‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
چشم از پی آن دارم، تا روی تو می‌بینم

دل را همه میل جان، با سوی تو می‌بینم

تا جان بُودم در تن، رو از تو نگردانم

زیرا که حیات جان، با روی تو می‌بینم

#عطار نیشابوری
من تو را در تپش قلب خودم يافتہ ام
روح احساس تو را در نفسم يافتہ ام

تو همان موج غريبى كه بہ درياى دلم
متلاطم تر از امواج خزر يافتہ ام

تو همان خلوت دنجى كہ در آغوشت من
رامش و لطف و صفاى ابدى يافتہ ام

من دراين غربت خودخواستہ خواهم پوسيد
درد تو با همہ دورى كہ بہ جان يافتہ ام

تو همان حس خوش سكر شرابى كہ ترا
بعد يك عمر غريبى ، بہ وطن يافتہ ام

بربودى دل و دين اين هنر توست ولى
من كہ دل در گرو مهرخودت یافتہ ام...

#شیوامیثاقے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مـرا هـوای تـو هرگز ،، ز سر بـه در نرود

خیـالِ چشـمِ سیـاهِ تـو ،، از نظـر نـرود

سرم به پای مزن ،، گر بر آستـانهٔ توست

کـه گر سَرم بـرود ،، عشقِ تـو ز سر نرود!

#ابن_حسام_خوسفی
چہ خوش باشد اگر اُفتد نگاهم بر نگاہ تو
بچینم گل زرخسارت بریزم گل بہ راہ تو

بود خوشتر آز ان روزی،ڪہ بنشینم ڪنار تو
ڪشم دست نوازش را بران مویِ سیاہ تو

فریبا هیڪلے دارے چہ زیبا پیڪرے داری
هر آنڪو بیند آن پیڪر ببوسد روے ماہ تو

میان گلشن وگلزار برے باشے تو از تڪرار
زهر جا بنگرد گُلڪار نما هست جایگاہ تو

قد رعنا گل زیبا در این دار و در این دنیا
اگر آید نسیم از گل بود عطرش گواہ تو

بیا اے راحت جانم بیا اے سرو بستانم
ڪہ تا بوسم لبانت را،سروچشم سیاہ تو...

#ڪمال_خجندے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی

معنی واژه‌ی دل بردن و بستن بلدی؟

بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت

پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟

#شیوا_صالحی
ای مهرِ تو چون‌ماه ، به شب های بلندم

غیر از تو، بگو دل به هوای که ببندم؟

وقتی که کنـــــارِ تو ام انـــگار به کلّی،

دور از غم و دلتنگی وآسیب و گزندم

درقاف ترین قلــهء رویای تو هستم

مبهـــوتِ افق‌های مه آلود سهنــدم

تقصیـــــرِ دلم نیست زده باز به دریا

من فارغ از این فلسفه های زد و بندم

گاهی که شودبسته لب از قصه و غصه

از دست ِ زبانِ دلِ خود هم گِله‌ منـدم

تا بوده چنین بوده نمِ اشک بهانه است

باید که به این گریه ء بیهوده بخندم!

مضمونِ غــــزل، محــــورِ آرایــهء نابی

باز از تو سروده است، دلِ شعرپسندم

#بهار_راد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تماشای تو دنیا بهر من تغییر ڪرد

دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد

آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین

مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد

#عباس_خالقوردی
تورا باچشم دل دیدن چه خوب است
برایت تک گلی چیدن چه خوب است

برای باور این عشق پر شور
به جان تو قسم خوردن چه خوب است

زرنگ و روی دنیا دل بریدن
کنار تو غزل خواندن چه خوب است

شبی باهم کنار اتشی گرم
زدستت باده نوشیدن چه خوب است

شراب و باده و چشم خمارت
به ساز عشق رقصیدن چه خوب است

بدون دین و مذهب یا خدایی
لبانت را پرستیدن چه خوب است

اگر چه دوری از من ای عزیزم
به رویای تو خوابیدن چه خوب است..

#حسین ایوبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان فدای صورتِ ماهِ تو و خندیدنت

دل شده دلتنگِ آغوشِ تو و بوسیدنت .

باز امشب بوی عطرت در فضا پیچیده است

مستم از عَطرِ نفسهای تو و  بوییدنت

#آنجلا_راد
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
من یکی آمده ام تا که مریدت باشم
پیش تو باشم و همراه جدیدت باشم

دست در دست تو بگذارم و با چشمانت
پشت ویترین رفاقت که خریدت باشم

شهر خاموش و دلم در طلبت بیتاب است
تا به کی منتظر صبح سپیدت باشم

عهد کردم نروم جای دگر جز راهت
وقت برگشت تو من باز امیدت باشم

مثل یوسف بگریز از طمع دستانش
در که شد بسته بیا تا که کلیدت باشم

هر کسی از تو طلب داشت ضمانت کردم
هر کجا پیش طلبکار  رسیدت باشم

#اکبر باباپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلبـری دارم کـه نامـش ساغـرِ دردانـه است

خانه اش گلخانـه جایش گوشهٔ میخانه است

تا سحر از بـاده ها مست و غـزلخوان میشود

بوۍعطرش چون نسیمی ازگُل و گلخانه است

#مـولانـا
من بغضِ باران در دل تنگِ کویرم
از ذهن تو دورم ولی امکان‌پذیرم

راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم

پشت سکوتم حرف‌ها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربه‌زیرم

نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم

بی‌تو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...

#وجیهه_جامه‌_بزرگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کوزه چومن،عاشق زاری بوده است

در بندِ سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردنِ یاری بوده‌ست

#خیام
در هوای تو دلم شوق پریدن دارد
شوق از پا ننشستن نرسیدن دارد

شعر هم لحظه ای آرام نمی گیرد آه...
روی دفتر قلم ام شوق دویدن دارد

واژه ی عشق که آمد نفس بیت گرفت
رد تو بر تن این قافیه دیدن دارد

ساده از غربت چشمان عزیزت نگذر
یوسفم باش که این جامه دریدن دارد

لحظه لحظه دلم از دوری تو می سوزد
شعر گویاست که این درد کشیدن دارد

درد هجرانت اگر قصه شب های من است
آخر قصه - به معشوق رسیدن - دارد

جان فرهاد که شیرین تر از این حادثه نیست
به خدا قصه ی عشق تو شنیدن دارد...
 
#زهرا_اسماعیل_گل