کـاشکی غـصهی دل،، بـند بیاید با تو..
طــعمِ تــلخی بـروَد،، قـند بیاید با تو..
کاش این چشمِ پر از اشک مجالی بدهد..
وقـتِ بــوسیدن و لــبخند بیاید با تو..
#نگار_حسینی
طــعمِ تــلخی بـروَد،، قـند بیاید با تو..
کاش این چشمِ پر از اشک مجالی بدهد..
وقـتِ بــوسیدن و لــبخند بیاید با تو..
#نگار_حسینی
ای نـوبـهـارِ قـلبم ، در دل جوانـه از تـو
انـدوهِ بـرکـه از مـن ، ماهِ شبـانه از تـو
بهـرِ سرودن از غم ، خودکار و دفتر از من
مشق ازتو، طرح از تو، نقشو نشانه از تو
در کوچههایِغربت،ای خوشنشینِ قلبم
بی سر پناهی از من، آغـوشِ خانه از تـو
در گریـههای هرشب، ای تکیهگاهِ خوبم
اشکو گلایه از من،دست از تو شانهاز تو
ای خواستگـاهِ بودن، ای عـلـتِ سرودن
در دفـترِ خـیالم ، شـعـر و تـرانـه از تـو
در بـسـترِ خـیالت، پـرواز میکـنم مـن
صید و شکار از من، دام از تـو دانـه از تو
#مجتبی خوش زبان
انـدوهِ بـرکـه از مـن ، ماهِ شبـانه از تـو
بهـرِ سرودن از غم ، خودکار و دفتر از من
مشق ازتو، طرح از تو، نقشو نشانه از تو
در کوچههایِغربت،ای خوشنشینِ قلبم
بی سر پناهی از من، آغـوشِ خانه از تـو
در گریـههای هرشب، ای تکیهگاهِ خوبم
اشکو گلایه از من،دست از تو شانهاز تو
ای خواستگـاهِ بودن، ای عـلـتِ سرودن
در دفـترِ خـیالم ، شـعـر و تـرانـه از تـو
در بـسـترِ خـیالت، پـرواز میکـنم مـن
صید و شکار از من، دام از تـو دانـه از تو
#مجتبی خوش زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هے دست مرا گرفتے و ول ڪردی
هے بر سر هیچوپوچ دلدل ڪردی
نگذاشتے آبمان بہ یڪ جو برود
هے راهبهراہ آب را گِل ڪردی
#خلیل جوادی
هے بر سر هیچوپوچ دلدل ڪردی
نگذاشتے آبمان بہ یڪ جو برود
هے راهبهراہ آب را گِل ڪردی
#خلیل جوادی
بیا به خلوت دلم، فقط بهانهام تویی
نسیم خوب زندگی و عاشقانهام تویی
غزل غزل نگاه تو، به واژهها رسیده است
تو حس نابِ بودنی و شاعرانهام تویی
نفس نفس زدم شبی به پیش پای لحظهها
هوای شعر خوب من به هر ترانهام تویی
نمیرسم به چشم تو، که ارتفاع مطلقی
بلندی سجود من وَ جاودانهام تویی
به آسمان بیکران دلم روانه میشود
کبوتر رها شدم فقط نشانهام تویی
فراتر از سخن شدی! کجا بخوانمت خدا
سرم به زیر و خستهام بگو که شانهام تویی
#ارس آرامی
نسیم خوب زندگی و عاشقانهام تویی
غزل غزل نگاه تو، به واژهها رسیده است
تو حس نابِ بودنی و شاعرانهام تویی
نفس نفس زدم شبی به پیش پای لحظهها
هوای شعر خوب من به هر ترانهام تویی
نمیرسم به چشم تو، که ارتفاع مطلقی
بلندی سجود من وَ جاودانهام تویی
به آسمان بیکران دلم روانه میشود
کبوتر رها شدم فقط نشانهام تویی
فراتر از سخن شدی! کجا بخوانمت خدا
سرم به زیر و خستهام بگو که شانهام تویی
#ارس آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو باشی در کنارت من بسازم زندگانی را
به حسرت چون گذرکردم به یادت من جوانی را
اگرروزی رسدیک دم به آغوشت شوم مهمان
در آغوشت دهم جان تا ببینی جان فشانی
#محرم_زمانی
به حسرت چون گذرکردم به یادت من جوانی را
اگرروزی رسدیک دم به آغوشت شوم مهمان
در آغوشت دهم جان تا ببینی جان فشانی
#محرم_زمانی
با توام، ای بهترین خاطره در شب هایم
با توام، ای حرف پنهان شده ی لب هایم
با توام با تو که از دور به من نزدیکی
با توام ، ای اثر ماه در آن تاریکی
با توام ای نفسِ سوخته در سینه ی غم
با تو ای رازِ برافروخته در پیله ی غم
با توام، ای قفسِ واژه ی پژمرده ی من
با توام با خودِ تو، عشق قسم خورده ی من
با توام با تو که در شهر ، هوایم گشتی
با توام با تو که در شعر ، صدایم گشتی
با توام ای سببِ عشق فرو مانده به جا
این همه با توام و بی تو ولی مانده به جا...
#انیس_تاهو
با توام، ای حرف پنهان شده ی لب هایم
با توام با تو که از دور به من نزدیکی
با توام ، ای اثر ماه در آن تاریکی
با توام ای نفسِ سوخته در سینه ی غم
با تو ای رازِ برافروخته در پیله ی غم
با توام، ای قفسِ واژه ی پژمرده ی من
با توام با خودِ تو، عشق قسم خورده ی من
با توام با تو که در شهر ، هوایم گشتی
با توام با تو که در شعر ، صدایم گشتی
با توام ای سببِ عشق فرو مانده به جا
این همه با توام و بی تو ولی مانده به جا...
#انیس_تاهو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی آهسته صاحبخانهٔ قلبم شدی
تا بنا از نو کنی این قلبِ ویران آمدی
چشمهایت را برایم ارمغان آوردهای
با نگاهی گرم و با لبهای خندان آمدی
#پرینازجهانگیری
تا بنا از نو کنی این قلبِ ویران آمدی
چشمهایت را برایم ارمغان آوردهای
با نگاهی گرم و با لبهای خندان آمدی
#پرینازجهانگیری
ای تو برقلب من از هرکه سزاوارترین
این منم در ره جانان تو غمخوار ترین
آن لب لعل تو ای دوست چه با من بکند
بی گمان هست پر از رمزو ، پر اسرارترین
گر تو از کوی من دلشده آخر بروی
می شوم از غم هجران تو بیمار ترین
ساحت عشق تو از هرچه که آلوده بَری
این منم بهر وصال تو چه دلدارترین
ای وفا دارترین و ، تو همه مونس جان
می کنم جان به فدای تو
#مــولانـــــا
این منم در ره جانان تو غمخوار ترین
آن لب لعل تو ای دوست چه با من بکند
بی گمان هست پر از رمزو ، پر اسرارترین
گر تو از کوی من دلشده آخر بروی
می شوم از غم هجران تو بیمار ترین
ساحت عشق تو از هرچه که آلوده بَری
این منم بهر وصال تو چه دلدارترین
ای وفا دارترین و ، تو همه مونس جان
می کنم جان به فدای تو
#مــولانـــــا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا روشنی تو در پگاهم گل کرد
صد پنجره ماه در نگاهم گل کرد
تا صبح به چشم ِروشنت، خیره شدم
خورشید به چشمانِ سیاهم گل کرد
#صفيه_قومنجان
صد پنجره ماه در نگاهم گل کرد
تا صبح به چشم ِروشنت، خیره شدم
خورشید به چشمانِ سیاهم گل کرد
#صفيه_قومنجان
سبد سبد سلام من بروے بے مثال تو
طبق طبق نگاہ من فداے خط و خال تو
غزل غزل ڪلام خوش نثار تار موے تو
بغل بغل شڪوفہ ها بہ ساحت خیال تو
زمان زمان قیامت از تو دیدہ ام در این گذر
دوان دوان دویدہ ام من از پے جلال تو
تمام فصل بیڪسے بہ پاے من بہ پاے من
جهان جهان گشادگے بہ یڪ اشارہ مال تو
قدح قدح شراب خوش لبالب از نگاہ توست
قلم قلم حڪایتم چڪیدہ از غزال تو
بیا بیا و پا بنہ بروے دیدگان من
ڪہ تا رسد بہ روشنے نگاهم از جمال تو...
#عسکر اجاقی
طبق طبق نگاہ من فداے خط و خال تو
غزل غزل ڪلام خوش نثار تار موے تو
بغل بغل شڪوفہ ها بہ ساحت خیال تو
زمان زمان قیامت از تو دیدہ ام در این گذر
دوان دوان دویدہ ام من از پے جلال تو
تمام فصل بیڪسے بہ پاے من بہ پاے من
جهان جهان گشادگے بہ یڪ اشارہ مال تو
قدح قدح شراب خوش لبالب از نگاہ توست
قلم قلم حڪایتم چڪیدہ از غزال تو
بیا بیا و پا بنہ بروے دیدگان من
ڪہ تا رسد بہ روشنے نگاهم از جمال تو...
#عسکر اجاقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعرم شب ها برایت شعربافی میکنم
هر چه کردی با دلم دارم تلافی میکنم
چشم هایت دفتر شعر است و من هم ناشرم
صفحه صفحهِ پلک هایت را صحافی میکنم
#کاوهاحمدزاده
هر چه کردی با دلم دارم تلافی میکنم
چشم هایت دفتر شعر است و من هم ناشرم
صفحه صفحهِ پلک هایت را صحافی میکنم
#کاوهاحمدزاده
کاش روزی با حضورت نغمه بارانم کنی
در گلستان امید یک لحظه مهمانم کنی
کاش روزی جا بگیرم در خیال و باورت
در متون عاشقان پاک عنوانم کنی
کاش روزی مژده ی برگشتنت بر من رسد
کاش با نیم نگاهی شاد و خندانم کنی
کاش سرباز دلیر کشور عشقت شوم
با نگاه مهربانت مرد میدانم کنی
کاش روزی کاش هایم را برآرد خالقم
با نوایت نغمه خوان شاد افغانم کنی
#محمد_حسین_قنبری
در گلستان امید یک لحظه مهمانم کنی
کاش روزی جا بگیرم در خیال و باورت
در متون عاشقان پاک عنوانم کنی
کاش روزی مژده ی برگشتنت بر من رسد
کاش با نیم نگاهی شاد و خندانم کنی
کاش سرباز دلیر کشور عشقت شوم
با نگاه مهربانت مرد میدانم کنی
کاش روزی کاش هایم را برآرد خالقم
با نوایت نغمه خوان شاد افغانم کنی
#محمد_حسین_قنبری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی جانم به قربانت صفا آورده ای
درد بی درمان قلبم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
#شهریار
درد بی درمان قلبم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
#شهریار
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن
بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن
حریقی مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم اصلا نباشد که ، غم بیگانه را خوردن
صدایت او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن
و آنچه عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن
کفایت می کند بودن ، برای هم اگر چه دور
همه جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر" ماندن ، برای "یک نفر" مردن
#احمد منصوری
برای "یک نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن
بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن
حریقی مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم اصلا نباشد که ، غم بیگانه را خوردن
صدایت او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن
و آنچه عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن
کفایت می کند بودن ، برای هم اگر چه دور
همه جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر" ماندن ، برای "یک نفر" مردن
#احمد منصوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM