This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر غـزل سروده ام، فقط تـو را نوشته ام
تـویی غـزل،تـو قافیه، ردیفِ جاودانه ام
بیـا به نورِ چشمِ خودخراب کن خرابه ام
کـه می شود نگاهِ تـو ، بنـای آشیـانه ام
#میثم_دانایی
تـویی غـزل،تـو قافیه، ردیفِ جاودانه ام
بیـا به نورِ چشمِ خودخراب کن خرابه ام
کـه می شود نگاهِ تـو ، بنـای آشیـانه ام
#میثم_دانایی
در خیالم من تو را دریایی از رویا کشیدم
بازتاب قطرهای در قاب یک دریا کشیدم
عاقبت یک جرعه آب خوش به جام زندگانی
حاصل این عاشقی را در بخارِ ها کشیدم
تا سحر با انعکاس درد خود در مرگ رویا
این چنین در قاب قلبم من تو را تنها کشیدم
همدلی کن همدم تنهای بی یار و غریبم
در خیالم چهرهات را مست و بی همتا کشیدم
مینویسم هر شبانگه خاطرات بودنت را
لابلای دفتر شعرم تو را آنجا کشیدم
بی تو بودن چون دلیلی غیر ویرانی ندارد
بوم دنیای دلم را چون شب یلدا کشیدم
عطر آغوش تو را نه، طعم خوب بوسه ها را
همچو باران در کویر تشنه ی لبها کشیدم
#بیژن_عظیمی
بازتاب قطرهای در قاب یک دریا کشیدم
عاقبت یک جرعه آب خوش به جام زندگانی
حاصل این عاشقی را در بخارِ ها کشیدم
تا سحر با انعکاس درد خود در مرگ رویا
این چنین در قاب قلبم من تو را تنها کشیدم
همدلی کن همدم تنهای بی یار و غریبم
در خیالم چهرهات را مست و بی همتا کشیدم
مینویسم هر شبانگه خاطرات بودنت را
لابلای دفتر شعرم تو را آنجا کشیدم
بی تو بودن چون دلیلی غیر ویرانی ندارد
بوم دنیای دلم را چون شب یلدا کشیدم
عطر آغوش تو را نه، طعم خوب بوسه ها را
همچو باران در کویر تشنه ی لبها کشیدم
#بیژن_عظیمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی
غنای ساده و معصوم شعر ناب منی
رفیق غربت خاموش روز خلوت من
حریف خواب و خیال شب شراب منی
#حسین منزوی
غنای ساده و معصوم شعر ناب منی
رفیق غربت خاموش روز خلوت من
حریف خواب و خیال شب شراب منی
#حسین منزوی
اجازه هست عاشقانهترین شعر دفترت باشم
در سرای قصر خالی تو نگین و گوهرت باشم
اجازه هست ببخشید دوباره می پرسم
اجازه هست گوشه ای از کُنج باورت باشم
عزیز من که به هجران تو گرفتارم
بیا ببندم این غزل و دوباره اخترت باشم
در این هوای زمستان و سرد و بارانی
پیش تو باشم و بگذار یاورت باشم
به یاد عشق می افتم به یاد دوستت دارم
خون رگم بهر این اشعار بیا که جوهرت باشم
خدا کند که تو عمری خیال من باشی
عشق بی پایان تو اقرار مکرّرت باشم
اجازه هست بگویم که بی قرار توأم؟
جانم فدای دیدن تو بیا که دلبرت باشم
#محمود اکرامی
در سرای قصر خالی تو نگین و گوهرت باشم
اجازه هست ببخشید دوباره می پرسم
اجازه هست گوشه ای از کُنج باورت باشم
عزیز من که به هجران تو گرفتارم
بیا ببندم این غزل و دوباره اخترت باشم
در این هوای زمستان و سرد و بارانی
پیش تو باشم و بگذار یاورت باشم
به یاد عشق می افتم به یاد دوستت دارم
خون رگم بهر این اشعار بیا که جوهرت باشم
خدا کند که تو عمری خیال من باشی
عشق بی پایان تو اقرار مکرّرت باشم
اجازه هست بگویم که بی قرار توأم؟
جانم فدای دیدن تو بیا که دلبرت باشم
#محمود اکرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من
غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من
بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...
#حسین_منزوی
غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من
بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...
#حسین_منزوی
بیا کـه بی تو سـرم بهرِ گریه شانه ندارد
بـرایِ حـادثـهیِ عـشـق، دل، بهانه ندارد
نگیر، از شبِ من ماهتاب روشن چشمت
چـرا کـه بی تو شبم ماه و آشیانه ندارد
بهدستِ معجزِچشمت،مرا بخوانوبخوابان
دلـم بـدون تـو آواره اَست، خـانـه نـدارد
غزل بریز بهدل،،جان ببخش واژهیِ منرا
که بیتو شاعرِ شب، شعر عاشقانه ندارد
بیا و سبز شو در من، که بی بهارِ نگاهت
درختِخشکِخزان است دل،جوانه ندارد
قدم بزن به دلم، تا تو را به جان بسُرایم
کـه بی تـو دفتر قلبـم، غزل ترانه ندارد
#مجتبی_خوش_زبان
بـرایِ حـادثـهیِ عـشـق، دل، بهانه ندارد
نگیر، از شبِ من ماهتاب روشن چشمت
چـرا کـه بی تو شبم ماه و آشیانه ندارد
بهدستِ معجزِچشمت،مرا بخوانوبخوابان
دلـم بـدون تـو آواره اَست، خـانـه نـدارد
غزل بریز بهدل،،جان ببخش واژهیِ منرا
که بیتو شاعرِ شب، شعر عاشقانه ندارد
بیا و سبز شو در من، که بی بهارِ نگاهت
درختِخشکِخزان است دل،جوانه ندارد
قدم بزن به دلم، تا تو را به جان بسُرایم
کـه بی تـو دفتر قلبـم، غزل ترانه ندارد
#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی با ٺو قشنڪَ اسٺ ولی بی ٺو عذاب
این جهان با ٺو ڪَلسٺان بُوَد و بی ٺو خراب
رو به هر جا نڪَرم، نقش ٺو آید به نظر
همچولب ٺشنه که بیندهمه جارنگ سراب...!!
#حمید_رضا_غفاریان
این جهان با ٺو ڪَلسٺان بُوَد و بی ٺو خراب
رو به هر جا نڪَرم، نقش ٺو آید به نظر
همچولب ٺشنه که بیندهمه جارنگ سراب...!!
#حمید_رضا_غفاریان
نمیدانم چرا خنده ز لبهایم فراری هست
درون چشمهایم حسرت واندوه وزاری هست
تمام لحظه های من شده دلتنگی وحسرت
فقط عکسی ز چشمانت برایم یادگاری هست
تو ای عشق سفر کرده بگو کی میرسی از راه
درون ذهن آشفته سوال بیشماری هست
تو رفتی و زمین پر گشته از برگ خزان و دی
نمیدانم که میآیی و آیا نو بهاری هست؟
فراسوی جهانم را گرفته ابر دلتنگی
کجاو کی به غیر از تو برایم غمگساری هست؟
و مابین جدال عقل ومنطق ماندهای ای دل
دراین پیکار جان فرسا فقط چشم انتظاری هست
شدم مجنون چشمانت نگو دیوانه ام عشقم
که این دیوانگی هایم به عشقت انحصاری هست
#سعید_زاهدی
درون چشمهایم حسرت واندوه وزاری هست
تمام لحظه های من شده دلتنگی وحسرت
فقط عکسی ز چشمانت برایم یادگاری هست
تو ای عشق سفر کرده بگو کی میرسی از راه
درون ذهن آشفته سوال بیشماری هست
تو رفتی و زمین پر گشته از برگ خزان و دی
نمیدانم که میآیی و آیا نو بهاری هست؟
فراسوی جهانم را گرفته ابر دلتنگی
کجاو کی به غیر از تو برایم غمگساری هست؟
و مابین جدال عقل ومنطق ماندهای ای دل
دراین پیکار جان فرسا فقط چشم انتظاری هست
شدم مجنون چشمانت نگو دیوانه ام عشقم
که این دیوانگی هایم به عشقت انحصاری هست
#سعید_زاهدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تمنـای غــزل ،، در پـیِ تفسیرِ تـوأم
مست با خاطرِ تو ،، بسته به زنجیرِ توأم
در شبِ عشق ، که عشاق بـه هم آمیزند
مـن کنـارِ غمِ تـو، خیره بـه تصویرِ توأم
#هادی_جعفری_منفرد
مست با خاطرِ تو ،، بسته به زنجیرِ توأم
در شبِ عشق ، که عشاق بـه هم آمیزند
مـن کنـارِ غمِ تـو، خیره بـه تصویرِ توأم
#هادی_جعفری_منفرد
به وقت رویش سبز جوانه با من باش
دلم گرفته در این بیکرانه با من باش
چه آسمان غریبی است بی حضور تو دل
به گرمی سخنی عاشقانه با من باش
سکوت،درد بزرگی است هیچ میدانی ؟
بخوان برای دلم یک ترانه با من باش
اسیر این قفس سرد و غم گرفته منم
در قفس بگشا ، بی بهانه با من باش
قسم نمیدهمت که به عمر صد غزلم
به عمر یک غزل حافظانه با من باش
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
دلم گرفته در این بیکرانه با من باش
چه آسمان غریبی است بی حضور تو دل
به گرمی سخنی عاشقانه با من باش
سکوت،درد بزرگی است هیچ میدانی ؟
بخوان برای دلم یک ترانه با من باش
اسیر این قفس سرد و غم گرفته منم
در قفس بگشا ، بی بهانه با من باش
قسم نمیدهمت که به عمر صد غزلم
به عمر یک غزل حافظانه با من باش
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق، مرا خوب ترینم کافیست
#محمدعلی_بهمنی
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق، مرا خوب ترینم کافیست
#محمدعلی_بهمنی
تا عشق تو آمیــخته با جان و تنم شد
رســوایی دل باعث رســـوا شـدنم شد
از پشت زده پنجــه به اعماق وجـودم
از هیبت آن چـــاک دل پیــــرهنم شــد
آن روز که افـــتاد نگـــاهــــم به نگاهت
درگــیر طلــسمی همه روح و بدنم شد
جان از عطش آب حیاتت به لب آمد
دلسوخته از شـعله شوقت چمنم شد
وا شد چو زبانم به شکوفا شدن عشق
تکــرار فقط نام تو در هــر سخـــنم شد
در نزد مــن از غربت غمـــبار اثر نیست
تــا کــشــور رویایــی عشقت وطنــم شد
#تقی_شیرین_زاده
رســوایی دل باعث رســـوا شـدنم شد
از پشت زده پنجــه به اعماق وجـودم
از هیبت آن چـــاک دل پیــــرهنم شــد
آن روز که افـــتاد نگـــاهــــم به نگاهت
درگــیر طلــسمی همه روح و بدنم شد
جان از عطش آب حیاتت به لب آمد
دلسوخته از شـعله شوقت چمنم شد
وا شد چو زبانم به شکوفا شدن عشق
تکــرار فقط نام تو در هــر سخـــنم شد
در نزد مــن از غربت غمـــبار اثر نیست
تــا کــشــور رویایــی عشقت وطنــم شد
#تقی_شیرین_زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از چراغانیِ چشمان تو ،من جان دارم
بی تو یک نسبت نزدیک به باران دارم
روشنم،از تو و آن منحنیِ لب هایت!
من به لبخندِ پر از صبحِ تو ایمان دارم...
#معصومه_صابر
بی تو یک نسبت نزدیک به باران دارم
روشنم،از تو و آن منحنیِ لب هایت!
من به لبخندِ پر از صبحِ تو ایمان دارم...
#معصومه_صابر
در کنارم همه دم چون که تو را کم دارم
درد و هم مهر تو را همیشه با هم دارم
تا شوَد چشم به دیدار تو روشن روزی
به رهت چشمِ امیدی همه شبنم دارم
با که گویم تو بگو قصه ی تنهایی را
در نبودت به کنارم که فقط غم دارم
گر چه دوری تو اینجا دل و جان را سوزاند
نیشِ هجرت همه نوشم ، که تو مرهم دارم
این مپندار که یادت برود از ذهنم
یاد زیبای تو هر لحظه و هر دم دارم
تو که باشی شده ام فصل بهاری سرسبز
با تو انگار که صدها گل مریم دارم
خلوتم سخت تو را از تو تمنا دارد
بی تو در سینه ی خود هاله ی مبهم دارم
حرف ها مانده به دل تا به تو گویم برگرد
خوش بحالم که یکی مثل تو محرم دارم
#علی_خوش_قامت
درد و هم مهر تو را همیشه با هم دارم
تا شوَد چشم به دیدار تو روشن روزی
به رهت چشمِ امیدی همه شبنم دارم
با که گویم تو بگو قصه ی تنهایی را
در نبودت به کنارم که فقط غم دارم
گر چه دوری تو اینجا دل و جان را سوزاند
نیشِ هجرت همه نوشم ، که تو مرهم دارم
این مپندار که یادت برود از ذهنم
یاد زیبای تو هر لحظه و هر دم دارم
تو که باشی شده ام فصل بهاری سرسبز
با تو انگار که صدها گل مریم دارم
خلوتم سخت تو را از تو تمنا دارد
بی تو در سینه ی خود هاله ی مبهم دارم
حرف ها مانده به دل تا به تو گویم برگرد
خوش بحالم که یکی مثل تو محرم دارم
#علی_خوش_قامت