‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر نیمه شب آوار چشمانِ تو باشم
بیـمارِ شفا بخـشیِ درمـانِ تـو باشـم

گفتی که صبوری کن و کردم چه توانم
حاکم شده ای تا که به فرمانِ تو باشم

#غلامرضا_ایل_بیگی
‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
از من و قلبم بیا بیزار باش، امّا بمان
در کنارم، از سرِ اجبار باش، امّا بمان

وقتِ دلـتنگی پناهِ شانه‌هایت می‌شوم
روبه‌رویم سایه‌ی دیوار باش، امّا بمان

در میانِ چشمهای انتظارم، علتِ...
اشکباران‌های پرتکرار باش، امّا بمان

مثل گل می‌چینم و می‌بویم و می‌بوسمت
روی دستم لمسِ زخمِ خار باش، امّا بمان

بی‌تو ناکوک است نبضِ‌جانِ بی‌جانم، بیا
نغمه‌ی غمگین‌ِ سازِ تار باش، امّا بمان

شهر ویران از بلای روزگارانم، تو هم...
بر سرِ ویرانی‌ام آوار باش، امّا بمان

گرچه کاری از دل و دستت نمی‌آید ولی
شاهدِ حالِ خراب و زار باش، امّا بمان

اتفاقی رُخ بده‌، مثل تولد یا که مرگ
سهمم از دنیا همین یک بار باش، امّا بمان

#نگار‌‌_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مونسِ جان و دلم، جانانه میخواهم تو را

بـر چراغِ سینه ام ، پروانه میخواهم تو را

هر سرِ مویت جدا ، دل می بَرد از سینه ام

آخرِ دلبستگی، دیـوانـه می خواهم تو را

#راحم_تبریزی
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده، قسم
بایدامشب به غزلهای نگاهت برسم

کاش آن لحظه که در حسرت باران بودم
ابری از کوی تو می آمد و می شد نفسم

«ای که از کوچه ی معشوقه ی مامی گذری»
چه کسی گفت که من اهل هوا و هوسم

تا که آزادیم آوازه ی این شهر شود
کاشکی گوشه ای از قلب تو میشد قفسم

می روم سربه بیابان بگذارم بی تو
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده,قسم

لمس دستان تورا چشم ترم کم دارد
دلم عمریست که بی روی تو ماتم دارد.

#محمد حسین حیدری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید شبی به قبله‌ی حاجات رو کنم

تا از خدای خویش تو را آرزو کنم

#علیرضا_بدیع
گاهی بیا و برِ من بی‌کس سری بزن
بر چشم پُرخمار، بیا ساغری بزن

از دست رفته باورِ قلبم به زندگی
برگرد و باز هم به دلم باوری بزن

بشکن سکوت و قفلِ قفسهای درد را
دستی‌به‌دستِ من بده با من پری بزن

برگرد و بر لبانِ پر از اشتیاقِ من
گُلبوسه‌هایِ معجزه و محشری بزن

هر شب نگاهِ منتظرم خیره بر در است
برگرد و با اشاره‌ی چشمت، دری بزن

با دست‌های معجزه‌یِ عشق سر برس
بر بغضِ مانده در نفسم خنجری بزن

بعد از تو آسمان شبم تار و تیره است
ای ماهِ من بیا و به قلبم سری بزن


#مجتبی_خوش‌زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دل دردی ست از تو پنهان که مپرس...
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس...

با این همه حال و در چنین تنگدلی...
جا کرده محبت تو چندان که مپرس

#ابوسعید_ابوالخیر
چو  ترجمان چشم تو مرا بهانه میشود
سراسر وجود من پر از ترانه میشود

به گرمی نگاه تو ، که آفتاب زندگی است
تمام دشت شعر من ، گل و جوانه میشود

برای سر سپردگی به موج های موی تو
بغل بغل به خاطرت ، تنم کرانه میشود

دلم دلیل و منطقی سرش نمیشود که عشق
مرا که مرد راه کرد، خودش نشانه میشود

مرو، بمان، که آ به غوش، شود هجای متصل
بیا و انقلاب کن، بیا،... زنانه میشود

خدا به داد من رسد ، اگر چه بعدِ رفتنت
شبیه تو برای من، خدا ، خدا نمیشود!

#عظیم_فلاح
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای ناب‌ترین غنچه در اندیشهٔ گلزار
پروانه‌ترین حادثه در پیلهٔ تکرار

ای خنده‌ترین لب به رخِ  قاب تصور
وی شادترین ثانیه در لحظهٔ دیدار

#م‌شیرانی‌طلوع
بی‌ تاب و بی‌قـرارِ توأم، پیشِ کس نگو
من زخمِ بی‌شمارِ تـوأم، پیشِ کس نگو

ازاینکه سرنوشتِ منی شهر پُرشده‌ ست
از اینکه من نگارِ تـوأم، پیـشِ کس نگو

دنیـا تمـامِ زنـدگـی‌ ام  را بـه بـاد  داد
بـازنـده‌ی قمـارِ تـوأم ، پیشِ کس نگو

عمری اگر کـه چشم‌ بـه‌ راهِ تـو زیستم!
اکنـون هم انتظارِ توأم، پیشِ کس نگو

آیینـه پُـر شده‌ ست، ز بـود و نبـودنت
پنهـان و آشـکارِ تـوأم ، پیشِ کس نگو

بیـداری‌ ام بـه شوقِ خیـالِ تـو بگـذرد
در خواب هم کنارِ توأم ، پیشِ کس نگو

#مژگان_فرامنش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچہ شب های مرا لبریز می سازد ز عشق

بودن ماه نڪَاهت توی اشعار من است ..

#امیرعباس‌خالقوردی
هرشٖب به‌یاد توفقط مستانه هق‌هق میکنم
رویایِ آغـوشِ تـو را مستِ شقایق میکنم

با لَمس نبضِ دستِ تو قلبم دوباره می‌تَپد!
تا که خیالت می‌رود.. میمیرم‌ و دِق میکنم

آخر همین شبگریه‌ها روزی به دادم میرسد
یکبارِ دیگر من تو را تسخیر و عاشق میکنم

زُل می‌زنم بر ساعتم.. خوابیده بعد رفتنت
این ساعتِ غم دیده را شادِ دقایق میکنم

در امتدادِ نورِ تو ... تا پُشت شب‌ها میروم
با تو سلامِ تازه ای بر صبحِ صادق میکنم

عقلم به دل خندیده وُ گفته مگر دیوانه‌ای؟
روزی به همراهِ دلم.. خنده به منطق میکنم

می‌آیی‌و این گونه‌ها خیسِ‌‌حضورت میشوند
سر می‌نَهم بر دامنت سُجده به خالق میکنم

#محمد_امیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی بگو بگذار تا همصحبتت باشم
لختی حریف لحظه های غربتت باشم

ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم

#حسین_منزوی
یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی
به خلوت با خیال من تکلم می‌کنی گاهی

هر آن لحظه که پیدا می‌شوی از دور مثل من
به ناگه دست و پای خویش را گم می‌کنی گاهی

چنان دریای ناآرام و توفانی، تو روحم را
اسیر موج‌های پر تلاطم می‌کنی گاهی

دلم پر می‌شود از اشتیاق و خواهشی شیرین
در آن لحظه که نامم را ترنم می‌کنی گاهی

همه شعر و غزل های پراحساس مرا با شوق
تو می‌خوانی و زیر لب تبسم می‌کنی گاهی

تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق
یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی

#حسین امیر پور