This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"با جان چه کند آن که تمنای تو دارد"
یک باخته دل در تب سیمای تو دارد
با یک مژه بر هم زدنت شور به پا کن
حالا که دلم حسرت غوغای تو دارد
#محمد علی حکمتی
یک باخته دل در تب سیمای تو دارد
با یک مژه بر هم زدنت شور به پا کن
حالا که دلم حسرت غوغای تو دارد
#محمد علی حکمتی
تا به این قلبِ پریشان شده پیوند شدی
بر لبم تا به ابد ، سوره ی سوگند شدی
زنده شد از نفست مرده ی خاک افتاده
روی رگ های تن و نبضِ دل آوند شدی
وقتی از راه رسیدی نفست را دادی
به ترک های دلِ زخمیِ من بند شدی
قرص اعصاب و شب و گریهٔ دل شد تعطیل
علت شادیِ این حال بد و گند شدی
کام من تلخ و زبان لال تو چون دانهٔ برف
در دهان آب ، به شیرینیِ یک قند شدی
پشتِ خنجر زده با دست تو درمان شده است
شانه ات تکیه زدم کوه دماوند شدی
روی دریای غم آلوده نگاهم صفی از؛
موجِ موّاج و تماشاییِ لبخند شدی
سالها در پسِ امروز دویدم که رسید
یار من بی کلک و حقّه و ترفند شدی
تاجِ آرامش یک عمر شدی روی سرم
سنگِ با ارزشِ آویزِ گلوبند شدی
برده ای سردی و سرمای زمستان دلم
بوی عیدی و دمِ آخر اسفند شدی
"پونه"ها با نمِ چشمانِ تو شد سبز و قشنگ
آسمان را به خدا رنگ خداوند شدی
#افسانه_احمدی_پونه
بر لبم تا به ابد ، سوره ی سوگند شدی
زنده شد از نفست مرده ی خاک افتاده
روی رگ های تن و نبضِ دل آوند شدی
وقتی از راه رسیدی نفست را دادی
به ترک های دلِ زخمیِ من بند شدی
قرص اعصاب و شب و گریهٔ دل شد تعطیل
علت شادیِ این حال بد و گند شدی
کام من تلخ و زبان لال تو چون دانهٔ برف
در دهان آب ، به شیرینیِ یک قند شدی
پشتِ خنجر زده با دست تو درمان شده است
شانه ات تکیه زدم کوه دماوند شدی
روی دریای غم آلوده نگاهم صفی از؛
موجِ موّاج و تماشاییِ لبخند شدی
سالها در پسِ امروز دویدم که رسید
یار من بی کلک و حقّه و ترفند شدی
تاجِ آرامش یک عمر شدی روی سرم
سنگِ با ارزشِ آویزِ گلوبند شدی
برده ای سردی و سرمای زمستان دلم
بوی عیدی و دمِ آخر اسفند شدی
"پونه"ها با نمِ چشمانِ تو شد سبز و قشنگ
آسمان را به خدا رنگ خداوند شدی
#افسانه_احمدی_پونه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم دیوانه شد دیوانهے تو
شدے شمع و شدم پروانهے تو
نرو هرڪَز ڪه من عمرے بڪَردم
به دنبال شڪوه شانهے تو...!!
#هماڪشتگر
دلم دیوانه شد دیوانهے تو
شدے شمع و شدم پروانهے تو
نرو هرڪَز ڪه من عمرے بڪَردم
به دنبال شڪوه شانهے تو...!!
#هماڪشتگر
جزتو در قاب دلم عکس کسی پیدا نیست
تا تو هستی به جهان هیچ دلم تنها نیست
زندگی با گل رویت چه تماشایی شد
با تو دیگر خبر از تلخی این دنیانیست
تویی انگیزه ے هر شعرو غزل باور کن
بی تو اصلا اثرے از شب شعراینجا نیست
جام شیرین لبت میکُنَدَم مست و خراب
که شرابی به جز از تاک لبت گیرا نیست
دور شمعِ رخت اے یار بگردم همه عمر
جان فداے تو که از سوختنم پروا نیست
ماهیِ تُنگ دلم قصد رسیدن دارد
در سرم هیچ به جز دغدغه ے دریا نیست
عطر و بوےِ تن تو داده به بُستان رونق
شمه ےِ عطر تو در هیچ یک از گلها نسیت
به چه سوگند خورم اے گل نورَسته ے من
با تو خوشبختم و دیگر به دلم رویا نیست
#مهنازنجفی
تا تو هستی به جهان هیچ دلم تنها نیست
زندگی با گل رویت چه تماشایی شد
با تو دیگر خبر از تلخی این دنیانیست
تویی انگیزه ے هر شعرو غزل باور کن
بی تو اصلا اثرے از شب شعراینجا نیست
جام شیرین لبت میکُنَدَم مست و خراب
که شرابی به جز از تاک لبت گیرا نیست
دور شمعِ رخت اے یار بگردم همه عمر
جان فداے تو که از سوختنم پروا نیست
ماهیِ تُنگ دلم قصد رسیدن دارد
در سرم هیچ به جز دغدغه ے دریا نیست
عطر و بوےِ تن تو داده به بُستان رونق
شمه ےِ عطر تو در هیچ یک از گلها نسیت
به چه سوگند خورم اے گل نورَسته ے من
با تو خوشبختم و دیگر به دلم رویا نیست
#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حسرت دیدارت بی خوابم و بـیدارم
یاد دل من هستی؟ای مظهر زیـبـایی
تلخ ست همه ی عمرم از شدت دلتـنگی
یا سوی تو باز آیم؛یا اینکه تو مـی آیی!
#مولانا
یاد دل من هستی؟ای مظهر زیـبـایی
تلخ ست همه ی عمرم از شدت دلتـنگی
یا سوی تو باز آیم؛یا اینکه تو مـی آیی!
#مولانا
تا تو فرهاد منی ماه رخی شیرینم
یار و همراه تو و، همسفرے دیرینم
عشق را معنی و مفهوم تو میبخشی و بس
پادشاه دلمی پیش تو من مسکینم
باتو بودن شده آمال دلم میدانی
آرزویم شده در کنج دلت بنشینم
درد این دل نشود به ز مداواے طبیب
کاش می شد که بیایی تو دَمی بالینم
شوق دیدار تو دنیاے مرا روشن کرد
دلم آیینه شد و، عشق تو شد آیینم
من تو را مینگرم در پس این آیینه ها
لحظه لحظه زنگاهت هیجان میچینم
تو نباشی دل من هیچ ندارد آرام
تویی جان مایه ے آرامشم و ،تسکینم
#مهنازنجفی
یار و همراه تو و، همسفرے دیرینم
عشق را معنی و مفهوم تو میبخشی و بس
پادشاه دلمی پیش تو من مسکینم
باتو بودن شده آمال دلم میدانی
آرزویم شده در کنج دلت بنشینم
درد این دل نشود به ز مداواے طبیب
کاش می شد که بیایی تو دَمی بالینم
شوق دیدار تو دنیاے مرا روشن کرد
دلم آیینه شد و، عشق تو شد آیینم
من تو را مینگرم در پس این آیینه ها
لحظه لحظه زنگاهت هیجان میچینم
تو نباشی دل من هیچ ندارد آرام
تویی جان مایه ے آرامشم و ،تسکینم
#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح غـزل و هوای مستـانه بس است
عطر گل سرخ و رقص پروانه بس است
کافیست تو باشی و من و عشق و امید
در دهکده ی بهشت، یک خانه بس است
#شهراد_ميدری
عطر گل سرخ و رقص پروانه بس است
کافیست تو باشی و من و عشق و امید
در دهکده ی بهشت، یک خانه بس است
#شهراد_ميدری
تو همانی کـه به قصرِ دلِ من سلطانی
حاکمِ قلـب منی خوب خودت میدانی
همهٔ فکر و خیالم، فقط اندیشهٔ توست
تو همانی که در این خاطره ها پنهانی
قلبـم از هـرنفـسِ تو، ضربان می گیرد
همه شب در تپشِ جان و دلم مهمانی
شدم انگشت نمای همـه ی مردمِ شهر
همـه گوینـد کـه دیـوانه و سرگردانی
دگر افـزون شده از زخمِ زبـان، دردِ دلم
تـو همـانۍکـه همـه دردِ مـرا درمانی
حکم کن اۍشهِ احساسِ دلِ عاشقِ من
حاکمِ عشقی و این را بـه یقین میدانی
#آنجلا_راد
حاکمِ قلـب منی خوب خودت میدانی
همهٔ فکر و خیالم، فقط اندیشهٔ توست
تو همانی که در این خاطره ها پنهانی
قلبـم از هـرنفـسِ تو، ضربان می گیرد
همه شب در تپشِ جان و دلم مهمانی
شدم انگشت نمای همـه ی مردمِ شهر
همـه گوینـد کـه دیـوانه و سرگردانی
دگر افـزون شده از زخمِ زبـان، دردِ دلم
تـو همـانۍکـه همـه دردِ مـرا درمانی
حکم کن اۍشهِ احساسِ دلِ عاشقِ من
حاکمِ عشقی و این را بـه یقین میدانی
#آنجلا_راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست از او بر ندارم تا شود از آن من
او بُود جان من و دین من و ایمان من
دوست دارم عمرِ من با او به پایانش رسد
میشود با او بهار این خانهی ویران من
#محمدجواد_بوستانی
او بُود جان من و دین من و ایمان من
دوست دارم عمرِ من با او به پایانش رسد
میشود با او بهار این خانهی ویران من
#محمدجواد_بوستانی
آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو
آنقَـدَر دوری تـو داده عـذابم کـه نگو
مثلِ یک پیچکِ غمگین شده از رفتنِ تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم، که نگو
فکر کـردی بـروی مثـلِ تـو آرام شوم؟
بـه خدا کورهی سوزان و مذابم، که نگو
ناگهان دست بـه دامانِ خرافات شدم
آنقَدَر دلخوشِ آن وقتِ جوابم، که نگو
باتو انگار شب و روزِ خدا مالِ من است
بی تـو آنقـدر تُهی مثلِ حبابم کـه نگو
دوست دارم همهی فاصلهها کم بشود
تـوی آغـوشِ تـو آنقدر بخوابم که نگو
#رضا_جمشیدی
آنقَـدَر دوری تـو داده عـذابم کـه نگو
مثلِ یک پیچکِ غمگین شده از رفتنِ تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم، که نگو
فکر کـردی بـروی مثـلِ تـو آرام شوم؟
بـه خدا کورهی سوزان و مذابم، که نگو
ناگهان دست بـه دامانِ خرافات شدم
آنقَدَر دلخوشِ آن وقتِ جوابم، که نگو
باتو انگار شب و روزِ خدا مالِ من است
بی تـو آنقـدر تُهی مثلِ حبابم کـه نگو
دوست دارم همهی فاصلهها کم بشود
تـوی آغـوشِ تـو آنقدر بخوابم که نگو
#رضا_جمشیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موج چشمان تودل راسوے دریامے برد
غرق ڪن درخود مراچشمان تو دریاتر است
هر ڪجا دیدم گلے زیبا ، دلم شیدا نشد
غنچہ ے لبهاے تو ازهر گلے زیباتر است
#حمید_حسینیان
غرق ڪن درخود مراچشمان تو دریاتر است
هر ڪجا دیدم گلے زیبا ، دلم شیدا نشد
غنچہ ے لبهاے تو ازهر گلے زیباتر است
#حمید_حسینیان
شـانـهات را مثـل یک دیوار میخواهد دلم
از نـگاهت جـامِ مِی، بسیار میخواهد دلم
تن به تن، آغوشدرآغوش و لب بر رویِ لب
بوسههایی مست و با تکرار میخواهد دلم
دستِ یاریبخشو گرمایِ حضورت را به جان
مثل شخصی مانده در آوار میخواهد دلم
غرق عشقت، شببهشب در دفتر شعرِ خیال
واژهی چشمِ تو و خودکار میخواهد دلم
از نگاهت، بوسهات، از چشمهایت، از لبت
نغمهی سنتور و چنگ و تار میخواهد دلم
تند بادم، بیقرار و مست هر سو میوزم
خواستگاهی مثل شالیزار میخواهد دلم
#مجتبی_خوش_زبان
از نـگاهت جـامِ مِی، بسیار میخواهد دلم
تن به تن، آغوشدرآغوش و لب بر رویِ لب
بوسههایی مست و با تکرار میخواهد دلم
دستِ یاریبخشو گرمایِ حضورت را به جان
مثل شخصی مانده در آوار میخواهد دلم
غرق عشقت، شببهشب در دفتر شعرِ خیال
واژهی چشمِ تو و خودکار میخواهد دلم
از نگاهت، بوسهات، از چشمهایت، از لبت
نغمهی سنتور و چنگ و تار میخواهد دلم
تند بادم، بیقرار و مست هر سو میوزم
خواستگاهی مثل شالیزار میخواهد دلم
#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالیانی رفت و از دردم کسی آگاه نیست
بس که با لبخند مصنوعی نهانش کردهام
امتحان عاشقان دوری ست، اما قلب من
طاقت دوری ندارد، امتحانش کردهام !
#سجاد_سامانی
بس که با لبخند مصنوعی نهانش کردهام
امتحان عاشقان دوری ست، اما قلب من
طاقت دوری ندارد، امتحانش کردهام !
#سجاد_سامانی
نوش جانت شعرهایم، تحفهای ناقابل است
خط به خط،دفتر به دفترشرح حال این دل است
با تمام عشق و احساسم سرودم بهر تو
سینهام آتش نگیرد از فراقت، مشکل است
جویبار شعر من سرچشمهاش چشمان توست
جوشش شعر از نگاهت، شمع بزم محفل است
باغ لبهایت رسیده میوههای نوبرش
لب گزیدنهای تو، تاراج دل را عامل است
جعد گیسوهای تو چون موج دریا پر خروش
آرزویم دیدن این موج اندر ساحل است
هر نفس با یاد تو شوری به جانم میرسد
نوش جانت، شعرهایم تحفهای ناقابل است
#عرفان_یزدانی
خط به خط،دفتر به دفترشرح حال این دل است
با تمام عشق و احساسم سرودم بهر تو
سینهام آتش نگیرد از فراقت، مشکل است
جویبار شعر من سرچشمهاش چشمان توست
جوشش شعر از نگاهت، شمع بزم محفل است
باغ لبهایت رسیده میوههای نوبرش
لب گزیدنهای تو، تاراج دل را عامل است
جعد گیسوهای تو چون موج دریا پر خروش
آرزویم دیدن این موج اندر ساحل است
هر نفس با یاد تو شوری به جانم میرسد
نوش جانت، شعرهایم تحفهای ناقابل است
#عرفان_یزدانی