‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
دلتنگم و روی تو، شفای دل ِ زارم
‌دلتنگ ِ توام، ای تو همانی که ندارم

دلخسته‌ترینم ، زِ بس جور کشیدن
کو شانه ی اَمنَت، که بر او سَر بگذارم
#سعدی
می کشم بر شانه هایم غربت اندوه را
غربت اندوه بی مانند همچون کوه را

شانه‌هایم زیر این بیداد کم می‌آورند
کاش می‌شد کوه باشم این غمِ بشکوه را

کاش دست مهربانی می‌زدود از روی لطف
لایه لایه دردهای مبهمِ انبوه را

کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود
دردهای بی‌شمارِ شاعری نستوه را

دردهایی چون خوره خونِ غزل را می‌خورد
کاش می‌شد باز گویم دردهای روح را

#یدالله_گودرزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا اے حضرت معشوق منوّر ڪن جهانم را
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را

بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....

#راحم_تبریزی
با دِلم بَر بومِ نقاشی کبوتَر می کِشم
از بلندای خیالم سوی تو پَر می کِشم

من قَلم را از سَرِ دلدادگی بَرداشتم
"قلب" ها را  از "کمال الملک" بهتَر می کِشم

میچِشَم از چشم هایت مَستیِ بی باده را
چون به چَشمت آمدم مِی را به ساغَر می کِشم

هر چه خَطِ فاصله بین "من"و"تو" بوده را
پاک کرده... این جهان را بار دیگر می کِشم

خسته ام از بَس که "رفتن" را تَصور کرده ام
سایه ات را وقتِ برگشتن براین دَر می کِشم

انتخابَت کرده ام مَعشوقه ی قاجاری ام
اختیاری نیست دیگرقهوه را سَر می کِشم...

#محمد_بزاز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذارید که خاموش بمانم در خویش

لب اگر وا بکنم دردِ دلم طولانی‌ست...

#هخا_هاشم
نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی!
نمی­‌بینم تو را ابری­‌ست در چشم تَرم یعنی؟

سرم داغ است و یک کوره تبم انگار خورشیدم
فقط یکریز می­‌گردد جهان دورِ سرم یعنی!

تو را از من جدا کردند و پشت میله­‌ها ماندم
تمام هستی­‌ام نابود شد، بال و پرم یعنی!

نشستم صبح و ظهر و عصردر فکرت فرو رفتم
اذان گفتند و من کاری نکردم..کافرم یعنی؟

اگر ده سال برمی­‌گشتم از امروز می­‌دیدی
که من هم شور دارم عاشقی را از بَرَم یعنی

تنِ تو موطِن من بوده پس در سینه پنهان کن
پس ازمن آنچه می­ماند به جاخاکسترم یعنی

نشستم چای خوردم شعر گفتم،شاملو خواندم
اگر منظورت این­‌ها بود، خوبم.. بهترم یعنی!

#مهدی_فرجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

تمام زندگیم صرف شعر گفتن شد

از آن زمان ڪہ شنیدم تو شعر میخوانی...

#عباس_رازقی
شمیمِ شعـرِ شبم را بهانـه کن امشب
مرا پرنده ی شوقِ شبـانـه کن امشب

سکوت منشأ فریادهای پُر بغض است
نـوای گریـه ی ما را ترانـه کن امشب

به بیت بیتِ غزلهای من نفس برسان
میـانِ هـر غـزلم بـاز لانـه کن امشب

دلـم گـرفتـه ببـاران مـرا کـه برخیزم
غـروب را غـزلِ عـاشقـانه کن امشب

من از کرانـه ی یک عصرِ کوچ آمده ام
به سمتِ عشق دلم را روانه کن امشب

چه آسمـانِ غریبی، نشسته بر سرِ شهر
بیا بـه شهـرِ دلم، آشیـانـه کن امشب

#پرستش_مددی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه هست، کـه در یادِ تـو قدم بزنم؟
دوچشمِ مستِ تورا ماهِ من، قلم بزنم؟

اجازه هست، که در بزمِ عاشقـانه‌ٔ شب
کنـارِ ماه و ستـاره، من از تو دَم بـزنم؟

#مجتبی_خوش_زبان
کاش از شعرم بخوانی، در دلم غوغاست بی تو..
کاش برگردی عزیزم!، عاشقت تنهاست بی تو..

در نبودت واژه هایم، رنگ و بوی غم گرفته..
شعرگفتن درغیابت سخت جان فرساست بی تو..

با دلی رنجور و خسته من برایت می نویسم..
از نگاه ابری من، دفترم دریاست بی تو..

این جهان را هرچه گشتم،جز جفا چیزی ندیدم..
رفتی و در این جهنم ، عشق ناپیداست بی تو..

در هوای خانه ی من ، عطر آغوش تو مانده..
رد پای رفتن تو، بر دلم بر جاست بی تو..

آنچنان جان داده ام که، تا ابد در جمع یاران..
مجلس ختمی برایِ، جان من برپاست بی تو..
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌

#فاضل نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمیدانم
همه هستی توئی فی الجمله این و آن نمی دانم

نمی یابم تو را در دل ،نه در عالم ، نه در گیتی
کجا جویم تو را آخر ،من حیران نمیدانم

#عراقی
خواب دیدار تو را در دل شب میدیدم
همچو حوا شدم و، روی تو را بوسیدم

تا که دل دید تو را در پس رویای سپید
باز شد پنجره در پنجره ها  امیدم

ماه رخسارتو دراوج سکوت وغم خود
پرتوی رابه دل انداخت و من تابیدم

هرچه گفتند بینداختمش پشت سرم
بجزازحرف تو من حرف کسی نشنیدم

مثل پروانه در ابریشم عشقت کم کم
پیله کردم به تو،چشم ازهمگان پوشیدم

سینه لبریز شد از شور وشعف،چون با تو
من رسیدم به بهاران و، زِ نو روییدم

از غم و درد رهاندی تو مرا با جامی
که زِ لعل لب خود دادی و،من نوشیدم

#مهنازنجفی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرده دلم هوای او ز حسن دلریای او


هر شب و روز می کنم از دل و جان دعای او

#بهاره_راستین_پور
تو همان ساحل امنی که دلم می خواهد
او به آرامش آغوش تو ایمان دارد

او همانی است که لبخند تو را می فهمد
پیش چشمان تو اما دل من کم می آرد

در رگم شعر بریز،بر تن من باران باش
مثل ابری که به هر جای زمین می بارد

پیش نقش رخ تو فرشچیان مبهوت است
و داوینچی که به لبخند تو دل می بازد

ناز چشمان تو را گویی خدا عاشق شد
که به این معجزه اش نزد همه می نازد

من همان موج سراسیمه و آشفته سرم
تو همان ساحل امنی که خدا می داند

#رضا_قریشی_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM