‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وصف رخسار تو را دیدم و دلدار شدم

من به هر آینه‌ای در پی دیدار شدم

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم زیبای تو را دیدم و بیمار شدم

   #عارف_همدانی
با من چه کرده ای که بدون نگاه تو
گم می شوم میان تب و اشک و آه تو

دل بی اراده سوی تو پرواز می کند
هر ره که می روم شده غایت به راه تو

عصیان نمی کنم_تو مگر فاسقم کنی
خوشتر مگر حلاوتی است از گناه تو

من دوست دارمت_چه کنم باورم کنی؟
ای من فدای کنج لب بوسه گاه تو

در ملجاء جوار تو مأوا گرفته ام
بعد از پناه حق_شده ام در پناه تو

در کوره راه سرد و مخوف حیات ما
سرمستم از معاشقه ی گاه گاه تو

#مرتضی_شاکری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برق دو چشمان شما خورشید روز افروز من

از برکت لبخندتان شیرین شده هر روز من

با چشمکی ازجانبت دل دست وپا گم میکند

قلب و دل و جان برده ای غارتگر مرموز من

#الهام_رازقی
کسی نگفته که طاقت بیار و حوصله کن
بیا برای من از هرچه خواستی ، گِله کن

تو در ازای دلت جان بخواه آری جان
من اهل چانه‌زدن نیستم، معامله کن

در آزمونِ خزان، برگ سرشکسته‌تر است
کم التفات بر این برگه‌های باطله کن

بگیر بر خودت آسان و پیش چشم جهان
بچرخ و دست بزن، پا بکوب و هلهله کن

از آشیانه اگر خسته‌ای و می‌خواهی
به کوچ تن بدهی، اقتدا به چلچله کن

علاجِ فاصله وصل است، بی‌بهانه مرا
بگیر تنگ در آغوش و ختمِ غائله کن

#حمیدرضا_حامدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیست که هرنفس مرا تازه حیات  میدهد

گرتو نگوئی آن منم کیست بگوید آن توئی

کیست که ذره  ذره دل میبرد از برم  نهان

هست عیان چو آفتاب دلبرمن نهان توئی

#فیض_کاشانی
دلي شكسته تر از ناي ني لبك دارم
يواش!دست نزن!شيشه ام ترك دارم

چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است
كه بر صداقت آينه نيز شك دارم

رفيق!بار غريبي به دوش من مانده است
كه احتياج به يك دوست،يك كمك دارم

صدا زدم كه به من در قبال سكه ي زخم
چه ميدهيد؟!يكي گفت:من نمك دارم

من و تو هر دو غريبيم و آشناي سكوت
خوشم به اينكه غمي با تو مشترك دارم

#محمد_کاظمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح است بیا پرتو امیدم شو

در دل بنشین و عشق جاویدم شو

با آمدنت ظلمت شب را بشکن

در باور من بمان و خورشیدم شو

#هاله_محمودی
برای دیدن تو انتظار می چسبد
کنار سبزی چشمت بهار می چسبد

برای عابر تنها که زیر باران است
به زیر سقف تو قطعا فرار می چسبد

به شانه های نجیب ات دوباره تکیه زدم 
که تکیه ام به تو با این وقار می چسبد

مخدری که نگاه تو در خودش دارد
در این خماری ناسازگار می چسبد

شراب ناب لبت را دوباره می خواهم
که بوسه های تو دیوانه وار می چسبد

مرا بگیر و به آغوش  امن خود بسپار
چقدر در بغلت اقتدار می چسبد.

#مریم ناظمی
دوستانی که اهل موزیک هستین به این کانال بپیوندین و با فوروارد کردن پستها از هر دو کانال حمایت کنید🌺🌺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی گلدانم از تو جان گرفت

قصه‌ی پژمردگی پایان گرفت

غنچه وا شد بوسه آوردو بغل

آسمان از شوق ما باران گرفت

#آرمیتا
تو موسیقیِ احساسی در این تاریکی دنیا
همانند دلم هستی، کمی عاشق، کمی تنها

منم آن زخمه‌ای هستم که بر سیمِ خیال تو
دَمادم چَنگ می‌رانم پُر از احساس و بی‌پروا

فراموشم شده شادی، شُعاع درد دورم زد
نمی‌بینم ردِ عشقی، در این شبهای بی‌فردا

دلم تنگ است و می‌دانم توام مشتاق دیداری
صدایم کن که این دوری،نفسگیر است و جانفرسا

تو از چشمم نمی‌افتی،هزاران سال دیگر هم
بیا برگرد،می‌خواهم تو را،تا محشر کبرا

مرا یک لحظه مهمان کن میان باغ آغوشت
که با آرایه‌ی چشمت بگویم شعرهایم را

برای بودن با تو چه باید کرد؟راهی نیست
"فقیری مثل من را چه به این بالا نشستن‌ها"

نگو این را نفهمیدی که من وابسته‌ات هستم
همیشه دوست می‌دارم تو را تا آخر دنیا

#هاله_محمودی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا جهان باشدنخواهم درجهان هجران عشق
عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق

تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان
نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق

#سنایی
شعـر هم از قلمـت میـلِ چکیدن دارد
با تو خندیدن و گفتن چه شنیدن دارد

حسِ پـروازِ کبـوتـر شده پُر از نفست
با حضـورِ تـو دلم شـوقِ جهیدن دارد

خوابهـا در دلِ شـب یخ زده و بیمارند
سحـر از گـرمیِ تـو حـالِ رسیدن دارد

ماهِ من در دلِ شب تارو غم انگیز شده
بوسه از گونه ی خورشید چشیدن دارد

میـلِ پـرواز زده بـر سرِ مـن در قفسم
دست بـر شانـهٔ پـروانـه کشیدن دارد

آسمان چون صدف و بالِ منم مروارید
مگر ایـن شهـر بدونِ تـو پریدن دارد؟

شهر از تیرگی و دوده و اندوه پُر است
چه کسی از تهِ دل طاقتِ دیدن دارد.؟

#عطیه_بزرگی