‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از درد همیشه من دوا می‌بینم
در قهر و جفا لطف و وفا می‌بینم

در صحن زمین به زیر نه طاق فلڪ
بر هرچه نظر ڪنم ترا می‌بینم

#مولانا
دیشب بـه یادِ چشم هایت گریه کردم
دیدم چو خالی بـود جایت‌، گریه کردم

شاید خـدا این گونـه می خواهد برایم
بستـم لبـم را از شکایـت، گـریـه کردم

در ذهنِ بیتابم چو حَک شد نقشِ چشمت
من تـا خدا ، تا بی نهـایت، گریـه کردم

ماچون دو مرغِ عشق باهم عهد بستیم
ای جفتِ عاشق ، در هوایت گریه کردم

من دوستت دارم،گواهِ عشقم این است
دیدم چو سیلِ اشک هایت ، گریه کردم

مـرغِ شـب از دلتنـگیِ مهتــاب افسرد
وقتی شنیـدم ایـن روایت ، گریـه کردم

آئینـه از انـدوهِ مـن، چـون ابـر بـاریـد
تنهـا نـه او ، من هم برایت گریـه کردم

#نفیسه_مقدادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو شهرم قفس‌ است‌ ای همه‌ آزادیِ من

غم مرا همنفس‌است ای تو همه‌ شادیِ من

بی تـو آوارم و در خـویـش فـرو ریختـه ام

ای هـمه سقف و ستون و هـمه آبادیِ  من

#حسین_منزوی
سنگ تیپا خورده ی این روزگارم ای رفیق
از زمانه یک دل پر غصه دارم ای رفیق

شهر دلتنگی ست در من آشنایانم غریب
کنج تنهایی و غمها بی شمارم ای رفیق

در هیاهوی زمان هر کس که ساز خود زند
من به گور تن فقط سر می گذارم ای رفیق

رفتی و سنگ غرورت با دلم دانی چه کرد؟
با دل بشکسته کردی بی قرارم ای رفیق

بار تنهایی به دوشم فارغ از این مردمم
جز دل تنها در این دنیا ندارم ای رفیق

تکیه گاهم شانه ی دیوار و یار  من غم است
سالها در بند خود در این حصارم ای رفیق

پای دلتنگی همیشه ماندنم یک عادت است
این دوام و ماندگاری از تو دارم ای رفیق

#موسی_رئیسی_وانانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم وا کردم و دیدم، کـه خدایم تو شدی

دفتـرِ پُـر غــزلِ خـاطـره هـایم تـو شدی

در سرم نیست بجز حال وهوای تو و عشق

شادم از اینکه همه حال و هـوایم تو شدی

#علیرضا_آذر
شعر من‌با لطفِ‌چشمِ‌توست که زیبا شده
طفلِ شعرم‌ دست‌در دستانِ تو سرپا شده

چشم‌هایت طعنه بر مهتاب شبهایم زده
با صدایت در سکوتِ سردِ من غوغا شده

گرچه‌سرد است‌‌و زمستانی‌‌‌ست‌دنیایم‌ ولی
با تو صد گلپونه در اندیشه‌هایم وا شده

ای‌غزل،ای‌مثنوی،ای‌طبعِ‌ شعرم از تو مست
واژه‌هایم یک‌به‌یک از عشقِ تو انشاء شده

لب به لبهایت زدم در شعر و دیدم ناگهان
بوسه‌‌هایم بر لبانت مست و بی پروا شده

بـر تنت گلبرگ روییده، بـه لب‌هایت غزل
جلوه‌هایِ عشق در چشمانِ تـو معنا شده

ای هوای عشق‌و مستی،با حضورت در دلم
جنگِ‌سختی بینِ عقل‌و قلبِ من برپا شده

چشم‌هـایـم از تـو تـا آنسویِ دنیا پل زده
شیشه‌یِ تنهایی‌ام با یادِ عشقت "ها" شده

در دل و اندیـشه‌ام، در سطرهـایِ دفترم
شاه بیتِ هر غـزل بـا یـادِ تو امضاء شده

رفتی و بعد از تو شاخ و بر‌گ‌هایم ریخته
طاقتم در زیر بارِ بـغـضِ حسرت تـا شده

#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌روزهـا میگــذرد تشـنه دیـــدارِ تــوام
مهرت از دل نَرود چون ڪه گرفتارِ توام

برسر ڪوے و گذر طعنه به دیوانهِ مزن
تا به اوجِ تـو رِسم جَلــدِ به دیوارِ توام

#مولانا
تا ڪنون دیوانہ وار اسم ڪسے بوسیدہ ای
نیمہ شب در آینہ با خندہ اش خندیدہ اے

چشم بر درخندہ برلب اشڪ هم دردیدگان
سالها با یاد او با ساز او رقصیدہ ای

راستے پیش آمدہ با ترس از دست دادنش
همچو طفلے از نبود مادرش ترسیدہ ای

اولین دیدار ماندہ خاطرت یڪ روز خوب
باز هر هفتہ بہ یادش در سماع چرخیدہ ای

با خیال اولین دیدار او عصرے قشنگ
صبح ها با فڪر آن عصرقشنگ بالیدہ ای

من نمے دانم چنان لیلاے مجنون ڪش شد
حال او را از هوا،از آینہ باد صبا پرسیدہ ای...

#نظامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
صبح من بابودنت ای جان جانان بهتر است
مـهربانی های تو بـر قلب عاشـق نوبر است

می رسی از راه و شادی سهم قلبم می شود
در کنارت غصـه های بیشـمـارم پـرپـراست

#پدیده احمدی
بر لـوحِ قلبــم، عشق، از آغاز یعنی تو..
تا لحظه‌ی مرگِ نفس، هـَمراز یعنی تو..

وقتی بـرای دیـدنِ چـشمانِ مـهتابـت،،
غـرقِ تـمنا شد نـگـاهم،، نــاز یعنی تو..

هر لحظه بر تاریکیِ جانم که می‌تابی،،
گرمای دل، در خـانه‌ای دلبـاز يعني تو..

با ناز انگشتت به روی مـوج گیسویم،،
تــارِ دلــم را می‌نـوازی،، ساز یعنی تو..

وقـتی کـبوتر بـا کـبوتر اوج مـی‌گیرد..
بی شـک مـیان آسـمانم، بــاز یعنی تو..

پَر میکشم تا دشتِ آغوشت و می‌دانم،،
حـسِ رهـایـی،، لـذتِ پـرواز،، یعنی تو..

آتش منم،، باغ و گلستان تَنگِ آغوشت..
آغـوش وا کن بـر تَـبم،، اِعجاز یعنی تو..

روی لـبم، نـامت شده‌ وردِ شبـانگاهـم،،
بـا زمـزمه می‌خـوانـمت، آواز یعنی تو‌..

از چشمِ این شهر حسود و قلبهای کور،،
باید که پنهانت کنم،،چون راز یعنی تو..

#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درنگاهت عشق رادیدم ودلبسته شدم
آرزو کردم و از هر دو جهان خسته شدم

مست چشمان تو گشتم به هیاهوی نگاه
تا به این قصّه ی تعبیر تو وابسته شدم

#حمید_رضا_یگانه
‍ چند روزی است که از حال دلت بی خبرم
نیستی بی تو فقط ، رهگذری در بدرم

گفته بودی نکنم بی تو تحمل چه شدی؟
هیچ دانی که نبودِ تو ،  چه آورده سرم ؟

یادت از گوشهٔ چشمم همه شب می ریزد
خسته ام از خودم و ، از همهٔ  دور و برم

آتش افتاده به جانم  شده ام چون اسپند
دل شکست از غم تو سوخته حتی جگرم

زخم دل را همه شب رنجِ فراوان دارم
از غمت ثانیه در ثانیه زیر و زبرم

چون قناری که به دیوار و در و پنجره ها ؛
می خورد! زخمی ام و خسته و بی بال و پرم

تکیه دادم لبِ دیوار شب و این همه غم
قاب عکست وسط سینه به در می نگرم

من سراپای وجودم به تو وابسته شده
بی زبانی که از این فاصله ات درخطرم

تا به کی چشم بدوزم به در از دوریِ تو
بی تو از زندگی و از نفسم می گذرم

تا نیایی ، نشوی مرهم و محرم به دلم
دردم از حدّ برود ، تازه تر از تازه ترم

لطفا از حال دلم ساده و آسان نگُذر !
با غم و حسرت و غربت بخدا همسفرم

"پونه"را شبنمِ چشم تو نباشد مرده است
چند روزی است که از حالِ دلت بی خبرم

#‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مولانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه ی دار و ندار دل بی ٺاب منی
بی تو فردوس برین نیز جهنم بشود

دوستت دارم من نیست فقط روی زبان
طلب جان بکنی زود فراهم بشود

#کمال_جعفری_امامزاده
بر واژه ها ی سرد من شور آفرینی
شیرین نشستی بر دلم زیبا ترینی

عطرِ غزل ؛ عطرِ عسل ؛ در مذهبِ عشق
هر صبح را آورده ای نورِ یقینی

من غرقِ هر دلتنگی ام  ای نازنینم
در هر نفس آوایِ هر شعر و طنینی

با قندِ لبخندت ببین هر روز و شب را 
بر تار و پودم بی گُمان خوش می نشینی
 
در چشمِ من صدها معمایِ دلم را
با رنج های خاطرم یاری امینی

نا گفتنی هایی هنوزم در دلم هست
شاید ندانی بهترین ماهِ زمینی

#بدری_نصری