عشق یعنی ما شدن همتا شدن
عشق یعنی پا شدن همپا شدن
عشق یعنی همسفر در یڪ مسیر ؛
در مسیر تازه اے یڪتا شدن...!
#ناشناس
عشق یعنی پا شدن همپا شدن
عشق یعنی همسفر در یڪ مسیر ؛
در مسیر تازه اے یڪتا شدن...!
#ناشناس
آغوش وا کن تا در آغوشت بمیرم
گیسو پریشان کرده بر دوشت بمیرم
در پیچ پیچ پیکرت من را بپیچان
کز پچ پچ یک آه در گوشت بمیرم
لب وا کن از هم صف صف درّ و صدف را
تا مست مست و نوش در نوشت بمیرم
گهوارگی کن پیکرم را تا در این رقص
با تن تن لالای خاموشت بمیرم
شرجی ترین پیراهنی بی دکمه تن کُن
تا بوسه باران زیر تن پوشت بمیرم
سهم من از دنیا و تو این شوکران است
تا مست و لب بر لب در آغوشت بمیرم
#ناشناس
گیسو پریشان کرده بر دوشت بمیرم
در پیچ پیچ پیکرت من را بپیچان
کز پچ پچ یک آه در گوشت بمیرم
لب وا کن از هم صف صف درّ و صدف را
تا مست مست و نوش در نوشت بمیرم
گهوارگی کن پیکرم را تا در این رقص
با تن تن لالای خاموشت بمیرم
شرجی ترین پیراهنی بی دکمه تن کُن
تا بوسه باران زیر تن پوشت بمیرم
سهم من از دنیا و تو این شوکران است
تا مست و لب بر لب در آغوشت بمیرم
#ناشناس
دارایـی مــن ناز نگاهـــی که تو داری
بیداد از آن چشم سیاهی که تو داری
هرصبح ببوسم به خیالت لب خود را
دیوانه شدم از رخ ماهی که تـــو داری
#ناشناس
بیداد از آن چشم سیاهی که تو داری
هرصبح ببوسم به خیالت لب خود را
دیوانه شدم از رخ ماهی که تـــو داری
#ناشناس
ترا من دوست دارم، تا جهان هست
همه نام تو گویم، تا زبان هست
اثر گر باز گیرد ،عشقت از خلق
سراسر نیست گردد در جهان ،هست
ترا خاطر سوی مانی و، ما را
سوی تو، میل خاطر همچنان هست
به کوشش، وصل تو دریافت نتوان
ولیکن من بکوشم ،تا توان هست
کجا باشد نصیب از وصل جانان
هرآنکس را ،که دل دربند جان هست...
#ناشناس
همه نام تو گویم، تا زبان هست
اثر گر باز گیرد ،عشقت از خلق
سراسر نیست گردد در جهان ،هست
ترا خاطر سوی مانی و، ما را
سوی تو، میل خاطر همچنان هست
به کوشش، وصل تو دریافت نتوان
ولیکن من بکوشم ،تا توان هست
کجا باشد نصیب از وصل جانان
هرآنکس را ،که دل دربند جان هست...
#ناشناس
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم
عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم
با من اگر پیمان نگهداری به یاری
من تا نفس دارم به پیمان تو باشم
عشق تو شد فرمانروای هستی من
تا هر چه فرمایی به فرمان تو باشم
#فریدون_مشیری
عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم
با من اگر پیمان نگهداری به یاری
من تا نفس دارم به پیمان تو باشم
عشق تو شد فرمانروای هستی من
تا هر چه فرمایی به فرمان تو باشم
#فریدون_مشیری
گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی.
گفتی: به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم: نمی دانی مگر؟ امید فردای منی
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل، آبی دریای منی
گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم: که مجنون بوده ام از وقتی تو عشق مني
#رضا_قریشی_نژاد
گفتی: به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم: نمی دانی مگر؟ امید فردای منی
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل، آبی دریای منی
گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم: که مجنون بوده ام از وقتی تو عشق مني
#رضا_قریشی_نژاد
بيا تا مونس هم، یارِ هم، غمخوار هم باشيم
انيس جان غم فرسوده ی بيمار هم باشيم
شب آید، شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم
شود چون روز، دست و پای هم، در کار هم باشيم
دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم
دل هم، جان هم، جانان هم، دلدار هم باشيم...
#فیض_کاشانی
انيس جان غم فرسوده ی بيمار هم باشيم
شب آید، شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم
شود چون روز، دست و پای هم، در کار هم باشيم
دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم
دل هم، جان هم، جانان هم، دلدار هم باشيم...
#فیض_کاشانی
من در میـانِ دستهـایت لانه ای دارم
در لابـلای چشم هایت خانه ای دارم
هرشب میانِ شعرهایم حاضری عشق
در خلوتِ شبهای خود افسانه ای دارم
رفتی ولی من همچنان با یادِتو اینجا
در بینِ اشعـارِ خودم دیـوانه ای دارم
پُـر کرده دنیای مرا، عطرِ نفس هایت
دیگـر فرامـوشم شده کاشانه ای دارم
راهِ فراری نیست، از این رنجِ بی پایان
تا روزِ محشر، هق هقِ مردانه ای دارم
آنقدرمستِ یادِتو هستم که مدت ها
کنـجِ خیـابـانِ دلـم، میخانه ای دارم
هر چنـد بعد از تـو بُریدم از همه دنیا
امـا میـانِ پیـلـه ام پـروانـه ای دارم
من با توأم، تو بامنی، هرثانیه، هر روز
من در میانِ چشمهایت خانه ای دارم
#علیرضا_رنجبر
در لابـلای چشم هایت خانه ای دارم
هرشب میانِ شعرهایم حاضری عشق
در خلوتِ شبهای خود افسانه ای دارم
رفتی ولی من همچنان با یادِتو اینجا
در بینِ اشعـارِ خودم دیـوانه ای دارم
پُـر کرده دنیای مرا، عطرِ نفس هایت
دیگـر فرامـوشم شده کاشانه ای دارم
راهِ فراری نیست، از این رنجِ بی پایان
تا روزِ محشر، هق هقِ مردانه ای دارم
آنقدرمستِ یادِتو هستم که مدت ها
کنـجِ خیـابـانِ دلـم، میخانه ای دارم
هر چنـد بعد از تـو بُریدم از همه دنیا
امـا میـانِ پیـلـه ام پـروانـه ای دارم
من با توأم، تو بامنی، هرثانیه، هر روز
من در میانِ چشمهایت خانه ای دارم
#علیرضا_رنجبر
بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تو
مگو دیوانه ام دیگر، شدم من هم تراز تو
بزن دنیا برقصم چونکه رقصاندی همه عمرم
دگر عادت شده کارم نشستن پای جازتو
فراری شد زتن روحم ، ندارد مامنی دیگر
به جزتندیس مغمومم که آنهم شد جهازتو
بزن دنیا بزن سازت چرا با من نمی سازی
شعورم ریشه خشکانده کنم تفسیر راز تو
#ناشناس
مگو دیوانه ام دیگر، شدم من هم تراز تو
بزن دنیا برقصم چونکه رقصاندی همه عمرم
دگر عادت شده کارم نشستن پای جازتو
فراری شد زتن روحم ، ندارد مامنی دیگر
به جزتندیس مغمومم که آنهم شد جهازتو
بزن دنیا بزن سازت چرا با من نمی سازی
شعورم ریشه خشکانده کنم تفسیر راز تو
#ناشناس
یک روز غـــم فـــــال مرا می فهمی
این سایـــه ی دنبال مرا می فهمی
کم طعنه بزن به کوچـه گردی هایم
تنها که شدی حال مــرا می فهمی..🤞
#سهیل خراسانی
این سایـــه ی دنبال مرا می فهمی
کم طعنه بزن به کوچـه گردی هایم
تنها که شدی حال مــرا می فهمی..🤞
#سهیل خراسانی
"آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاست"
دست تو صمیمانه ترین شانه ی دنیاست
از میوه نچیده ست کسی غنچه ی لبخند
سیب لب تو نوبر گلخانه ی دنیاست
"عطر تن"و"چشم تر"و "سرخی لب"تو…
چون "قمصر"و "ماسوله "و "ابیانه "ی دنیاست
وقتی که خرابات دل از نور توخالیست
بیغوله ترین معبد ویرانه ی دنیاست
دنیای منی،چشم تو دنیاست دل من…
دیوانه ی دیوانه ی دیوانه ی دنیاست
#ناشناس
دست تو صمیمانه ترین شانه ی دنیاست
از میوه نچیده ست کسی غنچه ی لبخند
سیب لب تو نوبر گلخانه ی دنیاست
"عطر تن"و"چشم تر"و "سرخی لب"تو…
چون "قمصر"و "ماسوله "و "ابیانه "ی دنیاست
وقتی که خرابات دل از نور توخالیست
بیغوله ترین معبد ویرانه ی دنیاست
دنیای منی،چشم تو دنیاست دل من…
دیوانه ی دیوانه ی دیوانه ی دنیاست
#ناشناس
دلم از درد بی دردی گرفته
دلم از هر چه دلسردی گرفته
دلم از تو دلم از من دلم از ما گرفته
دلم از این همه غوغا گرفته..🤞
#سهیل خراسانی
دلم از هر چه دلسردی گرفته
دلم از تو دلم از من دلم از ما گرفته
دلم از این همه غوغا گرفته..🤞
#سهیل خراسانی
سرشارم ازآن لحظه که غمخوارِتو هستم
از عشقِ تو تب کردم و بیمارِ تـو هستم
گویند کـه مغرورم و از عشقِ تـو بی تاب
ای کـاش بدانند کـه من یـارِ تـو هستم
من امن ترین جای دلـم را بـه تـو دادم
عمریست کـه من محرمِ اسرارِ تو هستم
تا سایـه ی تـو کم نشود از سرم ای یـار
همواره در آن سایـه ی دیوارِ تـو هستم
هر چند که زیباییِ تو شهره ی شهر است
سوگند بـه خالِ تـو ، خریدارِ تـو هستم
دیـدارِ صمیمانه ی تو مایه ی فخر است
مـن منتظرِ لحظـه ی دیـدارِ تـو هستم
#ناشنـاس
از عشقِ تو تب کردم و بیمارِ تـو هستم
گویند کـه مغرورم و از عشقِ تـو بی تاب
ای کـاش بدانند کـه من یـارِ تـو هستم
من امن ترین جای دلـم را بـه تـو دادم
عمریست کـه من محرمِ اسرارِ تو هستم
تا سایـه ی تـو کم نشود از سرم ای یـار
همواره در آن سایـه ی دیوارِ تـو هستم
هر چند که زیباییِ تو شهره ی شهر است
سوگند بـه خالِ تـو ، خریدارِ تـو هستم
دیـدارِ صمیمانه ی تو مایه ی فخر است
مـن منتظرِ لحظـه ی دیـدارِ تـو هستم
#ناشنـاس
هر که را دیدم خیانت کرد و رفت
هر که با من بود یار من نبود
هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت
خود ندانستم از این غمها چه سود..
#سهیل خراسانی
هر که با من بود یار من نبود
هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت
خود ندانستم از این غمها چه سود..
#سهیل خراسانی
نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باش
اسیر فصل خزانم ، بیا بهارم باش
نگو که فرصت دیدار ما میسر نیست
دلیل محکم یک عمر انتظارم باش
چه قدر جای تو در زندگی من خالیست
در این مسیر پر از هیچ ، کوله بارم باش
تمام عمر ، تو دار و ندار من بودی
مرا رها کن از این غم ، طنابِ دارم باش
بیا به عکسِ مزارم سلام کن گاهی
شبیه دسته گلی بر سر مزارم باش
برای دلخوشی ام گریه کن هر از گاهی
برای دلخوشی ام "عشق" ! بی قرارم باش ...
#سمانه_میرزایی
اسیر فصل خزانم ، بیا بهارم باش
نگو که فرصت دیدار ما میسر نیست
دلیل محکم یک عمر انتظارم باش
چه قدر جای تو در زندگی من خالیست
در این مسیر پر از هیچ ، کوله بارم باش
تمام عمر ، تو دار و ندار من بودی
مرا رها کن از این غم ، طنابِ دارم باش
بیا به عکسِ مزارم سلام کن گاهی
شبیه دسته گلی بر سر مزارم باش
برای دلخوشی ام گریه کن هر از گاهی
برای دلخوشی ام "عشق" ! بی قرارم باش ...
#سمانه_میرزایی
ای نقطهی آرامشم ای دار و ندارم!
من بیشتر از خود به وجودتودچارم
دلباختگی حادثهی اول عشق است
بگذار در این حادثه من سر بسپارم
#علی_صفری
من بیشتر از خود به وجودتودچارم
دلباختگی حادثهی اول عشق است
بگذار در این حادثه من سر بسپارم
#علی_صفری
حاشا نکنم محو تماشای تو هستم
از من بکنی یا نکنی پای تو هستم
دل دل بکنی میروم از دست تو دیگر
پس جا بزنی یا نزنی جای تو هستم
افسوس نخور ناله مکن از غم دنیا
دنیا به درک، من همه دنیای تو هستم
شب های پر از واهمه ات را تو رها کن
جای شب و کابوس تو رویای تو هستم
من طاقت ناراحتی ات هیچ ندارم
هر لحظه و هر ثانیه جویای تو هستم
#ناشناس
از من بکنی یا نکنی پای تو هستم
دل دل بکنی میروم از دست تو دیگر
پس جا بزنی یا نزنی جای تو هستم
افسوس نخور ناله مکن از غم دنیا
دنیا به درک، من همه دنیای تو هستم
شب های پر از واهمه ات را تو رها کن
جای شب و کابوس تو رویای تو هستم
من طاقت ناراحتی ات هیچ ندارم
هر لحظه و هر ثانیه جویای تو هستم
#ناشناس
در هم همه ها یاد تو آرامش جان است
بی یاد تو باغ دل ما رو به خزان است
ای نام تو زینت گر نام ملائک
بی نور تو ماه دل ما رو به نهان است
#حافظ
بی یاد تو باغ دل ما رو به خزان است
ای نام تو زینت گر نام ملائک
بی نور تو ماه دل ما رو به نهان است
#حافظ
از غمم با گُل پژمردهی گلدان گفتم
تلخ با چایی یخکردهی لیوان گفتم
.
گفتم آنقدر دلم تنگِ هوایش شده است
همه را نمنم با نمنم باران گفتم
.
حرفهایی که نمیشد به کسی گفت، ولی
من به گنجشک نشسته لبِ ایوان گفتم
.
راهی کوچه شدم، دل به خیابان دادم
از خزان راز بزرگی به درختان گفتم
.
دست در جیب فرو بُردم و سر در یقهام
از خودم هرچه شنیدم به خودم آن گفتم
.
در خودم غرق شدم، در سَرم افتاد جنون
از تو حتی به پلیسِ سرِ میدان گفتم!.
.
ناگهان چشم تو را روبروی خود دیدم
هول شدم، حاشیه رفتم، سخن از نان گفتم
.
پابهپا کردم و تو مثل همیشه رفتی
به خودم لعنت از این بخت گریزان گفتم
وقت کم بود... نشد حرف دلم را بزنم
دوستت دارمِ خود را به خیابان گفتم...
#ناشناس
تلخ با چایی یخکردهی لیوان گفتم
.
گفتم آنقدر دلم تنگِ هوایش شده است
همه را نمنم با نمنم باران گفتم
.
حرفهایی که نمیشد به کسی گفت، ولی
من به گنجشک نشسته لبِ ایوان گفتم
.
راهی کوچه شدم، دل به خیابان دادم
از خزان راز بزرگی به درختان گفتم
.
دست در جیب فرو بُردم و سر در یقهام
از خودم هرچه شنیدم به خودم آن گفتم
.
در خودم غرق شدم، در سَرم افتاد جنون
از تو حتی به پلیسِ سرِ میدان گفتم!.
.
ناگهان چشم تو را روبروی خود دیدم
هول شدم، حاشیه رفتم، سخن از نان گفتم
.
پابهپا کردم و تو مثل همیشه رفتی
به خودم لعنت از این بخت گریزان گفتم
وقت کم بود... نشد حرف دلم را بزنم
دوستت دارمِ خود را به خیابان گفتم...
#ناشناس