نگـاهـی غـرقِ شبنـم دارم امشب
نه دلسوز و نه همـدم دارم امشب
بـه کُنـجِ میـکـده بـا اشکِ دیـده
دو جـام از مِی فـراهم دارم امشب
بـه سوزِ دل سُـرودم ایـن غـزل را
تـورا در این میـان کم دارم امشب
فـدای چشم هایت ، زخمی ام من
طبیبم...! میـلِ مرهَـم دارم امشب
در آغــوشـت بگـیـر... آرام گیـرم
کـمـی آرام تـر ، غـم دارم امشـب
#سلمان_هراتی
نه دلسوز و نه همـدم دارم امشب
بـه کُنـجِ میـکـده بـا اشکِ دیـده
دو جـام از مِی فـراهم دارم امشب
بـه سوزِ دل سُـرودم ایـن غـزل را
تـورا در این میـان کم دارم امشب
فـدای چشم هایت ، زخمی ام من
طبیبم...! میـلِ مرهَـم دارم امشب
در آغــوشـت بگـیـر... آرام گیـرم
کـمـی آرام تـر ، غـم دارم امشـب
#سلمان_هراتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسرت نگـاهِ پنجره ها را گرفته است
بغضی گلـوی زخمی ما را گرفته است
كی این سفر به آخرِ خود میرسد، ببین
دستم چگونه دستِ دعا را گرفته است
در انتـظارِ آمـدنت، لحظـه می كِشیم
یک عمـر انتـظار كجـا را گرفتـه است
حالا غروب ها، همه بارانی اند و بـس
باران عجیب حال هـوا را گرفته است!
برگرد! و با وسیعِ خودت آسمـان بساز
غربت نه آسمان همه جارا گرفته است
بشكن طلسمِ غربتِ ما را، دعـا بخوان
دستی ازاین قبیله، خدا را گرفته است
سر در گُمیم بیـنِ غزل های نیمه جان
حال و هـوای قافیـه ما را گرفته است
#معصومه_قلیپور
بغضی گلـوی زخمی ما را گرفته است
كی این سفر به آخرِ خود میرسد، ببین
دستم چگونه دستِ دعا را گرفته است
در انتـظارِ آمـدنت، لحظـه می كِشیم
یک عمـر انتـظار كجـا را گرفتـه است
حالا غروب ها، همه بارانی اند و بـس
باران عجیب حال هـوا را گرفته است!
برگرد! و با وسیعِ خودت آسمـان بساز
غربت نه آسمان همه جارا گرفته است
بشكن طلسمِ غربتِ ما را، دعـا بخوان
دستی ازاین قبیله، خدا را گرفته است
سر در گُمیم بیـنِ غزل های نیمه جان
حال و هـوای قافیـه ما را گرفته است
#معصومه_قلیپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تو غزل سرایم و یاد کنم یاد تو را
شب که شود طلب کنم یاری و امداد تو را
شادی من ز شادیت شاد بکن حال مرا
کاش ببینم ای نفس، آن دل دلشاد تو را
#شهریار
شب که شود طلب کنم یاری و امداد تو را
شادی من ز شادیت شاد بکن حال مرا
کاش ببینم ای نفس، آن دل دلشاد تو را
#شهریار
خواستم با یڪ غزل از عشق معنایت ڪنم
عاشقانه در سڪوت شب تماشایت ڪنم
خواستم امشب ڪنار پنجرہ در نور ماه
در تمام خاطرات ڪهنه پیدایت ڪنم
خواستم در سجدہ گاہ معبد چشمان تو
جان فداے آن نگاہ مست زیبایت ڪنم
عطر گلهای تنم بوی خوشے دارد ز تو
خواستم آغوش خود را باغ رویایت ڪنم
در تنم از نام تو لرزید جان عاشقم
عاقبت با بوسہ اے مستانہ شیدایت ڪنم
هر شبے یادت شبیخون مے زند بر پیڪرم
دلخوشم هر لحظہ و هردم تمنایت ڪنم
باز مے خواهم ڪہ در تنهایے و در خلوتم
یک بغل احساس را تقدیم دنیایت کنم
#آنجلاراد
عاشقانه در سڪوت شب تماشایت ڪنم
خواستم امشب ڪنار پنجرہ در نور ماه
در تمام خاطرات ڪهنه پیدایت ڪنم
خواستم در سجدہ گاہ معبد چشمان تو
جان فداے آن نگاہ مست زیبایت ڪنم
عطر گلهای تنم بوی خوشے دارد ز تو
خواستم آغوش خود را باغ رویایت ڪنم
در تنم از نام تو لرزید جان عاشقم
عاقبت با بوسہ اے مستانہ شیدایت ڪنم
هر شبے یادت شبیخون مے زند بر پیڪرم
دلخوشم هر لحظہ و هردم تمنایت ڪنم
باز مے خواهم ڪہ در تنهایے و در خلوتم
یک بغل احساس را تقدیم دنیایت کنم
#آنجلاراد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی حضورِ روی ماهت، کوچه مهتابی نبود
بی تو من هرجا که رفتم آسمان آبی نبود
از تمامِ لحظه های بی تو بودن در سکوت
سهمِ من جز گریه های وقتِ بۍتابی نبود
#محسن_پیری
بی تو من هرجا که رفتم آسمان آبی نبود
از تمامِ لحظه های بی تو بودن در سکوت
سهمِ من جز گریه های وقتِ بۍتابی نبود
#محسن_پیری
هواصفاے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
نشستہ روے لبـــانم، تبسمے ڪہ خبـــر
زخندہ هاے تودارد، خودت بگوچہ ڪنم
نگاہ خستہ ڪہ هرشب،نشستہ درراهی
ڪہ رد پاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
خوشم بہ زخمہ ے تاری،ڪہ پردہ پردہ نوا
فقط براے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
چگونہ قطع نظر مے ڪنے زمن ڪہ نظر
بہ اقتضاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
مگر چہ فرق میان، خداے قلب من و
ویا خداے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
خیال خواب تو هرشب، بهانہ میگیرد
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم...
#رضا_ڪولایی
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
نشستہ روے لبـــانم، تبسمے ڪہ خبـــر
زخندہ هاے تودارد، خودت بگوچہ ڪنم
نگاہ خستہ ڪہ هرشب،نشستہ درراهی
ڪہ رد پاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
خوشم بہ زخمہ ے تاری،ڪہ پردہ پردہ نوا
فقط براے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
چگونہ قطع نظر مے ڪنے زمن ڪہ نظر
بہ اقتضاے تودارد، خودت بگو چہ ڪنم
مگر چہ فرق میان، خداے قلب من و
ویا خداے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم
خیال خواب تو هرشب، بهانہ میگیرد
دلم هواے تو دارد، خودت بگو چہ ڪنم...
#رضا_ڪولایی
The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive for the next 9 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در فراقت مُردم اما ، عشقت از جانم نرفت
خستـه از ایامِ بی تـو ، صبر و ایمانم نرفت
شیرهٔ جانم شده این عشقِ جانسوزت ببین
سوختم از غم ولی، نـامـت ز دیوانم نرفت
#پروانه_حسینی
خستـه از ایامِ بی تـو ، صبر و ایمانم نرفت
شیرهٔ جانم شده این عشقِ جانسوزت ببین
سوختم از غم ولی، نـامـت ز دیوانم نرفت
#پروانه_حسینی
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی
بہ یاس هاے غزل پوش ِ عشق مے مانی
از آسمان دعاے من آمدے بہ زمین
براے هم نفسے با دو بال ِ پنهانی
ڪہ روسپید شوم پیش اشڪ هاے خودم
هنوز ماندہ بہ غم آمدے و مے دانی
ڪہ انتظار مرا سخت مضطرب ڪرده
بگو ڪہ هستے و با من همیشہ مے مانی
چقدر حال و هواے نگاهت آرام است
تو چشم هاے مرا از برے ڪہ مے خوانی
چقدر با تو بہ رؤیاے خواب نزدیڪم
چقدر دور ز ڪابوس هر پریشانی
بہ ابرهاي دلم تا همیشہ مدیونم
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی...
#ایلناز_حقوقی
بہ یاس هاے غزل پوش ِ عشق مے مانی
از آسمان دعاے من آمدے بہ زمین
براے هم نفسے با دو بال ِ پنهانی
ڪہ روسپید شوم پیش اشڪ هاے خودم
هنوز ماندہ بہ غم آمدے و مے دانی
ڪہ انتظار مرا سخت مضطرب ڪرده
بگو ڪہ هستے و با من همیشہ مے مانی
چقدر حال و هواے نگاهت آرام است
تو چشم هاے مرا از برے ڪہ مے خوانی
چقدر با تو بہ رؤیاے خواب نزدیڪم
چقدر دور ز ڪابوس هر پریشانی
بہ ابرهاي دلم تا همیشہ مدیونم
تو عاشقانہ ترین اتفاق ِ بارانی...
#ایلناز_حقوقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبی در کوچهٔ غربت قیامت را به پا کردم
نشستم زیرِ دیوارۍبه یادت گریه ها کردم
صـدای گریـه ام پیچید، در آفـاقِ تـنهایی
تو را از دور دستِ خاطراتِ خود صدا کردم
#مصطفی_ارشد
نشستم زیرِ دیوارۍبه یادت گریه ها کردم
صـدای گریـه ام پیچید، در آفـاقِ تـنهایی
تو را از دور دستِ خاطراتِ خود صدا کردم
#مصطفی_ارشد
ایکاش تـو بر من نظری داشته باشی
از کـوچـه ی قلبم گذری داشته باشی
من دردسرِ عشقِ تو را دارم و ای کاش
اینگونه تو هم، دردسری داشته باشی
یک بوسـه فرستـاده ام از دور برایت
تا از لـبِ سرخم، اثـری داشتـه باشی
در سختیِ راهم تو بیا همسفرم باش
شـایـد نفـسِ تازه تری داشته باشی
از حادثـه ی عشق و نـگاهِ ترِ عـاشق
بـایـد کـه بـرایم خبری داشته باشی
من عاشقِ اشعـار و غزل های نجیبم
ایکاش تو هم شعرِ تری داشته باشی
#مرجان_سلیمانی
از کـوچـه ی قلبم گذری داشته باشی
من دردسرِ عشقِ تو را دارم و ای کاش
اینگونه تو هم، دردسری داشته باشی
یک بوسـه فرستـاده ام از دور برایت
تا از لـبِ سرخم، اثـری داشتـه باشی
در سختیِ راهم تو بیا همسفرم باش
شـایـد نفـسِ تازه تری داشته باشی
از حادثـه ی عشق و نـگاهِ ترِ عـاشق
بـایـد کـه بـرایم خبری داشته باشی
من عاشقِ اشعـار و غزل های نجیبم
ایکاش تو هم شعرِ تری داشته باشی
#مرجان_سلیمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستـم بگیر.. کـه از غمِ ایـام خستـه ام
نازم بکش ، کـه عـاشقم و دلشکسته ام
از من جدا مشو، که قسم میخورم به نور
جز با دوچشمِ مستِ تو عهدی نبسته ام
#ناصر_نظمی
نازم بکش ، کـه عـاشقم و دلشکسته ام
از من جدا مشو، که قسم میخورم به نور
جز با دوچشمِ مستِ تو عهدی نبسته ام
#ناصر_نظمی
من همان ابـر پریشان شده ی دلگیرم
کـه اگـر دیر بـه دادم برسی، می میرم
وقت باران شـد و آنقدر خرابم که دگر
نکنــد لشکـری از واژه مـرا تفسیـرم!
آسمـان یاد مرا زنـده نگه دار کـه من
وارث دردم و بـا خـاطـره هـا درگیـرم
سرزنش کردن من باطل و بۍفایده بود
عقل من دست دلم بوده و بی تقصیرم
یک نگاه ازطرف چشم تو هم کافی بود
تـا کـه در آینـه نـابـود شود تصـویرم
بازهم شب شد و تکرار قدم پشت قدم
منم و فرش خیابان که شـده تسخیرم
#میثم_جویبار
کـه اگـر دیر بـه دادم برسی، می میرم
وقت باران شـد و آنقدر خرابم که دگر
نکنــد لشکـری از واژه مـرا تفسیـرم!
آسمـان یاد مرا زنـده نگه دار کـه من
وارث دردم و بـا خـاطـره هـا درگیـرم
سرزنش کردن من باطل و بۍفایده بود
عقل من دست دلم بوده و بی تقصیرم
یک نگاه ازطرف چشم تو هم کافی بود
تـا کـه در آینـه نـابـود شود تصـویرم
بازهم شب شد و تکرار قدم پشت قدم
منم و فرش خیابان که شـده تسخیرم
#میثم_جویبار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM