‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود


غم و اندوه توأم در دل و جان خواهد بود

#هاتف_اصفهانی
دل نزد تو است، اگر چہ دورے ز برم
جویاے توام، اگر نپرسے خبرم

خالے نشود خیالت از چشم ترم

در ڪوزہ تو را بینم اگر آب خورم

#عراقی
نذرڪردم ڪه چو بر دار دلت لانه ڪنم.
روےزانوےخودم،موی تورا شانه ڪنم.

گرچه مجنون شدن انگار به من می آید

قصد دارم ڪه تورا لیلی دیوانه ڪنم.

#محمد_بزاز
چشمان تو  قربانگه  شهر دل ما بود
من برهء قربانی و این سینه منا بود

هی  سنگ زدی کعبه ی احساس مرا تو

سعی من ودل باطل و این قبله خطا بود

#فاطمه_لشکری_راحیل
قاصدڪ! شعر مرا از بر ڪن

برو آن گوشه‌ے باغ

سمت آن نرگس مست

و بخوان در گوشش و بگو باور ڪن

یڪ نفر یاد تو را

دمے از دل نبرد

#سهراب_سپهری
دنیا گذران است به هر بیش و کمی
خو
اهیش به شادی گذران خواه به غمی

ز
ین منزلت البته همی باید رفت

خو
اهی به هزار سال و خواهی به دمی

#اوحدالدین_کرمانی
شبیه قاصدک‌های رها در دشت میدانم
لبت بر باد خواهد داد روزی دودمانم را

دلم می‌خواهد از یک راز کهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم که می‌بندد دهانم را

ُ#سید_تقی_سیدی
هرگز از بند و غم آزاد نگردد آن دل
که گرفتار کمند سر گیسوئی نیست

هر مرض دارو و هر درد علاجی دارد
زخم تیر مژه را مرهم و داروئی نیست

#عبید_زاکانی
غم عشقی که در خود می نهفتم
شبی آن را به چشم خسته گفتم

دل من مثل ابری گریه سر داد

سحر شد مثل خورشیدی شکفتم

#سلمان_هراتی
امشب همه شب ز هجر نالان بودم
با بخت سیه دست و گریبان بودم

قربان شومت دی به که همره بودی
کامشب همه شب به خویش گریان بودم

#وحشی_بافقی
در دل دردی‌ست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس

با این همه حـــال و در چنین تنگـــدلی
جـــا کرده محبـّت تو چنـدان‌که مپرس

#ابو‌سعید_ابوالخیر
در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
قربان تو گردم که جز این کیشم نیست

بردی دل من به زلف و بندش کردی

زانست که یک لحظه دل خویشم نیست

#عطار
یاد آن شب ڪہ تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه‌ے عشق

چشم من دید در آن چشم سیاه

نگهے تشنہ و دیوانه‌ے عشق

#فروغ_فرخزاد
همه شب یادِ تو،
ڪرده‌ست مرا غرقِ خیالی ڪه نپرس

می تراود ز لبِ
چشمه‌ے چشمان ترم اشڪِ سڪوت

#مهنازنجفی
تو باشی در کنارت من بسازم زندگانی را
به حسرت چون گذر کردم به یادت من جوانی را

اگر روزی رسد یک دم به آغوشت شوم مهمان

در آغوشت دهم جان تا ببینی جان فشانی را

#ناشناس
تو ثـــریای منی آمدنت شیـــرین است
من نگویم که چـرا آمده‌ای و دیر است

شهریارم که بسی خون جگرها خوردم

چه‌بگویم که قلم ناطق بی‌تزویر است

#شهریار
نذرڪردم ڪه چو بر دار دلت لانه ڪنم.
روےزانوےخودم،موی تورا شانه ڪنم.

گرچه مجنون شدن انگار به من می آید

قصد دارم ڪه تورا لیلی دیوانه ڪنم.

#محمد_بزاز
عجب چشمان زیبایی، عجب احساس گیرایی
الا یا ایها‌ الدلبر چرا با ما نمی آیی؟

برای دیدنت دیشب به سمت آسمان رفتم
تو آن ماه شب تاری که درگیر تماشایی

من و تو سهم هم هستیم مثل آسمان و ابر
و در دنیای عاشق ها منم مجنون تو لیلایی

دلم تنگ است بر شبها، که می‌ماندی و می‌خواندی
برای طفل درگیرت، کمی آواز لالایی

تو و گیسوی افشانت که ما را محو خود کرده

من و احساس دلتنگی در این شب های تنهایی...

#مرتضی‌_حسینی
دل سپردن ساده است، دشوار نیست..
آنکه عاشق می‌شود، هوشیار نیست..

راه عشق است و پر از آوارگی..

این ره پر پیچ و خم، هموار نیست..

#نگار_حسینی
‍ بعدِ تو ذره ای آرام ندارد دلِ من
وعده کردم به کسی دل نسپارد دلِ من

و اگر خواست دوباره شوَد عاشق دلِ من
نگذارد، نگذارد، نگذارد دلِ من!

درد در دل جریان دارد و افسوس که بد
ناگزیر است که خونابه ببارد دلِ من

مست از فکر و خیالِ تو بیُفتد هرشب
سینه ی غمزده اش را بفشارد دلِ من

«دلِ من داند و من دانم و دل داند و من»

بعد از این حسرتِ دیدارِ تو دارد دلِ من!!

#فرشته_تشکری