This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیابنشین قلم امشب که میل گفتگو دارم
شکسته بغض سنگینی که هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف ناگفته هزاران آرزو دارم....!!
#جواد الماسی
شکسته بغض سنگینی که هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف ناگفته هزاران آرزو دارم....!!
#جواد الماسی
هر سینہ ڪجا محرم اسرار تو باشد؟
هر دیدہ ڪجا لایق دیدار تو باشد؟
مستان دل اغیار چہ لازم ڪہ درین عهد
هر جاے ڪہ قلبے است بہ بازار تو باشد
هر آینہ آن دل ڪہ قبول تو نیفتد
ڪے قابل عڪس مے رخسار تو باشد
من خاڪ رهت گشتم و گردے ڪہ پس از من
برخیزد ازین خاڪ هوادار تو باشد
تو گرد ڪسے گرد ڪہ او گرد تو گردد
تو یار ڪسے باش ڪہ او یار تو باشد
غیر از تو نشاید ڪہ ڪسے در دلش آید
آنڪس ڪہ دلش محرم اسرار تو باشد
سلمان اگر از یار غمے در دلت آید
باشد ڪہ غم یار تو غمخوار تو باشد
اے صوفے اگر جرعہ این بادہ بنوشی
زان پس گرو میڪدہ دستار تو باشد
ظاهر نشود تا همہ از سر ننهے دور
فرقے ڪہ میان سر و دستار تو باشد...
#سلمان_ساوجی
هر دیدہ ڪجا لایق دیدار تو باشد؟
مستان دل اغیار چہ لازم ڪہ درین عهد
هر جاے ڪہ قلبے است بہ بازار تو باشد
هر آینہ آن دل ڪہ قبول تو نیفتد
ڪے قابل عڪس مے رخسار تو باشد
من خاڪ رهت گشتم و گردے ڪہ پس از من
برخیزد ازین خاڪ هوادار تو باشد
تو گرد ڪسے گرد ڪہ او گرد تو گردد
تو یار ڪسے باش ڪہ او یار تو باشد
غیر از تو نشاید ڪہ ڪسے در دلش آید
آنڪس ڪہ دلش محرم اسرار تو باشد
سلمان اگر از یار غمے در دلت آید
باشد ڪہ غم یار تو غمخوار تو باشد
اے صوفے اگر جرعہ این بادہ بنوشی
زان پس گرو میڪدہ دستار تو باشد
ظاهر نشود تا همہ از سر ننهے دور
فرقے ڪہ میان سر و دستار تو باشد...
#سلمان_ساوجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم به هیچکس دل خود را نمیدهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست
افسرده آن دلیست که از همنفس گرفت
# فاضل_نظری
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست
افسرده آن دلیست که از همنفس گرفت
# فاضل_نظری
گفتی به جای عشق سراغ از هوس بگیر
پس هرچه را که عشق به من داده پس بگیر
محتاج آب و دانه شدن حق من نبود
ای مرگ! انتقام مرا از قفس بگیر
برگی درخت را به تمنا گرفته بود
طوفان به برگ گفت مرا دادرس بگیر
ای عشق! تا هنوز نفس میکشم بیا
از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر
ما غرق میشویم در این موجها، تو نیز
چون من برای بوسهی آخر نفس بگیر
#فاضل_نظری
پس هرچه را که عشق به من داده پس بگیر
محتاج آب و دانه شدن حق من نبود
ای مرگ! انتقام مرا از قفس بگیر
برگی درخت را به تمنا گرفته بود
طوفان به برگ گفت مرا دادرس بگیر
ای عشق! تا هنوز نفس میکشم بیا
از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر
ما غرق میشویم در این موجها، تو نیز
چون من برای بوسهی آخر نفس بگیر
#فاضل_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پند گفتم خط نوشتم وقت گذاشتم بیشمار
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
هر چند خودت از همه عالم گله دارى
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکیه در هر برزن و هر کوچه راهی میزنند
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
گفتم بمان که گشته دلم مبتلای تو
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پند گفتم خط نوشتم وقت گذاشتم بیشمار
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
هر چند خودت از همه عالم گله دارى
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکیه در هر برزن و هر کوچه راهی میزنند
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
گفتم بمان که گشته دلم مبتلای تو
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لبخند تو اندازهی خورشید قشنگ است
چشمان شما معجزهی حضرت محبوب
ای روشنیِ زندگیام صبح قشنگ است
وقتی که بخوانم ز نگاهت غزلی خوب
#شهریار
چشمان شما معجزهی حضرت محبوب
ای روشنیِ زندگیام صبح قشنگ است
وقتی که بخوانم ز نگاهت غزلی خوب
#شهریار