ای تو برقلب من از هرکه سزاوارترین
این منم در ره جانان تو غمخوار ترین
آن لب لعل تو ای دوست چه با من بکند
بی گمان هست پر از رمزو ، پر اسرارترین
گر تو از کوی من دلشده آخر بروی
می شوم از غم هجران تو بیمار ترین
ساحت عشق تو از هرچه که آلوده بَری
این منم بهر وصال تو چه دلدارترین
ای وفا دارترین و ، تو همه مونس جان
می کنم جان به فدای تو
#مــولانـــــا
این منم در ره جانان تو غمخوار ترین
آن لب لعل تو ای دوست چه با من بکند
بی گمان هست پر از رمزو ، پر اسرارترین
گر تو از کوی من دلشده آخر بروی
می شوم از غم هجران تو بیمار ترین
ساحت عشق تو از هرچه که آلوده بَری
این منم بهر وصال تو چه دلدارترین
ای وفا دارترین و ، تو همه مونس جان
می کنم جان به فدای تو
#مــولانـــــا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا روشنی تو در پگاهم گل کرد
صد پنجره ماه در نگاهم گل کرد
تا صبح به چشم ِروشنت، خیره شدم
خورشید به چشمانِ سیاهم گل کرد
#صفيه_قومنجان
صد پنجره ماه در نگاهم گل کرد
تا صبح به چشم ِروشنت، خیره شدم
خورشید به چشمانِ سیاهم گل کرد
#صفيه_قومنجان
سبد سبد سلام من بروے بے مثال تو
طبق طبق نگاہ من فداے خط و خال تو
غزل غزل ڪلام خوش نثار تار موے تو
بغل بغل شڪوفہ ها بہ ساحت خیال تو
زمان زمان قیامت از تو دیدہ ام در این گذر
دوان دوان دویدہ ام من از پے جلال تو
تمام فصل بیڪسے بہ پاے من بہ پاے من
جهان جهان گشادگے بہ یڪ اشارہ مال تو
قدح قدح شراب خوش لبالب از نگاہ توست
قلم قلم حڪایتم چڪیدہ از غزال تو
بیا بیا و پا بنہ بروے دیدگان من
ڪہ تا رسد بہ روشنے نگاهم از جمال تو...
#عسکر اجاقی
طبق طبق نگاہ من فداے خط و خال تو
غزل غزل ڪلام خوش نثار تار موے تو
بغل بغل شڪوفہ ها بہ ساحت خیال تو
زمان زمان قیامت از تو دیدہ ام در این گذر
دوان دوان دویدہ ام من از پے جلال تو
تمام فصل بیڪسے بہ پاے من بہ پاے من
جهان جهان گشادگے بہ یڪ اشارہ مال تو
قدح قدح شراب خوش لبالب از نگاہ توست
قلم قلم حڪایتم چڪیدہ از غزال تو
بیا بیا و پا بنہ بروے دیدگان من
ڪہ تا رسد بہ روشنے نگاهم از جمال تو...
#عسکر اجاقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعرم شب ها برایت شعربافی میکنم
هر چه کردی با دلم دارم تلافی میکنم
چشم هایت دفتر شعر است و من هم ناشرم
صفحه صفحهِ پلک هایت را صحافی میکنم
#کاوهاحمدزاده
هر چه کردی با دلم دارم تلافی میکنم
چشم هایت دفتر شعر است و من هم ناشرم
صفحه صفحهِ پلک هایت را صحافی میکنم
#کاوهاحمدزاده
کاش روزی با حضورت نغمه بارانم کنی
در گلستان امید یک لحظه مهمانم کنی
کاش روزی جا بگیرم در خیال و باورت
در متون عاشقان پاک عنوانم کنی
کاش روزی مژده ی برگشتنت بر من رسد
کاش با نیم نگاهی شاد و خندانم کنی
کاش سرباز دلیر کشور عشقت شوم
با نگاه مهربانت مرد میدانم کنی
کاش روزی کاش هایم را برآرد خالقم
با نوایت نغمه خوان شاد افغانم کنی
#محمد_حسین_قنبری
در گلستان امید یک لحظه مهمانم کنی
کاش روزی جا بگیرم در خیال و باورت
در متون عاشقان پاک عنوانم کنی
کاش روزی مژده ی برگشتنت بر من رسد
کاش با نیم نگاهی شاد و خندانم کنی
کاش سرباز دلیر کشور عشقت شوم
با نگاه مهربانت مرد میدانم کنی
کاش روزی کاش هایم را برآرد خالقم
با نوایت نغمه خوان شاد افغانم کنی
#محمد_حسین_قنبری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی جانم به قربانت صفا آورده ای
درد بی درمان قلبم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
#شهریار
درد بی درمان قلبم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
#شهریار
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن
بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن
حریقی مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم اصلا نباشد که ، غم بیگانه را خوردن
صدایت او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن
و آنچه عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن
کفایت می کند بودن ، برای هم اگر چه دور
همه جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر" ماندن ، برای "یک نفر" مردن
#احمد منصوری
برای "یک نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن
بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن
حریقی مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم اصلا نباشد که ، غم بیگانه را خوردن
صدایت او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن
و آنچه عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن
کفایت می کند بودن ، برای هم اگر چه دور
همه جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر" ماندن ، برای "یک نفر" مردن
#احمد منصوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب شعر است بیا،لب بگشاییم به عشق
غزل وشعر و سخن را بنماییم به عشق
سَحَر آمد به صبا، شاعر شبها تو بیا
به میان هرچه بُوَد را بسراییم به عشق
#یڪـتا_حق_پرست
غزل وشعر و سخن را بنماییم به عشق
سَحَر آمد به صبا، شاعر شبها تو بیا
به میان هرچه بُوَد را بسراییم به عشق
#یڪـتا_حق_پرست
نشود دیدن هر باره ے تو تڪرارے
تو ڪه زیباتر و جذاب تر از هر یاری
من به دیدار تو از دور قناعت ڪردم
نڪند باز قدم از قدمت برداری
درد من دورے و دلتنگے و دلشوره ے توست
چاره اے ڪن ڪه براے تو ندارد ڪاری
با تو عاشق شدم و یاد خدا افتادم
واے از ان روز ڪه من را به خدا بسپاری
هر ڪسے جاے خودش را به دلم دارد و تو
چون خداوند درون دل من جا داری
عاشقم بر تو و از عشق تو دیوانه ترین
ان چنانم ڪه تو در خواب نبینے ،آری
#اسماعیل_حاج_علیان
تو ڪه زیباتر و جذاب تر از هر یاری
من به دیدار تو از دور قناعت ڪردم
نڪند باز قدم از قدمت برداری
درد من دورے و دلتنگے و دلشوره ے توست
چاره اے ڪن ڪه براے تو ندارد ڪاری
با تو عاشق شدم و یاد خدا افتادم
واے از ان روز ڪه من را به خدا بسپاری
هر ڪسے جاے خودش را به دلم دارد و تو
چون خداوند درون دل من جا داری
عاشقم بر تو و از عشق تو دیوانه ترین
ان چنانم ڪه تو در خواب نبینے ،آری
#اسماعیل_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو انگار که در شهر، مرا نیست کسی
جز تو دارم مگه ای یار، کس و همنفسی
تو اگر باشی و خندی بخدا فصل خزان
برگریزان بشوم سرخوش و مستانه بسی
#یڪـتا_حق_پرست
جز تو دارم مگه ای یار، کس و همنفسی
تو اگر باشی و خندی بخدا فصل خزان
برگریزان بشوم سرخوش و مستانه بسی
#یڪـتا_حق_پرست
من را نگاه کن که دلم شعلهور شود
بگذار در من این هیجان بیشتر شود
قلبم هنوز زیر غزل لرزههای توست
بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود
من سعدیام اگر تو گلستان من شوی
من مولوی سماع تو برپا اگر شود
من حافظم اگر تو نگاهم کنی اگر
شیراز چشمهای تو پر شور و شر شود
«ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود»
آنقدر واضح است غم بی تو بودنم
اصلا بعید نیست که دنیا خبر شود
دیگر سپردهام به تو خود را که زندگی
هرگونه که تو خواستی آنگونه سر شود
#نجمه زارع
بگذار در من این هیجان بیشتر شود
قلبم هنوز زیر غزل لرزههای توست
بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود
من سعدیام اگر تو گلستان من شوی
من مولوی سماع تو برپا اگر شود
من حافظم اگر تو نگاهم کنی اگر
شیراز چشمهای تو پر شور و شر شود
«ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود»
آنقدر واضح است غم بی تو بودنم
اصلا بعید نیست که دنیا خبر شود
دیگر سپردهام به تو خود را که زندگی
هرگونه که تو خواستی آنگونه سر شود
#نجمه زارع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناز چشمان تو را شعر کنم در دل شب
تا که مهتاب ننازد به جمالش هر شب
چشم تو آیه نازل شده ازاحساس ست
سر بـه سجاده پر مهر تو دارم در شب
#حمیدرضا_یگانه
تا که مهتاب ننازد به جمالش هر شب
چشم تو آیه نازل شده ازاحساس ست
سر بـه سجاده پر مهر تو دارم در شب
#حمیدرضا_یگانه
تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .
مرا وقتی تماشا می کنی عشق است
سکوتی خفته در حجم نفس هایت . . .
محبت را که حاشا می کنی عشق است
چه شد آن وقت دیدارت نمی دانم . . .
همین امروز و فردا می کنی عشق است
تو کز پشت حصار پنجره هر روز . . .
فضای شیشه را ها می کنی عشق است
میان کوچه می پاشی نجابت را . . .
دلم را اینچنین تا می کنی عشق است
#بهروز قاسمی
مرا وقتی تماشا می کنی عشق است
سکوتی خفته در حجم نفس هایت . . .
محبت را که حاشا می کنی عشق است
چه شد آن وقت دیدارت نمی دانم . . .
همین امروز و فردا می کنی عشق است
تو کز پشت حصار پنجره هر روز . . .
فضای شیشه را ها می کنی عشق است
میان کوچه می پاشی نجابت را . . .
دلم را اینچنین تا می کنی عشق است
#بهروز قاسمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی جانمٖ به قربانت صفا آورده ای
درد بی درمان قـلـبـم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
#شهریار
درد بی درمان قـلـبـم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
#شهریار