یڪ عمرچو مجنون بہ سرِ ڪوے توباشم
پیوستہ بہ دنبال مَهِ روے تو باشم
اے ڪاش ڪہ این بخت شود طالع و آخر
مقبول دل و دیدہ ے جادوے تو باشم
چون آهوے وحشے شدہ ام رام نگاهت
تا دلبر طناز پرے روے تو باشم
صدبار ز عشقت بڪنم توبہ اگر، باز
تا جان بہ تنم هست ثناگوے تو باشم
اے ڪاش بیایے، بشود خانہ ام آباد
تقدیر قشنگے ست ڪہ پهلوے تو باشم
دیوانہ و مستم من از آن فتنہ ے چشمت
تا صبح قیامت ڪہ غزل گوے تو باشم
شیرین من از دیدہ تو پنهان بشوے گر
فرهادصفت من بہ تڪاپوے تو باشم
من زادہ شدم تا ڪہ بہ دورِ تو بگردم
تو قبلہ ے عشقیّ ،وَ بہ دل سوے تو باشم...
#مهنازنجفی
پیوستہ بہ دنبال مَهِ روے تو باشم
اے ڪاش ڪہ این بخت شود طالع و آخر
مقبول دل و دیدہ ے جادوے تو باشم
چون آهوے وحشے شدہ ام رام نگاهت
تا دلبر طناز پرے روے تو باشم
صدبار ز عشقت بڪنم توبہ اگر، باز
تا جان بہ تنم هست ثناگوے تو باشم
اے ڪاش بیایے، بشود خانہ ام آباد
تقدیر قشنگے ست ڪہ پهلوے تو باشم
دیوانہ و مستم من از آن فتنہ ے چشمت
تا صبح قیامت ڪہ غزل گوے تو باشم
شیرین من از دیدہ تو پنهان بشوے گر
فرهادصفت من بہ تڪاپوے تو باشم
من زادہ شدم تا ڪہ بہ دورِ تو بگردم
تو قبلہ ے عشقیّ ،وَ بہ دل سوے تو باشم...
#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای در درون جانم و جان از تو بیخبر
وز تو جهان پُر است و جهان از تو بیخبر
چون پی بَرَد به تو دل و جانم؟ که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بیخبر
#عطار
وز تو جهان پُر است و جهان از تو بیخبر
چون پی بَرَد به تو دل و جانم؟ که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بیخبر
#عطار
بیا و درد دوری را به لبخندی مداوا کن
بساط عشق و مهرت رامیان قلب برپاکن
بزن راهی ز چشمانت به دنیای پریشانم
به ناز وغمزه ای دیگر نگاهم را تو زیبا کن
به هرجایی که می افتم من ازبی همزبانی تو
برای باقی عمرم رها از جمعِ تنها کن !
بگوهستی کنارمن وَدستم را تو می گیری
اگرچه گم شدم ای جان مراقدری توپیدا کن
صدایم کن که جان گیرم نگاهم تانفس گیرم
قبولم کن به دنیای محبت باز رسوا کن!
دراین دنیای وانفسامیان این همه مجنون
دلم رابی شراب، اینجابیا و مست لیلا کن
بگیر از دل تباهی را ازین دنیا سیاهی را
بیا و با نفس هایت شبم را برده فردا کن!
به عشقت میزندقلبم به شوقت مینویسم من
بیاای عشق شعرم رابه چشم خویش امضاکن!
#لیلا_رضاوند_تمنا
بساط عشق و مهرت رامیان قلب برپاکن
بزن راهی ز چشمانت به دنیای پریشانم
به ناز وغمزه ای دیگر نگاهم را تو زیبا کن
به هرجایی که می افتم من ازبی همزبانی تو
برای باقی عمرم رها از جمعِ تنها کن !
بگوهستی کنارمن وَدستم را تو می گیری
اگرچه گم شدم ای جان مراقدری توپیدا کن
صدایم کن که جان گیرم نگاهم تانفس گیرم
قبولم کن به دنیای محبت باز رسوا کن!
دراین دنیای وانفسامیان این همه مجنون
دلم رابی شراب، اینجابیا و مست لیلا کن
بگیر از دل تباهی را ازین دنیا سیاهی را
بیا و با نفس هایت شبم را برده فردا کن!
به عشقت میزندقلبم به شوقت مینویسم من
بیاای عشق شعرم رابه چشم خویش امضاکن!
#لیلا_رضاوند_تمنا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به سپیدی غزل ، رایحهی یاس منی !
یاسمن بوی ترین ، قسمت احساس منی !
آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری !
بی سبب نیست ، که در کنج دلم جا داری !
#فریدون_مشیری
یاسمن بوی ترین ، قسمت احساس منی !
آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری !
بی سبب نیست ، که در کنج دلم جا داری !
#فریدون_مشیری
به خوابم تا میایی سبز می گردد خیالم
کبوتر می شوم با نامه ای بسته به بالم
سلامت میکنم از راه دوری ماه رخسار
نمیدانم کجایی با روانم در جدالم
بمان با من فقط یک امشبی را تا سحر گه
که از هجرانت ای زیبا رخم کمتر بنالم
تویی دار و ندار و هستی ام زیبا نگارم
عجب خوابی به بیداری سرم را شیره مالم
تو ای شیریترین یارم منم فرهاد دوران
بیا که خواب شیرین دیده حسرت وصالم
#کریمزاده
کبوتر می شوم با نامه ای بسته به بالم
سلامت میکنم از راه دوری ماه رخسار
نمیدانم کجایی با روانم در جدالم
بمان با من فقط یک امشبی را تا سحر گه
که از هجرانت ای زیبا رخم کمتر بنالم
تویی دار و ندار و هستی ام زیبا نگارم
عجب خوابی به بیداری سرم را شیره مالم
تو ای شیریترین یارم منم فرهاد دوران
بیا که خواب شیرین دیده حسرت وصالم
#کریمزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺩﺭ ﻭﻓﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺧﻮﺑﺎﻧﻢ ﭼو ﺷﻤﻊ
ﺷﺐ ﻧﺸﻴﻦ ﮐﻮﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻭ ﺭﻧﺪﺍﻧﻢ ﭼﻮ ﺷﻤﻊ
ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﻳﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻏﻢ ﭘﺮﺳﺖ
ﺑﺲ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﻫﺠﺮ ﺗﻮ ﮔﺮﻳﺎﻧﻢ ﭼﻮ ﺷﻤﻊ
#حافظ
ﺷﺐ ﻧﺸﻴﻦ ﮐﻮﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻭ ﺭﻧﺪﺍﻧﻢ ﭼﻮ ﺷﻤﻊ
ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﻳﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻏﻢ ﭘﺮﺳﺖ
ﺑﺲ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﻫﺠﺮ ﺗﻮ ﮔﺮﻳﺎﻧﻢ ﭼﻮ ﺷﻤﻊ
#حافظ
برای تو میآورم نامههای تَرَم را
تمام غزلهای بارانی دفترم را
برای تو میخوانم ای قصّهگوی رهایی
کتاب غمانگیز ویرانی باورم را
من آن باغ شعرم که دور از نگاه تو پژمرد
ببین بیتهای خزاندیدهی پرپرم را
چه شبها که در آرزوی شراب حضورت
سرودم غزلوارهی مستی ساغرم را
تو را روی دیوار هر خانه تصویر کردم
مگر اینچنین بشکنم بغض ویرانگرم را
ببین انعکاس سکوت جنونآور شهر
قسم خورده جاری کند بیامان کیفرم را!
برایم بخوان از همان آسمانهای روشن
ببینی مگر باز هم رقص بال و پرم را
چو رؤیای موّاج مهشید سوی تو آیم
که یابم در آرام دریای تو گوهرم را
#مهشید_تجلیان
تمام غزلهای بارانی دفترم را
برای تو میخوانم ای قصّهگوی رهایی
کتاب غمانگیز ویرانی باورم را
من آن باغ شعرم که دور از نگاه تو پژمرد
ببین بیتهای خزاندیدهی پرپرم را
چه شبها که در آرزوی شراب حضورت
سرودم غزلوارهی مستی ساغرم را
تو را روی دیوار هر خانه تصویر کردم
مگر اینچنین بشکنم بغض ویرانگرم را
ببین انعکاس سکوت جنونآور شهر
قسم خورده جاری کند بیامان کیفرم را!
برایم بخوان از همان آسمانهای روشن
ببینی مگر باز هم رقص بال و پرم را
چو رؤیای موّاج مهشید سوی تو آیم
که یابم در آرام دریای تو گوهرم را
#مهشید_تجلیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
#سعدی
تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
#سعدی
تا زمانی که تو هستی غزلم جان دارد
شعر من با تو فقط شور فراوان دارد
تا زمانی که تو هستی دل من میخندد
بی تو چشمان دلم نم نم باران دارد
تا زمانی که تو هستی همه جا سرسبزاست
بی تو اما همه جا شکل بیابان دارد
تا زمانی که تو هستی چه بهاری دارم
بی تو هر فصل دلم سوز زمستان دارد
قدر احساس تو را این دل من میداند
چونکه احساس تو ارام دل و جان دارد
تا زمانی که تو هستی غم عالم هیچ است
زندگی با تو خوشیهای فراوان دارد
#اسماعیل_حاج_علیان
شعر من با تو فقط شور فراوان دارد
تا زمانی که تو هستی دل من میخندد
بی تو چشمان دلم نم نم باران دارد
تا زمانی که تو هستی همه جا سرسبزاست
بی تو اما همه جا شکل بیابان دارد
تا زمانی که تو هستی چه بهاری دارم
بی تو هر فصل دلم سوز زمستان دارد
قدر احساس تو را این دل من میداند
چونکه احساس تو ارام دل و جان دارد
تا زمانی که تو هستی غم عالم هیچ است
زندگی با تو خوشیهای فراوان دارد
#اسماعیل_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای خوشا شمعی به خلوتگاهِ عشق افروختن
مثلِ پـروانـه بـه دورش بی محابـا سوختن
تا سحر بیدار بودن ، شیوه ی دلدادگی ست
ای خوشا در انتـظارش چشم بـر در دوختن
#پریسا_نظری
مثلِ پـروانـه بـه دورش بی محابـا سوختن
تا سحر بیدار بودن ، شیوه ی دلدادگی ست
ای خوشا در انتـظارش چشم بـر در دوختن
#پریسا_نظری
گر یاد دل خسته نباشی، چه کنم من..؟
زخمِ تن و جان را بخراشی، چه کنم من..؟
آوار غمت یک شبه چون کوه بریزد
بی تو بشود دل متلاشی چه کنم من..؟
گر حالِ پر از بغض و پریشانی و دردم
هر روز شود متنِ حواشی چه کنم من..؟
گلبرگم و با یاد و خیالِ تو معطر
بر شعرِ تنم عطر نپاشی، چه کنم من..؟
بر سایهی گلدان دلم گر تو نتابی
دلمرده شوم چون گل کاشی، چه کنم من..؟
یک عمر نشستم " تو" بیایی و بمانی،
گر آنکه بیاید، تو نباشی چه کنم من..؟
افسوس پر از دردم و کارم شده بی تو،
هر لحظه غم و غصه تراشی، چه کنم من؟
#نگار_حسینی
زخمِ تن و جان را بخراشی، چه کنم من..؟
آوار غمت یک شبه چون کوه بریزد
بی تو بشود دل متلاشی چه کنم من..؟
گر حالِ پر از بغض و پریشانی و دردم
هر روز شود متنِ حواشی چه کنم من..؟
گلبرگم و با یاد و خیالِ تو معطر
بر شعرِ تنم عطر نپاشی، چه کنم من..؟
بر سایهی گلدان دلم گر تو نتابی
دلمرده شوم چون گل کاشی، چه کنم من..؟
یک عمر نشستم " تو" بیایی و بمانی،
گر آنکه بیاید، تو نباشی چه کنم من..؟
افسوس پر از دردم و کارم شده بی تو،
هر لحظه غم و غصه تراشی، چه کنم من؟
#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می شود امشـب مـرامهمانِ چشمـانت کنی
من هوس کردم که امشب ماهِ چشمانت شوم
بـا نـگاهـی خلـوتِ قلـبِ مـرابـر هـم بـزن
من دلـم میخواهدامشب،جانِ جانانت شوم
#امیرعباس_خالق_وردی
من هوس کردم که امشب ماهِ چشمانت شوم
بـا نـگاهـی خلـوتِ قلـبِ مـرابـر هـم بـزن
من دلـم میخواهدامشب،جانِ جانانت شوم
#امیرعباس_خالق_وردی
عشق یعنی غزلت تشنهء باران باشد
دو سه خط شعر که آبستن طوفان باشد
یک خیابان که هیاهوی رسیدن دارد
یک نفر منتظر آن سوی خیابان باشد
در هوای کسی از خویش گریزان باشی
در هوایت کسی از خویش گریزان باشد
سقف دلتنگی تو خیس شود با یک بغض
تنِ " احساس " در این رابطه عریان باشد
خودِ قهوه چه مراعات نظیری است اگر....
فال دلبستگیِ تو ته فنجان باشد
من که دلبستهء بن بست جنونم باید ...
پنجره بر دل دیوار فراوان باشد
طفل سرمازده ام که فقط این بار مرا ...
چتر آغوش تو باید سر و سامان باشد
این دل انگیزترین حالت یک شاعر نیست ؟
که چنین شیفتهء خلسهء آبان باشد !؟
عشق یعنی که تو باشی و من و پاییز و ...
نم نم و خش خش هر کوچهء تهران باشد
#سعیده_محمودی
دو سه خط شعر که آبستن طوفان باشد
یک خیابان که هیاهوی رسیدن دارد
یک نفر منتظر آن سوی خیابان باشد
در هوای کسی از خویش گریزان باشی
در هوایت کسی از خویش گریزان باشد
سقف دلتنگی تو خیس شود با یک بغض
تنِ " احساس " در این رابطه عریان باشد
خودِ قهوه چه مراعات نظیری است اگر....
فال دلبستگیِ تو ته فنجان باشد
من که دلبستهء بن بست جنونم باید ...
پنجره بر دل دیوار فراوان باشد
طفل سرمازده ام که فقط این بار مرا ...
چتر آغوش تو باید سر و سامان باشد
این دل انگیزترین حالت یک شاعر نیست ؟
که چنین شیفتهء خلسهء آبان باشد !؟
عشق یعنی که تو باشی و من و پاییز و ...
نم نم و خش خش هر کوچهء تهران باشد
#سعیده_محمودی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM