وقتی حصـارِ غـربـتِ مـن تنگ می شود
هر لحظه بینِ عقل و دلـم جنگ می شود
از بس فـرار كرده ام از خویـشِ خويشتن
گـاهی دلـم بـرای خـودم تنـگ می شود
#محمدعلی_بهمنی
هر لحظه بینِ عقل و دلـم جنگ می شود
از بس فـرار كرده ام از خویـشِ خويشتن
گـاهی دلـم بـرای خـودم تنـگ می شود
#محمدعلی_بهمنی
بر سر ڪوے تو اے نقش و نگارم چہ ڪنم؟
اگر از خاطرہ ها دست برآرم چہ ڪنم؟
رفتے و در دل من فاصلہ ها غوغا شد
و از این فاصلہ ها درد ڪہ دارم چہ ڪنم ؟
من ڪہ استاد همین بازے شطرنج شدم
حال چون شاہ در این صفحہ ندارم چہ ڪنم؟
من ڪہ بے تاب تو و طرح دو چشمان توام
گر سرم را سر ڪویت نگذارم چہ ڪنم؟
اے قرار همہ ے قول و قرارم هر روز
اگر آرام نشود با تو قرارم چہ ڪنم؟
تو همان درد و درمان همان درد منی
بہ همین بود و نبود تو دچارم چہ ڪنم؟
بہ قرارے ڪہ قرار است بیایے بہ قرارم
اگراین ساعت معکوس شدہ راهم نشمارم چہ ڪنم؟
#مریم_جاوند
اگر از خاطرہ ها دست برآرم چہ ڪنم؟
رفتے و در دل من فاصلہ ها غوغا شد
و از این فاصلہ ها درد ڪہ دارم چہ ڪنم ؟
من ڪہ استاد همین بازے شطرنج شدم
حال چون شاہ در این صفحہ ندارم چہ ڪنم؟
من ڪہ بے تاب تو و طرح دو چشمان توام
گر سرم را سر ڪویت نگذارم چہ ڪنم؟
اے قرار همہ ے قول و قرارم هر روز
اگر آرام نشود با تو قرارم چہ ڪنم؟
تو همان درد و درمان همان درد منی
بہ همین بود و نبود تو دچارم چہ ڪنم؟
بہ قرارے ڪہ قرار است بیایے بہ قرارم
اگراین ساعت معکوس شدہ راهم نشمارم چہ ڪنم؟
#مریم_جاوند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم
تو بگو عشق ! که من عاشقی آغاز کنم
تو بگو راز ! که من بشکنم این قفل سکوت
سرصحبت ! به تو ای محرم دل باز کنم
#جواد_الماسی
تو بگو عشق ! که من عاشقی آغاز کنم
تو بگو راز ! که من بشکنم این قفل سکوت
سرصحبت ! به تو ای محرم دل باز کنم
#جواد_الماسی
میرسد روزی سرم بر شانه ات مهمان شود
بی کسی های دلم بـا بودنت جبران شود
می رسد روزی.. میـانِ لشکری از درد و آه
ایـن دلِ دائم صبـورم فـاتحِ میـدان شود
باغبـانی خسته ام ، رنگِ خزان را دیده ام
نوبهـارم چون بیاید، چهره ام خندان شود
ناخـدای کِشتیِ عشقم.، ولی طوفـان زده
با تو حتماً رد شدن از موجِ غم آسان شود
شاعـری سهمِ تـو و، چشمانِ زیبای تو باد
مینویسم از تو من شاید شبی دیوان شود
میکِشم بارِ غمی ، بـر دوشِ خسته نازنین
با وجودت دردِ بی درمانِ من، درمان شود
راضی ام من بر رضای خالقت سنگِ صبور
هر چـه را او می پسندد از برایت آن شود
#جواد_الماسی
بی کسی های دلم بـا بودنت جبران شود
می رسد روزی.. میـانِ لشکری از درد و آه
ایـن دلِ دائم صبـورم فـاتحِ میـدان شود
باغبـانی خسته ام ، رنگِ خزان را دیده ام
نوبهـارم چون بیاید، چهره ام خندان شود
ناخـدای کِشتیِ عشقم.، ولی طوفـان زده
با تو حتماً رد شدن از موجِ غم آسان شود
شاعـری سهمِ تـو و، چشمانِ زیبای تو باد
مینویسم از تو من شاید شبی دیوان شود
میکِشم بارِ غمی ، بـر دوشِ خسته نازنین
با وجودت دردِ بی درمانِ من، درمان شود
راضی ام من بر رضای خالقت سنگِ صبور
هر چـه را او می پسندد از برایت آن شود
#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوباره می سرایمت، تـو را كه شاعرانه ای
بهانـه می كند دلـم،، تو را كه بی بهانه ای
همیشه چشم های تو دلیلِ شعرهای من
میانِ این همه غـزل، فقط تو عاشقانه ای
#رضا_قریشی_نژاد
بهانـه می كند دلـم،، تو را كه بی بهانه ای
همیشه چشم های تو دلیلِ شعرهای من
میانِ این همه غـزل، فقط تو عاشقانه ای
#رضا_قریشی_نژاد
ضربانم ، نفسم ، روح و روانم همه تو
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو
انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو
تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی و ورد زبانم همه تو
باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو
قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو
در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو
در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ نام و نشانم همه تو
#پریا_تاجیک
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو
انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو
تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی و ورد زبانم همه تو
باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو
قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو
در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو
در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ نام و نشانم همه تو
#پریا_تاجیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ربودی دل ز من با آن نگاه ناب و رویایی
شدم دیوانه چشمان تو از بس که زیبایی
حلالت باد عشـقم ماه من ای ماه شب آرا
تو همراه منی در قلب من همواره اینجایی
#امیرعباس_خالق_وردی
شدم دیوانه چشمان تو از بس که زیبایی
حلالت باد عشـقم ماه من ای ماه شب آرا
تو همراه منی در قلب من همواره اینجایی
#امیرعباس_خالق_وردی
آمدی با نفست جان به جهانم دادی
با همه خستگی ات عشق ،،نشانم دادی
آمدی تا دلِ من سبز و بهاری بشود
عطر یک مزرعه ی گل به خزانم دادی
دلِ من سبز شد از عطر خوشِ بودنِ تو
همه تن شعر شدم حسِ بیانم دادی
با همان قهوه ی چشمانِ خمارت، عشقم!
نفسِ شعر و غزل ، طبعِ روانم دادی
کاشکی،، عاشقیِ با تو نباشد پایان
که دمی قافیه ی دل نگرانم دادی
#مهدی_شهسواری
با همه خستگی ات عشق ،،نشانم دادی
آمدی تا دلِ من سبز و بهاری بشود
عطر یک مزرعه ی گل به خزانم دادی
دلِ من سبز شد از عطر خوشِ بودنِ تو
همه تن شعر شدم حسِ بیانم دادی
با همان قهوه ی چشمانِ خمارت، عشقم!
نفسِ شعر و غزل ، طبعِ روانم دادی
کاشکی،، عاشقیِ با تو نباشد پایان
که دمی قافیه ی دل نگرانم دادی
#مهدی_شهسواری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح ات بخیر ناجی این شعرهای من
ای بانی شکفتن جان در صدای من
با خنده های گرم تو سیراب می شود
گلواژه های ناب غزل در هوای من
#هماکشتگر
ای بانی شکفتن جان در صدای من
با خنده های گرم تو سیراب می شود
گلواژه های ناب غزل در هوای من
#هماکشتگر
صبح زیبایت بخیر ای نازنین زیبای من
لحظه دیدار توست،ای مهر تو دنیای من
آفتاب روی تو پر می کشد از شرق دور
صبح زیبا می رسد ای جلوه فردای من
خواب نوشین ترا در آسمانها دیده ام
صبح بیداری بماند دردل شیدای من
از دلم گر تو بپرسی، گویدت صد راز من
ای تو صبح آرزو در خانه سودای من
من ترا می خواهمت همچون نسیم آرزو
ای سراپا مهر تو،افسانه دنیای من
عاقبت پروانه گشتم در دل صبح سپید
شمع جانم گشته ای،ای شعله پروای من
خاطرم آید که صبحی با تو پیمان بسته ام
صبح زیبایت بخیر،ای مهر تو ،دنیای من
#عبدالعلی نظافتیان
لحظه دیدار توست،ای مهر تو دنیای من
آفتاب روی تو پر می کشد از شرق دور
صبح زیبا می رسد ای جلوه فردای من
خواب نوشین ترا در آسمانها دیده ام
صبح بیداری بماند دردل شیدای من
از دلم گر تو بپرسی، گویدت صد راز من
ای تو صبح آرزو در خانه سودای من
من ترا می خواهمت همچون نسیم آرزو
ای سراپا مهر تو،افسانه دنیای من
عاقبت پروانه گشتم در دل صبح سپید
شمع جانم گشته ای،ای شعله پروای من
خاطرم آید که صبحی با تو پیمان بسته ام
صبح زیبایت بخیر،ای مهر تو ،دنیای من
#عبدالعلی نظافتیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخت است از آرامِ جانت،بیخبر باشی ،
در کوچههای شهرِ باران،دربهدر باشی.
یادش گلِ اندوه از چشمت بِرویاند ،،
سخت است از پاییز هم، دلتنگتر باشی..
#نگار_حسینی
در کوچههای شهرِ باران،دربهدر باشی.
یادش گلِ اندوه از چشمت بِرویاند ،،
سخت است از پاییز هم، دلتنگتر باشی..
#نگار_حسینی
ساز دل گفت ڪہ تو زمزمہ ے ناب منی
صدف قعر دلی،گوهر جذاب منی
شیون عشقے و در دام نے افتادہ دلت
گل نیلوفر و در غارت مرداب منی
آسمان دل من بے تو چہ ابریست صنم
روے بگشاے ،ڪہ تو زیور شب تاب منی
از حدیث نگهت ناز بسے شرمندہ است
سجدہ گاهت شدہ دل ،داد ڪہ محراب منی
طرہ ے موے تو تابیدہ بہ جان و دل من
خلقت ناب خدایے تو ڪہ اعجاب منی
ساز من ،زخمہ بزن بر دل تارم امشب
ساغر مستے و قاصد شدہ در خواب منی
شور شهنازے "فریاد"م و ماهور زنم
دف و سنتور و رباب دل بے تاب منی
#داوود_یازرلو
صدف قعر دلی،گوهر جذاب منی
شیون عشقے و در دام نے افتادہ دلت
گل نیلوفر و در غارت مرداب منی
آسمان دل من بے تو چہ ابریست صنم
روے بگشاے ،ڪہ تو زیور شب تاب منی
از حدیث نگهت ناز بسے شرمندہ است
سجدہ گاهت شدہ دل ،داد ڪہ محراب منی
طرہ ے موے تو تابیدہ بہ جان و دل من
خلقت ناب خدایے تو ڪہ اعجاب منی
ساز من ،زخمہ بزن بر دل تارم امشب
ساغر مستے و قاصد شدہ در خواب منی
شور شهنازے "فریاد"م و ماهور زنم
دف و سنتور و رباب دل بے تاب منی
#داوود_یازرلو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من همانم که به گیسوی تووابسته ترم
عاشقی خسته به ابروی تو وابسته ترم
ماه اگر رخ ننماید، چه غمی دارم من ؟
من که بر آن رُخ مه روی تو وابسته ترم
#سیدمحمود عبادی
عاشقی خسته به ابروی تو وابسته ترم
ماه اگر رخ ننماید، چه غمی دارم من ؟
من که بر آن رُخ مه روی تو وابسته ترم
#سیدمحمود عبادی
چشم آهوے تو، اسطورے زیبایی شد
با وجودت غزلم این همه رویایی شد
هیچ ڪس جا نشده در دل شیدایی من
مِهر تو در دل من، عشق اهورایی شد
بی جهت عمر من آلوده ے تنهائی بود
زندگی با گُل رویت چه تماشایی شد
نبض احساس تو موسیقی این شبهایم
مثل آهنگِ خوشِ خواندنِ لالایی شد
در زمستانِ دلم عطر هوایت پیچید
موسمِ وصل رسید،اوج شڪوفایی شد
#مهنازنجفی
با وجودت غزلم این همه رویایی شد
هیچ ڪس جا نشده در دل شیدایی من
مِهر تو در دل من، عشق اهورایی شد
بی جهت عمر من آلوده ے تنهائی بود
زندگی با گُل رویت چه تماشایی شد
نبض احساس تو موسیقی این شبهایم
مثل آهنگِ خوشِ خواندنِ لالایی شد
در زمستانِ دلم عطر هوایت پیچید
موسمِ وصل رسید،اوج شڪوفایی شد
#مهنازنجفی