‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
دفتری آورده ام از جان و دل وصفت کنم
گر قلم یاری کند سلطانِ دل وصفت کنم

واژه ها جاری شده از نوک خامه آتشین
تا به توصیف تو ای جانان دل وصفت کنم

تا قلم گیرم به دستم ذهن غوغا می کند
بسکه شیدای توام سامانِ دل وصفت کنم

هر کلامی من نویسم وصف چشمان گلت
میشوم‌مست از شمیمش خان دل وصفت کنم

یادی از من کن دل بی طاقتم عاصی شده
چونکه میخواهد تو را ریحان دل وصفت کنم

مه لقا مه پاره ای که نور چشمان منی
جان به راهت میدهم دلبان دل وصفت کنم

چون پَر کاهی بر آبم، آبم از سر رد شده
باز می خواهم ز نو مرجان دل وصفت کنم

زندگانی پوچ و بی معناست بی تو نازلو
خواهشن با من بمان مهمان دل وصفت کنم

عاشقم من آنچنان میخواهمت از عمق جان
تا به اشعارم در این دیوان دل وصفت کنم

#کریم‌زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو گمے درمن و من درتو گمم باورڪن
جز دراین شعر نشان و اثرے ازما نیست

من و تو ساحل و دریاے همیم اما نه!
ساحل اینقدر ڪہ درفاصلہ با دریا نیست!

#محمدعلی بهمنی
رقص گلهای شقایق دیده ای؟
حالت چشمان عاشق دیده ای؟

محو پرواز کبوتر گشته ای؟
با نگاهی تو مکدر گشته ای؟

با قناری ها ، دوبیتی خوانده ای؟
خنده ای را بر لبی بنشانده ای؟

محض یارت کوچه ای گز کرده ای؟
فارغ از دنیا دمی حظ کرده ای؟

گر چنین با زندگی سر کرده ای!
درس عشقت را تو از بر کرده ای....

#احسان_حق_شناش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بہ تو ڪَفتم ڪہ در این دور شدن ناچارے؟
سر بہ تایید تڪان دادےو ڪَفتے آرے..

عین مرڪَـ است اڪَر بے تو بخواهد برود
او ڪہ از جان خودت دوست‌تَرَش می‌دارے...!!

#سیدہ‌تڪتم‌ حسینی
گفتمش بی من مرومن بی توویران میشوم
گفت از ویرانی ات سـر در گـریبان میشوم

گفتمش بعـد از تو میسوزم من از داغ فراق
گفت ازحـال تو من آتش به دامـان میشوم

گفتمش یوسـف منم افتـاده ام در قعر چاه
گفت اینجــا من زلیخــا بدتر از آن میشوم

گفتمش تنهــا منم تنها تر از من دیده ای ؟
گفت درتنهایی ات من مونس ِجان میشوم

گفتمش آرام جــان ،جان را فــدایت میکنم
گفت باعشق تو من شاد و خرامان میشوم

گفتمش من شهــــریار و تو ثــریا در غزل
گفت من باعشق تومست وغزلخوان میشوم

#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همرنگ گونه‌هاے تو، مهتابم آرزوست
چون بادۀ لب تو، مېِ نابم آرزوست

دور از نگاه گرم تو بۑتاب گشته‌ام
بر من نگاه ڪن، ڪه تب و تابم آرزوست

#فریدون_مشیری
بر واژه ها ی سرد من شور آفرینی
شیرین نشستی بر دلم زیبا ترینی

عطرِ غزل ؛ عطرِ عسل ؛ در مذهبِ عشق
هر صبح را آورده ای نورِ یقینی

من غرقِ هر دلتنگی ام  ای نازنینم
در هر نفس آوایِ هر شعر و طنینی

با قندِ لبخندت ببین هر روز و شب را 
بر تار و پودم بی گُمان خوش می نشینی
 
در چشمِ من صدها معمایِ دلم را
با رنج های خاطرم یاری امینی

نا گفتنی هایی هنوزم در دلم هست
شاید ندانی بهترین ماهِ زمینی

#بدری_نصری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعرم گوهرفروشم مهر یاران میخرم
همچو دریا مے خروشم ناز جانان میخرم

مے نویسم تا غزل٬ بر وصف یار مهربان
مے برم بر منزلش٬ دل را چه آسان میخرم...!

#مولانا
بی تو تنهایی مرا بدجور تنها کرده است
عاشقی دیوانه ومجنون وشیدا کرده است

یوسفانه در میان شهر قلبم گم شدی!!!
حسرت عشقت مراهمچون زلیخاکرده است

در نبود تو زمان هم با دلم لج میکند ...
هر شب من را شبیه شام یلدا کرده است

خواستم تا دردهایم راز باشد در دلم ....
اشک بی معرفتم راز من افشا کرده است....

بیقراری ها مرتب شاعر شعر تو را ....
در میان بیتها راهی اغما کرده است ...

دست خالی پرشدم از عشق توروزی ولى
جای خالی تو من را دست تنها کرده است

#امیر امین پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مثل خنده ے گل ، مثل خواب پروانه
تو مثل آن چه ڪه نا گفتنے است ، زیبایی

چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
ڪه جاودانه ترین لحظه ے تماشایی

#حسین_منزوی
ثریا تا ثریا را برایت عشق میکارم
نباشی! ازخودم از عشق از دنیام بیزارم

نباشی پهنه ی دردم اسیرم آذری زردم
نباشی مثل دائما ماتم ساکتم سردم

نباشی زنده ای بی جان نباشی شاعری لالم
نباشی نیستم دیگر نباشی سخت بی حالم

نباشی آه بی صبرم وچشمی مانده در ابرم
نباشی میروم بی تو به قاب خاکی قبرم

نباشی از خودم سیرم نباشی درد میگیرم
به جان هردومان ای عشق نباشی زود میمیرم

#شهناز سعیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از درد همیشه من دوا می‌بینم
در قهر و جفا لطف و وفا می‌بینم

در صحن زمین به زیر نه طاق فلڪ
بر هرچه نظر ڪنم ترا می‌بینم

#مولانا
دیشب بـه یادِ چشم هایت گریه کردم
دیدم چو خالی بـود جایت‌، گریه کردم

شاید خـدا این گونـه می خواهد برایم
بستـم لبـم را از شکایـت، گـریـه کردم

در ذهنِ بیتابم چو حَک شد نقشِ چشمت
من تـا خدا ، تا بی نهـایت، گریـه کردم

ماچون دو مرغِ عشق باهم عهد بستیم
ای جفتِ عاشق ، در هوایت گریه کردم

من دوستت دارم،گواهِ عشقم این است
دیدم چو سیلِ اشک هایت ، گریه کردم

مـرغِ شـب از دلتنـگیِ مهتــاب افسرد
وقتی شنیـدم ایـن روایت ، گریـه کردم

آئینـه از انـدوهِ مـن، چـون ابـر بـاریـد
تنهـا نـه او ، من هم برایت گریـه کردم

#نفیسه_مقدادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو شهرم قفس‌ است‌ ای همه‌ آزادیِ من

غم مرا همنفس‌است ای تو همه‌ شادیِ من

بی تـو آوارم و در خـویـش فـرو ریختـه ام

ای هـمه سقف و ستون و هـمه آبادیِ  من

#حسین_منزوی