‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تو غزل سرایم و یاد کنم یاد تو را
شب که شود طلب کنم یاری و امداد تو را

شادی من ز شادیت شاد بکن حال مرا
کاش ببینم ای نفس، آن دل دلشاد تو را

#شهریار
خواستم با یڪ غزل از عشق معنایت ڪنم
عاشقانه در سڪوت  شب  تماشایت ڪنم

خواستم امشب ڪنار پنجرہ در نور ماه
در تمام  خاطرات  ڪهنه  پیدایت  ڪنم

خواستم در سجدہ گاہ معبد چشمان تو
جان فداے آن نگاہ مست  زیبایت  ڪنم

عطر گلهای  تنم  بوی  خوشے دارد  ز تو
خواستم آغوش خود را باغ رویایت ڪنم

در  تنم  از  نام  تو  لرزید  جان  عاشقم
عاقبت با بوسہ اے مستانہ شیدایت ڪنم

هر شبے یادت شبیخون مے زند بر پیڪرم
دلخوشم  هر لحظہ و هردم تمنایت ڪنم

باز مے خواهم ڪہ در تنهایے و در خلوتم
یک بغل احساس را تقدیم دنیایت کنم

#آنجلاراد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی حضورِ روی ماهت، کوچه مهتابی نبود

بی تو من هرجا که رفتم آسمان آبی نبود

از تمامِ لحظه های بی تو بودن در سکوت

سهمِ من جز گریه های وقتِ بۍتابی نبود

#محسن_پیری
هواصفاے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم

نشستہ روے لبـــانم، تبسمے ڪہ خبـــر
زخندہ هاے تودارد، خودت بگوچہ ڪنم

نگاہ خستہ ڪہ هرشب،نشستہ درراهی
ڪہ رد پاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم

خوشم بہ زخمہ ے تاری،ڪہ پردہ پردہ نوا
فقط براے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم

چگونہ قطع نظر مے ڪنے زمن ڪہ نظر
بہ اقتضاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم

مگر چہ فرق میان، خداے قلب من و
ویا خداے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم

خیال خواب تو هرشب، بهانہ میگیرد
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم...

#رضا_ڪولایی
The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive for the next 9 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در فراقت مُردم اما ، عشقت از جانم نرفت

خستـه از ایامِ بی تـو ، صبر و ایمانم نرفت

شیره‌ٔ جانم شده این عشقِ جانسوزت ببین

سوختم از غم ولی، نـامـت ز دیوانم نرفت

#پروانه_حسینی
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی
بہ یاس هاے غزل پوش ِ عشق مے مانی

از آسمان دعاے من آمدے بہ زمین
براے هم نفسے با دو بال ِ پنهانی

ڪہ روسپید شوم پیش اشڪ هاے خودم
هنوز ماندہ بہ غم آمدے و مے دانی

ڪہ انتظار مرا سخت مضطرب ڪرده
بگو ڪہ هستے و با من همیشہ مے مانی

چقدر حال و هواے نگاهت آرام است
تو چشم هاے مرا از برے ڪہ مے خوانی

چقدر با تو بہ رؤیاے خواب نزدیڪم
چقدر دور ز ڪابوس هر پریشانی

بہ ابرهاي دلم تا همیشہ مدیونم
تو عاشقانہ ترین اتفاق  ِ بارانی...

#ایلناز_حقوقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبی در کوچهٔ غربت قیامت را به پا کردم

نشستم زیرِ دیوارۍبه یادت گریه ها کردم

صـدای گریـه ام پیچید، در آفـاقِ تـنهایی

تو را از دور دستِ خاطراتِ خود صدا کردم

#مصطفی_ارشد
ایکاش تـو بر من نظری داشته باشی
از کـوچـه ‌ی قلبم گذری داشته باشی

من دردسرِ عشقِ تو را دارم و ای کاش
اینگونه تو هم، دردسری داشته باشی

یک بوسـه فرستـاده ‌ام از دور  برایت
تا از لـبِ سرخم، اثـری داشتـه باشی

در سختیِ راهم تو بیا همسفرم  باش
شـایـد نفـسِ تازه ‌تری داشته باشی

از حادثـه ‌ی عشق و نـگاهِ  ترِ عـاشق
بـایـد کـه بـرایم خبری داشته باشی

من عاشقِ اشعـار و غزل های  نجیبم
ایکاش تو هم شعرِ تری داشته باشی

#مرجان_سلیمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستـم بگیر.. کـه از غمِ ایـام خستـه ام

نازم بکش ، کـه عـاشقم و دلشکسته ام

از من جدا مشو، که قسم میخورم به نور

جز با دوچشمِ مستِ تو عهدی نبسته ام

#ناصر_نظمی
من همان ابـر پریشان شده ی دلگیرم
کـه اگـر دیر بـه دادم برسی، می میرم

وقت باران شـد و  آنقدر خرابم که دگر
نکنــد لشکـری از واژه مـرا  تفسیـرم!

آسمـان یاد مرا زنـده  نگه دار کـه من
وارث دردم و بـا خـاطـره هـا درگیـرم

سرزنش کردن من باطل و بۍفایده بود
عقل من دست دلم بوده و بی تقصیرم

یک نگاه ازطرف چشم تو هم کافی بود
تـا کـه در آینـه نـابـود شود  تصـویرم

بازهم شب شد و تکرار قدم پشت قدم
منم و فرش خیابان که شـده  تسخیرم

#میثم_جویبار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمِ مستت چه کند بامنِ بیمار امشب

این دلِ تنگ من و، این دلِ تبدار امشب

آخر ای اشک!! دلِ سـوختـه ام را مددی

که بـه جز ناله مرا نیست پرستار امشب

#رهی_معيری
آیا شـده در خلوتِ خـود شعر بخوانی؟
قلـبی بتپد بـر تـو و آن را  تـو نـدانی؟

هـرگز شده آیـا بـه کسی عشق بورزی؟
ازشدتِ عشقش بشوی مست و روانی؟

آیـا شـده اسمی بشود مرهـمِ  دردت؟
نامـش ببری درد و غـم از دل بِرَهانی؟

پیش آمده حرفۍبه دلت داشته باشی؟
خواهـی بـه زبـان آوری، امـا نتـوانی؟

اینهـا همـه پیش آمده بر قلبِ من، اما
برخیز و بجنب ای هوس و شورِ جوانی

ای کـاش بفهمی، کـه دگـر تـاب ندارم
تا جان بـه تنم مانده، خودت را برسانی

#یوسف_محقق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غـزل، غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کرد

ستاره از شبِ چشمت شکارخواهم کرد

خیـالِ عشـقِ تـو را، واژه واژه در دفتـر

به ‌اشک و بغضِ قلم یادگار خواهم کرد

#مجتبی_خوش_زبان