‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
دل بُردے ازمن بی‌هوا ڪافرشدم تا دیدمت
مست ازخیالِ بادہ و ساغر شدم تا دیدمت

در روزگـارِ بے ڪسے، در ظلمـتِ دلـواپسی
ماهم شدے درآسمان اختر شدم تا‌دیدمت

همراهِ عشقے بیڪران‌ پای‌ توام تا پاے جان
از عـاشقـانِ دیگرت، سرتر شدم تا دیدمت

مجنـونِ مـن بـاشے اگر ، لیـلاترینم تا ابد
شایـد ندیدے آدمے دیگر شدم تـا دیدمت

آرامشے طوفانے ام ، در انعڪاسِ چشمِ تـو
دریـاے مـن! لبریزِ یڪ باور شدم تا دیدمت

درحسرتِ بوسیدنت عمرے نشستم تا خدا
رحمے ڪند برجانِ من پَرپَر شدم تا دیدمت

ذهنـم  اگـر آشفتـہ شد در ازدحامِ واژہ ها
خندیدی‌و یڪ‌ شاعرِ محشرشدم تا دیدمت...

#شیوا_صالحی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر شب و روزی که بی تو می‌رود از عمر
بر نفسی می‌رود هزار ندامت

عمر نبود آن چه غافل از تو نشستم
باقی عمر ایستاده‌ام به غرامت

حضرت‌عشق سعدی
ای بهارِ روزگارم، هدیه‌ی پاییز من..
پاره‌ی جانم، قرارم، عشق شورانگیز من..

با وجودت آیه‌های شعر در من جان گرفت..
ای دو چشمانت خمار و از غزل لبریز من..

بودنت رنگ و لعابی تازه بر جان من است..
با "تو" معنا می‌شوم، ای شعر روح‌انگیز من..

ای نگاهت جان پناه خستگی های تنم..
برق چشمان تو شد رؤیای سحرآمیز من..

در کنارت مست مستم ای شراب سرخرنگ
با تو هوشیاری کجا؟ عطر خیال انگیز من..

ای که دنیا در میانِ بوسه‌ات زندانی است ..
پر کن از آغوش و لب ،پیمانه‌ی ناچیز من..

طرح لبخندت،غم و دلخستگی را می‌بَرد..
جان فدای خنده‌ات، ای ابرِ گوهر ریز من..

گاه شبها را به یادت خیره می‌مانم به در..
تا تو برگردی کنارم، ماه رستاخیز من..

لحظه‌ها از دوری‌ات آواز غم سر می‌دهم..
می‌کُشد آخر مرا این ناله‌ی یکریز من..

#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم
از کوی تو آشفته‌تر از موی تو رفتیم

بگذار بمانند حریفان همه چون ریگ
ما آب روانیم که از جوی تو رفتیم

#سیمین بهبهانی
خنـده‌ هایت روی زخمِ زندگی، مرهم کشید
آمدی و عشقِ تـو، خطی بـه روی غم کشید

تـاری از مـوی تـو را دیدم، جهـانم تـار شد
یک نفر در گردنم، این حلقه را محکم کشید

گـونـه‌ هایت تر شدند از نم‌نمِ بـارانِ عشق
روی برگِ گُل خدا بادستِ خود شبنم کشید

هر کسی روی تو را دید، اختیار از دست داد
تا بگیری دستِ او را، دست از عـالَـم کشید

مطمئنـم می‌ رساند عـاقبـت مـا را بـه هم
آن کسۍکه نخ به نخ موی تورا درهم کشید

فتح کرد آهستـه چشمانت دلِ دیـوانـه را
حسِ خوبِ عـاشقی آخر در آغـوشم کشید

#الهه_سلطانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگاریست که در گوشه ی ویرانه ی دل
کرده ام جای که این گوشه ی ویرانه از اوست

سنگ زد عاقل اگر بر سر دیوانه ی ما
سنگ از او عاقل از او ، این دل دیوانه از اوست

#مولانا
امشب بيا تا جرعه‌اى از شعر مهمانت كنم
تک‌بيت اشعار منى سرفصل ديوانت كنم

تنديس زيباى تو را از نو بسازم با غزل
زيباترين اسطوره‌ى تاريخ ايرانت كنم

هرشب خيال ياد تو در من چه غوغا مى‌كند
امشب در آغوشم بيا تا مست و حيرانت كنم

چون ماه شب‌هايت شوم امشب ميان آسمان
تا در مدار عاشقى مانند كيوانت كنم

از جام لب‌هايت بيا بر من بنوشان جرعه‌اى
آنگه به من فرصت بده تا بوسه‌بارانت كنم

هرشب كنار پنجره مشتاق ديدار توام
تا چون نسيم آيى و من مانند طوفانت كنم

عالی‌جناب شرقى شب‌هاى تنهايى من
امشب بيا با يک غزل مشهور دورانت كنم

#طاهره_داورى 
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو هم مرا به نگاهے شكوفه باران كن!
در این چمن، كه گل از عاشقے نپرهیزد

لبے بزن به شراب من، اے شكوفه‌ے بخت
كه مے خوش است كه با بوے گل درآمیزد!

#فریدون_مشیری
گفتمت دل را بہ من بسپار بعدش پاے من
دسـت از عاقل‌شدن بردار ، بعدش پاے من

خـواستـم  بـا مـن بمـانـی ، باعـثِ آرامشم
غصه‌ها را گـوشہ اے بگذار بعدش پاے من

دست توے دست من بگذار از غم رد شویم
دل بڪـن از  دولـت اغیـار ، بعـدش پاے من

دست ما ڪوتاه  و خرمایِ  رهایے بر نخیل
قد بڪش روے همین دیوار بعـدش پاے من

از حسودانِ  ، جنـایتڪـارِ ایـن وادی  نترس
حرف حقـت را بزن هر بار ، بعدش پاے من

مـن ! جـلـودار  سپــاه  عـاشـقــانـم ، تـا ابد
امـر ڪـن زیبـایِ فرمانـدار ، بعـدش پاے من

تا قیـامـت در رڪـابـت پشت در پشت توام
دل بہ این آشفتگـے نسپار ، بعدش پاے من...

#امیر_اخوان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بـــــستر عـافیت برون خواهم خفت

باور نڪنے خیال خود را بفرست
تا در نگرد ڪه بی‌تو چون خواهم خفت

#خواجه_حافـــظ
مانده‌ام بی تو کنارِ درد و غم‌های دلم
با نگاه ابری و اندوه و سودای دلم

قطره‌ قطره بی‌امان و سرد روی گونه‌ام
اشک می‌بارم چه مظلومانه در پای دلم

در گلویم بغض‌های مبهمی تاول زده
زخمِ پنهانی گرفته راهِ آوای دلم

بانگ فریادم شکوهِ خلوت غم را شکست‌
ناله‌ها می‌آید از اعماقِ نجوای دلم

نای پروازی نمانده تا به سویت پر کشم
کاش می آمد نگاهت تا تماشای دلم

شعله‌ای بی‌نورم و داغت به جانِ خسته‌ام
شمعِ جان آشفته می‌سوزد ز غوغای دلم

موج طوفانِ غمی آمد مرا درهم شکست
بس که ناآرام شد، آرامِ دریای دلم

میپرم از خواب و رؤیایی که نامش عشق بود
مانده‌ام با ماه و تنهایی و شبهای دلم

#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنی که به فکر، در نیایی چه کنم؟
از فکر به ذکر، در نیٰایی چه کنم

نی‌نی، غلطم، فکرِ چه و ذکرِ کدام؟
این معنی گو، اگر نیایی چه کنم؟!

#رضی_الدین_آرتیمانی
با اینکه میخندم ولی غم دارم ای دوست
در دل هوای سوز و ماتم دارم ای دوست

بغضی نشستـه در گلویـم روز و شب ها
در سینــه ام آه دمـادم دارم ای  دوست

در حسرتِ خـوابی پـر از آرامش  هستم 
شب تاسحر احوال مبهم دارم ای دوست

مـن از غـریب و آشنـایـان زخم  خوردم
صدهـا گلـه از ظلم آدم دارم ای  دوست

شـایـد نمیـدانـی بـدان مـن پیـر دردم
از غصه هایم قامتی خم دارم ای  دوست

در سینــه ام عشـقِ تــو را می پـرورانم
مهر تـو را عشق تو را کم دارم ای دوست

دلخستـه ام از بی کسی سنـگ صبـورم
بۍتو جهانۍچون جهنم دارم ای دوست

#جـواد_المـاسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM