This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوق
دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق
خواهم شوی تو زلزله ویران کنی مرا
زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق
#طارق_خراسانی
دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق
خواهم شوی تو زلزله ویران کنی مرا
زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق
#طارق_خراسانی
تورا چون عطر نرگس درزمستان دوست میدارم
بہ سان نغمہ ی نے در نیستان دوست میدارم
شبیہ قطرہ ا ی شبنم بہ آغوش گل زنبق
تورا همچون اقاقے در گلستان دوست مے دارم
تورا همچون صدای نم نم باران پاییزے
شبیہ دانہ ے سرخ اناران دوست میدارم
تورا چون میل پروانہ بہ گلبرگ گل مریم
مثال عطربابونہ بہ بستان دوست میدارم
چوعطرآشناے غنچہ های اطلسی در باغ
چو باران درهیاهوے بهاران دوست میدارم
نشستم گوشہ اے خلوت شدم دیوانہ ی هجران
توراچون قرص مه اندرشبستان دوست میدارم...
#شهناز_حاتمے
بہ سان نغمہ ی نے در نیستان دوست میدارم
شبیہ قطرہ ا ی شبنم بہ آغوش گل زنبق
تورا همچون اقاقے در گلستان دوست مے دارم
تورا همچون صدای نم نم باران پاییزے
شبیہ دانہ ے سرخ اناران دوست میدارم
تورا چون میل پروانہ بہ گلبرگ گل مریم
مثال عطربابونہ بہ بستان دوست میدارم
چوعطرآشناے غنچہ های اطلسی در باغ
چو باران درهیاهوے بهاران دوست میدارم
نشستم گوشہ اے خلوت شدم دیوانہ ی هجران
توراچون قرص مه اندرشبستان دوست میدارم...
#شهناز_حاتمے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تورا چون عطر نرگس درزمستان دوست میدارم
بہ سان نغمہ ی نے در نیستان دوست میدارم
شبیہ قطرہ ا ی شبنم بہ آغوش گل زنبق
تورا همچون اقاقے در گلستان دوست مے دارم
تورا همچون صدای نم نم باران پاییزے
شبیہ دانہ ے سرخ اناران دوست میدارم
تورا چون میل پروانہ بہ گلبرگ گل مریم
مثال عطربابونہ بہ بستان دوست میدارم
چوعطرآشناے غنچہ های اطلسی در باغ
چو باران درهیاهوے بهاران دوست میدارم
نشستم گوشہ اے خلوت شدم دیوانہ ی هجران
توراچون قرص مه اندرشبستان دوست میدارم...
#شهناز_حاتمے
بہ سان نغمہ ی نے در نیستان دوست میدارم
شبیہ قطرہ ا ی شبنم بہ آغوش گل زنبق
تورا همچون اقاقے در گلستان دوست مے دارم
تورا همچون صدای نم نم باران پاییزے
شبیہ دانہ ے سرخ اناران دوست میدارم
تورا چون میل پروانہ بہ گلبرگ گل مریم
مثال عطربابونہ بہ بستان دوست میدارم
چوعطرآشناے غنچہ های اطلسی در باغ
چو باران درهیاهوے بهاران دوست میدارم
نشستم گوشہ اے خلوت شدم دیوانہ ی هجران
توراچون قرص مه اندرشبستان دوست میدارم...
#شهناز_حاتمے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای
در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل من ترانه گویان شدهای
واندر سر من چو باده رقصان شدهای
#مولانا
در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل من ترانه گویان شدهای
واندر سر من چو باده رقصان شدهای
#مولانا
ای نقطه آرامشم ای دار و ندارم!
من بیشتر از خود به وجود تو دچارم
دلباختگی حادثه ی اول عشق است
بگذار در این حادثه من سر بسپارم
بگذار در آرامش آغوش تو یکبار
پا را کمی از مرگ فراتر بگذارم
اینبار اگر فرصت دریا شدنی هست
بگذار که من ابر شوم سیر ببارم
زیبایی چشمان تو آغاز جنون است
طوری که من عاشق شده ام آخر کارم
می میرم اگر باشم و یک روز نباشی
من بیشتر از خود به وجود تو دچارم
#علی_صفری
من بیشتر از خود به وجود تو دچارم
دلباختگی حادثه ی اول عشق است
بگذار در این حادثه من سر بسپارم
بگذار در آرامش آغوش تو یکبار
پا را کمی از مرگ فراتر بگذارم
اینبار اگر فرصت دریا شدنی هست
بگذار که من ابر شوم سیر ببارم
زیبایی چشمان تو آغاز جنون است
طوری که من عاشق شده ام آخر کارم
می میرم اگر باشم و یک روز نباشی
من بیشتر از خود به وجود تو دچارم
#علی_صفری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیگیری سراغی از نبودنهای ما دیگر
دلت مثل نگاهت نیست با ما آشنا دیگر
در این آیینهها، آن لحظهتصویرِ فراموشیم
که حتی رفتهایم انگار از یادِ خدا دیگر
تو هستی؟ نیستی؟ حرفی بزن در این مِهِ مُبهم!
تُهی شد معبدِ خاموشی از وَهمِ صدا دیگر
طلسمِ کُهنهی این باغ را، نشکست زیبایی
نشد دستی دخیلِ شاخهی خُشکِ دُعا دیگر
پُر از فکرِ فرار از این قطار و ریلها هستم
شبیه واگنی خالی، ملول از هرکجا دیگر...
نسیمی باز آورده است عطرِ زخم آهو تا
بگِریَم گِردبادِ شعلهور در خویش را دیگر
و شاید کبریای عشق، اوجِ عجزِ ما باشد؛
بمیرم هم نمیگویم: بیا،...، اما بیا دیگر!
#عبدالحمید_ضیایی
دلت مثل نگاهت نیست با ما آشنا دیگر
در این آیینهها، آن لحظهتصویرِ فراموشیم
که حتی رفتهایم انگار از یادِ خدا دیگر
تو هستی؟ نیستی؟ حرفی بزن در این مِهِ مُبهم!
تُهی شد معبدِ خاموشی از وَهمِ صدا دیگر
طلسمِ کُهنهی این باغ را، نشکست زیبایی
نشد دستی دخیلِ شاخهی خُشکِ دُعا دیگر
پُر از فکرِ فرار از این قطار و ریلها هستم
شبیه واگنی خالی، ملول از هرکجا دیگر...
نسیمی باز آورده است عطرِ زخم آهو تا
بگِریَم گِردبادِ شعلهور در خویش را دیگر
و شاید کبریای عشق، اوجِ عجزِ ما باشد؛
بمیرم هم نمیگویم: بیا،...، اما بیا دیگر!
#عبدالحمید_ضیایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهم بزن به سلامی شب خیالم را
بپرس مثل همیشه دوباره حالم را
شبیه رود خروشان بیاوطوفان کن
به هم بریز شب وروز وماه.وسالم را
به نام عشق به پا خیز وبا سرانگشتت
ببند زخم تنم را، شکسته بالم را
به زلف های پریشان من بزن شانه
و باز کن به نگاهی زبان لالم را
که من گرفته ام ازگرمی نفس هایت
تمام شاعری و شوکت و جلالم را
#زهرا_آرین_نژاد
بپرس مثل همیشه دوباره حالم را
شبیه رود خروشان بیاوطوفان کن
به هم بریز شب وروز وماه.وسالم را
به نام عشق به پا خیز وبا سرانگشتت
ببند زخم تنم را، شکسته بالم را
به زلف های پریشان من بزن شانه
و باز کن به نگاهی زبان لالم را
که من گرفته ام ازگرمی نفس هایت
تمام شاعری و شوکت و جلالم را
#زهرا_آرین_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضربانم ، نفسم ، روح و روانم همه تو
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو
انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو
تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی و ورد زبانم همه تو
باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو
قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو
در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو
در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ نام و نشانم همه تو
#پریا_تاجیک
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو
انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو
تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی و ورد زبانم همه تو
باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو
قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو
در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو
در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ نام و نشانم همه تو
#پریا_تاجیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جای پاهای دلم را ، به دلت محکم کن
دلپریشانیِ دل را ، تو به مِهرت کم کن
نکن ای عشق ، دلـم را نفسی بی یـاور
به تو دلبسته شدم باز، تو هم درکم کن
#اسماعیل_حاج_علیان
دلپریشانیِ دل را ، تو به مِهرت کم کن
نکن ای عشق ، دلـم را نفسی بی یـاور
به تو دلبسته شدم باز، تو هم درکم کن
#اسماعیل_حاج_علیان
در ڪنارم همہ دم چون ڪہ تو را ڪم دارم
درد و هم مهر تو را همیشہ با هم دارم
تا شوَد چشم بہ دیدار تو روشن روزی
بہ رهت چشمِ امیدے همہ شبنم دارم
با ڪہ گویم تو بگو قصہ ے تنهایے را
در نبودت بہ ڪنارم ڪہ فقط غم دارم
گر چہ دورے تو اینجا دل و جان را سوزاند
نیشِ هجرت همہ نوشم ، ڪہ تو مرهم دارم
این مپندار ڪہ یادت برود از ذهنم
یاد زیباے تو هر لحظہ و هر دم دارم
تو ڪہ باشے شدہ ام فصل بهارے سرسبز
با تو انگار ڪہ صدها گل مریم دارم
خلوتم سخت تو را از تو تمنا دارد
بے تو در سینہ ے خود هالہ ے مبهم دارم
حرف ها ماندہ بہ دل تا بہ تو گویم برگرد
خوش بحالم ڪہ یڪے مثل تو محرم دارم ...
#علی_خوش_قامت
درد و هم مهر تو را همیشہ با هم دارم
تا شوَد چشم بہ دیدار تو روشن روزی
بہ رهت چشمِ امیدے همہ شبنم دارم
با ڪہ گویم تو بگو قصہ ے تنهایے را
در نبودت بہ ڪنارم ڪہ فقط غم دارم
گر چہ دورے تو اینجا دل و جان را سوزاند
نیشِ هجرت همہ نوشم ، ڪہ تو مرهم دارم
این مپندار ڪہ یادت برود از ذهنم
یاد زیباے تو هر لحظہ و هر دم دارم
تو ڪہ باشے شدہ ام فصل بهارے سرسبز
با تو انگار ڪہ صدها گل مریم دارم
خلوتم سخت تو را از تو تمنا دارد
بے تو در سینہ ے خود هالہ ے مبهم دارم
حرف ها ماندہ بہ دل تا بہ تو گویم برگرد
خوش بحالم ڪہ یڪے مثل تو محرم دارم ...
#علی_خوش_قامت