم
مستم از دیدن و خندیدن روی تو هنوز
میزنم بر دف و پرشور نوایی دارم
قصه ی خسرو و شیرین به سر آمد پس از این
بگو از من که به تو مهر و وفایی دارم
نیست حاجت که روم سوی گلستان دیگر
تا گل من تویی و نقش و نمایی دارم
شاعرم چون که به وصف تو زنم نقش قلم
جاودانم که چنین سرو رسایی دارم
نوریان جاذب نورند چنان "نوری" شعر
با تو ای عشق، عجب حال و هوایی دارم
#آرمین_نوری
در شب خلوت خود خاطره هایی دارم
خوش خبر داشت سلیمان نبی هدهد و من
شادمانم که چنین سبزه قبایی دارم
مستم از دیدن و خندیدن روی تو هنوز
میزنم بر دف و پرشور نوایی دارم
قصه ی خسرو و شیرین به سر آمد پس از این
بگو از من که به تو مهر و وفایی دارم
نیست حاجت که روم سوی گلستان دیگر
تا گل من تویی و نقش و نمایی دارم
شاعرم چون که به وصف تو زنم نقش قلم
جاودانم که چنین سرو رسایی دارم
نوریان جاذب نورند چنان "نوری" شعر
با تو ای عشق، عجب حال و هوایی دارم
#آرمین_نوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM