تو آن گلی که به وصفش غزل شنیدنی است
و عطرِ نابِ حضورش، نفس کشیدنی است
تویی که مثل و شبیهت ندیده چشم کسی
تویی که عشوه و نازت همیشه دیدنی است
فقط نه اینکه شراب از دو چشمِ میکده ات
که شهدِ کندوی لب های تو چشیدنی است
خوشا به بختِ بلندِ نسیمِ خیره سری
که در میانهٔ گیسوی تو وزیدنی است
تپش تپش تپشِ قلب من به خاطر توست
به شوقِ بودن تو، نبضِ دل تپیدنی است
اگر مدد بکند دستِ پُر سخاوتِ عشق
به دست گرمِ تو دستانِ من رسیدنی است
بمان کنار من و شادیِ جهانم باش
بمان که با تو غم از بامِ دل پریدنی است
#حسین _فروتن
و عطرِ نابِ حضورش، نفس کشیدنی است
تویی که مثل و شبیهت ندیده چشم کسی
تویی که عشوه و نازت همیشه دیدنی است
فقط نه اینکه شراب از دو چشمِ میکده ات
که شهدِ کندوی لب های تو چشیدنی است
خوشا به بختِ بلندِ نسیمِ خیره سری
که در میانهٔ گیسوی تو وزیدنی است
تپش تپش تپشِ قلب من به خاطر توست
به شوقِ بودن تو، نبضِ دل تپیدنی است
اگر مدد بکند دستِ پُر سخاوتِ عشق
به دست گرمِ تو دستانِ من رسیدنی است
بمان کنار من و شادیِ جهانم باش
بمان که با تو غم از بامِ دل پریدنی است
#حسین _فروتن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو عاشقانه ترین شعری وُ ، بهار منی ...
زبان شعر من هستی ، گل و هَزار منی ،
بیا بیا ز تو مستم ، بیا که خمّارم ...
بیا که جام شرابی. ، بیا که یار منی ،
تو باده ی لطفی ، تو سایه ی سحری ...
بیا که لعبت نازی .... بیا ، قرار منی ،
حدیث عشق تو است ، چکیده ی شعرم ...
چه ها بگویمت ای عشق ، که اعتبار منی ،
تو عطر ناب بهاری ، تو سرمه ی چشمی ...
تو یوسف دگر هستی ، تو غمگسار منی ،
ز سوز عشق تواست ، قصیده و غزلم ...
تو بوی عنبر و عودی ، تو خوش نگار منی ،
هزار فسانه شنیدم ز لیلی و مجنون ...
تو قصه ی دگر هستی تو انتظار منی ،
#مهدی_تهرانی
زبان شعر من هستی ، گل و هَزار منی ،
بیا بیا ز تو مستم ، بیا که خمّارم ...
بیا که جام شرابی. ، بیا که یار منی ،
تو باده ی لطفی ، تو سایه ی سحری ...
بیا که لعبت نازی .... بیا ، قرار منی ،
حدیث عشق تو است ، چکیده ی شعرم ...
چه ها بگویمت ای عشق ، که اعتبار منی ،
تو عطر ناب بهاری ، تو سرمه ی چشمی ...
تو یوسف دگر هستی ، تو غمگسار منی ،
ز سوز عشق تواست ، قصیده و غزلم ...
تو بوی عنبر و عودی ، تو خوش نگار منی ،
هزار فسانه شنیدم ز لیلی و مجنون ...
تو قصه ی دگر هستی تو انتظار منی ،
#مهدی_تهرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من
غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من
بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...
#حسین منزوی
غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من
بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...
#حسین منزوی
بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می كند
وای دل چون كود كی بی تو لجاجت می كند
اشتیاق دیدن تو میل خاموشی نكرد
هیچوقت عشقت بدل فكر فراموشی نكرد
عشق من با تو به میزان تقد س می رسد
بی حضورت دل به سر حد تعرض می رسد
دوستت دارم برای من كلام تازه نیست
حد عشقت را برایم هیچ چیز اندازه نیست
در غیاب تو غریبانه فراغت می كشم
بر گذشت لحظه ها طرحی ز طاقت می كشم
چشمهایم را نگاه تو ضمانت می كند
گرمی دست مرادستت حمایت می كند
با تنفس در هوای تو هنوزم قانعم
ابتلای سینه را اینگونه از غم مانعم
چشمهای مهربان تو فراموشم نشد
هیچكس جز یاد تو بی تو هم آغوشم نشد
من تو را با التهاب سینه ام فهمیده ام
ساده گویم خویش را با بودنت سنجیده ام
شاعر....؟
وای دل چون كود كی بی تو لجاجت می كند
اشتیاق دیدن تو میل خاموشی نكرد
هیچوقت عشقت بدل فكر فراموشی نكرد
عشق من با تو به میزان تقد س می رسد
بی حضورت دل به سر حد تعرض می رسد
دوستت دارم برای من كلام تازه نیست
حد عشقت را برایم هیچ چیز اندازه نیست
در غیاب تو غریبانه فراغت می كشم
بر گذشت لحظه ها طرحی ز طاقت می كشم
چشمهایم را نگاه تو ضمانت می كند
گرمی دست مرادستت حمایت می كند
با تنفس در هوای تو هنوزم قانعم
ابتلای سینه را اینگونه از غم مانعم
چشمهای مهربان تو فراموشم نشد
هیچكس جز یاد تو بی تو هم آغوشم نشد
من تو را با التهاب سینه ام فهمیده ام
ساده گویم خویش را با بودنت سنجیده ام
شاعر....؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
#شهریار
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
#شهریار
همه ماندند و تو رفتی به سفر اما من...
بسته ام بارِ سفر در پیِ تو تنها من
.برگ ها یک به یک از شاخه فرو می افتند
آنکه امروز زمین خورد تویی، فردا من!
.ساده دل کندی و من سخت به زیباییِ تو
دل سپردم! تو بگو ساده تو بودی یا من؟!
.دلربایی و من آیینه ای ام بر دیوار
همه دارند به حسن تو نظر! حتی من!
.وعده وصل به من دادی و خامم کردی
جگرم سوخته ای عشق! چه کردی با من؟
#احسان_انصاری
بسته ام بارِ سفر در پیِ تو تنها من
.برگ ها یک به یک از شاخه فرو می افتند
آنکه امروز زمین خورد تویی، فردا من!
.ساده دل کندی و من سخت به زیباییِ تو
دل سپردم! تو بگو ساده تو بودی یا من؟!
.دلربایی و من آیینه ای ام بر دیوار
همه دارند به حسن تو نظر! حتی من!
.وعده وصل به من دادی و خامم کردی
جگرم سوخته ای عشق! چه کردی با من؟
#احسان_انصاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمان درشعر من زیبا که من از تو غزل ریزم
بیا در مخمل مویت هزاران واژه آویزم
تو عطر تازه ی یاسی رها در باغ احساسی
بدون تو چو برگی زرد میان فصل پاییزم
#رضا_رضایی
بیا در مخمل مویت هزاران واژه آویزم
تو عطر تازه ی یاسی رها در باغ احساسی
بدون تو چو برگی زرد میان فصل پاییزم
#رضا_رضایی
پروانگی آموخت مرا مهرو وفایت
تو شمعی ومن گِردتو گردم به فدایت
تا لب به سخن بازڪنی دلبر شیرین
فرهاد شَوَم ، از تُنِ پژواڪ صدایت
هرجا که تویی باغ بهشت است برایم
دل مثل ڪبوتر بزند پر به هوایت
گاهی نظرے کن به منِ سوخته دل هم
اے جان به فداے کَرم ولطف وصفایت
لبخند بزن تا که ز مستی بشوم من
مجنون پرآوازه ے صحراے بلایت
بر خاطر تنهاے دلم یاد تو مونس
هرگز نرود از دل من خاطره هایت
هرگز نشو ازدیده ے من دور عزیزم
گردد دل دیوانه ے من تنگ برایت
#مهنازنجفی
تو شمعی ومن گِردتو گردم به فدایت
تا لب به سخن بازڪنی دلبر شیرین
فرهاد شَوَم ، از تُنِ پژواڪ صدایت
هرجا که تویی باغ بهشت است برایم
دل مثل ڪبوتر بزند پر به هوایت
گاهی نظرے کن به منِ سوخته دل هم
اے جان به فداے کَرم ولطف وصفایت
لبخند بزن تا که ز مستی بشوم من
مجنون پرآوازه ے صحراے بلایت
بر خاطر تنهاے دلم یاد تو مونس
هرگز نرود از دل من خاطره هایت
هرگز نشو ازدیده ے من دور عزیزم
گردد دل دیوانه ے من تنگ برایت
#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میوه لبهای تودر زیر باران چیدنی است
چشم تو کهنه شرابی تا ابد نوشیدنی است
وقت خندیدن به جان شعرم آتش میزنی
جان چشمانت قسم، با تو دلم بوییدنی است
می بری تا ناکجا آبادِ آغوشت مرا
خوب می دانی در آغوشت غزل روییدنی است
طرح اندامت قصیده، چشمهای تو غزل
پایتخت شعرمی، با تو جنونم دیدنی است
ابر باران زای من! بی وقفه بر روحم ببار
آسمانِ من فقط در فصل تو باریدنی است
مثنوی در مثنوی درگیر چشمان توام
شعر من، با تو فقط با تو چنین بالیدنی است
#رضا_قریشی_نژاد
چشم تو کهنه شرابی تا ابد نوشیدنی است
وقت خندیدن به جان شعرم آتش میزنی
جان چشمانت قسم، با تو دلم بوییدنی است
می بری تا ناکجا آبادِ آغوشت مرا
خوب می دانی در آغوشت غزل روییدنی است
طرح اندامت قصیده، چشمهای تو غزل
پایتخت شعرمی، با تو جنونم دیدنی است
ابر باران زای من! بی وقفه بر روحم ببار
آسمانِ من فقط در فصل تو باریدنی است
مثنوی در مثنوی درگیر چشمان توام
شعر من، با تو فقط با تو چنین بالیدنی است
#رضا_قریشی_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست ترت دارم، از هرچه دوست
ای تو بـه مـن از خود من خویش تر
دوسـت تـر از آنکـه بـدانــی چـقدر
بیـشــتر از بیـشــتر از بـیشـــتر !
#قیصر امین پور
ای تو بـه مـن از خود من خویش تر
دوسـت تـر از آنکـه بـدانــی چـقدر
بیـشــتر از بیـشــتر از بـیشـــتر !
#قیصر امین پور
تو میخندے و دنیایم چـراغان میشود باعشق
تمام بیڪسے هایے ڪہ جبـران میشود باعشق
چہ میدانے از احوالم در اوقاتے ڪہ دلتنگم
براے دیدنت میلم دو چندان میشود با عشق
تمام مطلع شعـر و غـزلهاے منـے اے دوست
دل دیوانہ پیش تو غزلخوان میشود با عشق
نبـاشے لشگر غمها مـرا بیـچارہ خـواهد ڪرد
ولے با بودنت غصہ گریزان میشود باعشق
پر از زخمم پر از حسرت بہ دل اما یقین دارم
تمام دردهاے من ڪہ درمان میشود با عشق
و نم نم مهربــانے را ببــار اے مهربان بر من
ڪویر خشڪ این سینہ گلستان میشود باعشق
در این دنیاے بے مهرے تویے سنگ صبور من
گذر از ڪوچہ غمها چہ آسان میشود با عشق...
#پیمان_نظری
تمام بیڪسے هایے ڪہ جبـران میشود باعشق
چہ میدانے از احوالم در اوقاتے ڪہ دلتنگم
براے دیدنت میلم دو چندان میشود با عشق
تمام مطلع شعـر و غـزلهاے منـے اے دوست
دل دیوانہ پیش تو غزلخوان میشود با عشق
نبـاشے لشگر غمها مـرا بیـچارہ خـواهد ڪرد
ولے با بودنت غصہ گریزان میشود باعشق
پر از زخمم پر از حسرت بہ دل اما یقین دارم
تمام دردهاے من ڪہ درمان میشود با عشق
و نم نم مهربــانے را ببــار اے مهربان بر من
ڪویر خشڪ این سینہ گلستان میشود باعشق
در این دنیاے بے مهرے تویے سنگ صبور من
گذر از ڪوچہ غمها چہ آسان میشود با عشق...
#پیمان_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM