This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینه ام این روزها بوی شقایق میدهد
داغ از نوعی که من دیدم تو را دق میدهد
او که اخمت را گرفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق میدهد
#کاظم_بهمنی
داغ از نوعی که من دیدم تو را دق میدهد
او که اخمت را گرفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق میدهد
#کاظم_بهمنی
یک بار بگذر با نگاهی از کنارم
تا شعر را در دفترم از سر بگیرم
جنس نفسهات از گل سرخ است، باید
از آن، گلابی چون گل قمصر بگیرم
با هر ترنم مست می داری دلم را
تصمیم دارم از لبت ساغر بگیرم
با نور ماهت برکه ام را نقره ای کن
تا بار دیگر رنگ نیلوفر بگیرم
در سرزمین قلب تو پا می نهم تا
با فتح آن احساس اسکندر بگیرم
تبنامه هایم را بخوان، بارانی ام کن
وقت است جانی این دَم آخر بگیرم
#مهناز_محمودی
تا شعر را در دفترم از سر بگیرم
جنس نفسهات از گل سرخ است، باید
از آن، گلابی چون گل قمصر بگیرم
با هر ترنم مست می داری دلم را
تصمیم دارم از لبت ساغر بگیرم
با نور ماهت برکه ام را نقره ای کن
تا بار دیگر رنگ نیلوفر بگیرم
در سرزمین قلب تو پا می نهم تا
با فتح آن احساس اسکندر بگیرم
تبنامه هایم را بخوان، بارانی ام کن
وقت است جانی این دَم آخر بگیرم
#مهناز_محمودی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـوبـه کـردم کـه قلم دسـت نگیرم!! اما
هاتفی گفت: کـه این بیت شنیدن دارد!
و خداخواست کـه یعقوب نبیند یک عمر
شهــرِ بـی یـار مگـر ارزشِ دیـدن دارد.؟
#استاد_شهریار
هاتفی گفت: کـه این بیت شنیدن دارد!
و خداخواست کـه یعقوب نبیند یک عمر
شهــرِ بـی یـار مگـر ارزشِ دیـدن دارد.؟
#استاد_شهریار
خدا یک شب تو را درسینهی من زاد،باور کن
یقینی در گمان پیچید و دستم داد ، باور کن
تو مثل هرچه هستی دردرون من نمیگنجی
مرا ویرانه کردی خانهات آباد ! باور کن
اگرچه بر دلم بارید طوفانِ عظیمِ شک
پلی بین دل ما بود از پولاد ، باور کن
نمیفهمم زبان واژههای آتشینت را
رهایی مثل یک آشوب ، یک فریاد ، باور کن
تو از نسل عقیم گریههای رفته از یادی
که تنهایی تو را در چشمهایم زاد،باور کن ...
#عبدالجبار_کاکایی
یقینی در گمان پیچید و دستم داد ، باور کن
تو مثل هرچه هستی دردرون من نمیگنجی
مرا ویرانه کردی خانهات آباد ! باور کن
اگرچه بر دلم بارید طوفانِ عظیمِ شک
پلی بین دل ما بود از پولاد ، باور کن
نمیفهمم زبان واژههای آتشینت را
رهایی مثل یک آشوب ، یک فریاد ، باور کن
تو از نسل عقیم گریههای رفته از یادی
که تنهایی تو را در چشمهایم زاد،باور کن ...
#عبدالجبار_کاکایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همراه توام تا به ابد حضرت جانم
مهتاب شـب تـار منـی مــاه نشانم
مـن تشنه دیـدار تـوام در همه عمر
با من تو بمان تا که دل از غم برهانم
#امیرعباس_خالق_وردی
مهتاب شـب تـار منـی مــاه نشانم
مـن تشنه دیـدار تـوام در همه عمر
با من تو بمان تا که دل از غم برهانم
#امیرعباس_خالق_وردی
تو در جان منی...دردت به جانم، مهربانم
شدی با شعرهایت هم زبانم ، مهربانم
ندارم همدمی جز خلوت دنج خیالت
که در رؤیا شده هم آشیانم، مهربانم
مرا جز وسعت آغوش تو دنیا نباشد
تمام باورم ! هستی جهانم ، مهربانم
زده آتش تب طوفان چشمت بر وجودم
قرار ساحلم ،عشق نهانم، مهربانم
شرار شور شیرینم اسیر چنگ بیداد
تویی فرهاد و تنها قهرمانم ،مهربانم
اگر حتی نبینم تا ابد برق نگاهت
خیالت گشته تنها کهکشانم، مهربانم
دل "زیبا" همیشه تنگ چشمان تو باشد
تو ای خورشید عزت، سایبانم ،مهربانم
#زیبا_حسینی_جیرندهی
شدی با شعرهایت هم زبانم ، مهربانم
ندارم همدمی جز خلوت دنج خیالت
که در رؤیا شده هم آشیانم، مهربانم
مرا جز وسعت آغوش تو دنیا نباشد
تمام باورم ! هستی جهانم ، مهربانم
زده آتش تب طوفان چشمت بر وجودم
قرار ساحلم ،عشق نهانم، مهربانم
شرار شور شیرینم اسیر چنگ بیداد
تویی فرهاد و تنها قهرمانم ،مهربانم
اگر حتی نبینم تا ابد برق نگاهت
خیالت گشته تنها کهکشانم، مهربانم
دل "زیبا" همیشه تنگ چشمان تو باشد
تو ای خورشید عزت، سایبانم ،مهربانم
#زیبا_حسینی_جیرندهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدم با مرهم احساس درمانت کنم
بادل و جان هر چه دارم را به قربانت کنم
باید از عشقت بگویم هر کجا با حال خوش
تا به کی در لابلای شعر پنهانت کنم
#اسماعیل_حاج_علیان
بادل و جان هر چه دارم را به قربانت کنم
باید از عشقت بگویم هر کجا با حال خوش
تا به کی در لابلای شعر پنهانت کنم
#اسماعیل_حاج_علیان
من را ببخش، زود دلم تنگ میشود
بی تو کُمیتِ قافیهام لنگ میشود
درخرده شیشههای خیالم ردیف باش
دلْدلْ نکن که قلب من از سنگ میشود
از دوری تو حال و هوایم گرفته است
حتی شبم کنار توخوش رنگ میشود
گلهای روسری مرا سرسری نگیر
با رفت و آمدِ تو هماهنگ میشود
تا بوسه میزنی به لبِ استکان چای
نبضم غزلْغزلْ پُر از آهنگ میشود
من را ببخش، دیر؛ ولی عاشقت شدم
من را ببخش زود دلم تنگ میشود!
#صفيه_قومنجانی
بی تو کُمیتِ قافیهام لنگ میشود
درخرده شیشههای خیالم ردیف باش
دلْدلْ نکن که قلب من از سنگ میشود
از دوری تو حال و هوایم گرفته است
حتی شبم کنار توخوش رنگ میشود
گلهای روسری مرا سرسری نگیر
با رفت و آمدِ تو هماهنگ میشود
تا بوسه میزنی به لبِ استکان چای
نبضم غزلْغزلْ پُر از آهنگ میشود
من را ببخش، دیر؛ ولی عاشقت شدم
من را ببخش زود دلم تنگ میشود!
#صفيه_قومنجانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمهایت قلب عاشق را به یغما میبرد
هر چه دارد عاشق دلخسته ، یکجا میبرد
من نمیدانم چه دارد چشمهای تو ، ولی
هر چه دارد،قلب من را تا ثریا میبرد
#اسماعیل_حاج_علیان
هر چه دارد عاشق دلخسته ، یکجا میبرد
من نمیدانم چه دارد چشمهای تو ، ولی
هر چه دارد،قلب من را تا ثریا میبرد
#اسماعیل_حاج_علیان
خبرت هست که دلتنگِ نگاهت شده ام
بی قـرارِ تـو و چشمـانِ خمـارت شده ام
خبرت هست دلم مستِ حضورِ تـو شده
عـاشق و شیفته ی، زنگِ صدایت شده ام
خبـرت هست کـه بـارانِ بهـارم شده ای
چـون پـرستـوی مهـاجر نگرانت شده ام
خط به خط زنده گۍام پُر شده از بودنِ تو
خبرت نیست و شادم کـه فدایت شده ام
#راضیه_بیگی
بی قـرارِ تـو و چشمـانِ خمـارت شده ام
خبرت هست دلم مستِ حضورِ تـو شده
عـاشق و شیفته ی، زنگِ صدایت شده ام
خبـرت هست کـه بـارانِ بهـارم شده ای
چـون پـرستـوی مهـاجر نگرانت شده ام
خط به خط زنده گۍام پُر شده از بودنِ تو
خبرت نیست و شادم کـه فدایت شده ام
#راضیه_بیگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح شد یک باردیگر آمدم در کوی تو
تـا ببینم بـا دل مشتاق و شیدا روی تو
یک غزل ازعشق می خوانی ومن دیوانه وار
می گذارم سر ز مستی بر سر زانوی تو
#پدیده_احمدی
تـا ببینم بـا دل مشتاق و شیدا روی تو
یک غزل ازعشق می خوانی ومن دیوانه وار
می گذارم سر ز مستی بر سر زانوی تو
#پدیده_احمدی
ڪاش میشد لحظه اےبا قلب من همدم شود
جمعِ شادے باشد و از این دلم غم ڪم شود
حال و روزم را ببیند او در این حالِ خراب
بردلِ پُرزخم من اولحظه اے مرهم شود
بے تو جنّت را نمیخواهم به دوزخ دلخوشم
ڪاش میشد آخرش اقبالمان با هم شود
من ندارم الفتے هرگز به دنیا بے تو چون
با گسل هایش دلم چون ڪوچه هاے بم شود
میڪُشد آخر مرا این بغض مانده در گلو
ڪاش میشد سینه ام خالے زِ، هر ماتم شود
#مهنازنجفے
جمعِ شادے باشد و از این دلم غم ڪم شود
حال و روزم را ببیند او در این حالِ خراب
بردلِ پُرزخم من اولحظه اے مرهم شود
بے تو جنّت را نمیخواهم به دوزخ دلخوشم
ڪاش میشد آخرش اقبالمان با هم شود
من ندارم الفتے هرگز به دنیا بے تو چون
با گسل هایش دلم چون ڪوچه هاے بم شود
میڪُشد آخر مرا این بغض مانده در گلو
ڪاش میشد سینه ام خالے زِ، هر ماتم شود
#مهنازنجفے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه ی دار و ندار دل بی ٺاب منی
بی تو فردوس برین نیز جهنم بشود
دوستت دارم من نیست فقط روی زبان
طلب جان بکنی زود فراهم بشود
#کمال_جعفری_امامزاده
بی تو فردوس برین نیز جهنم بشود
دوستت دارم من نیست فقط روی زبان
طلب جان بکنی زود فراهم بشود
#کمال_جعفری_امامزاده
یڪ عمرچو مجنون بہ سرِ ڪوے توباشم
پیوستہ بہ دنبال مَهِ روے تو باشم
اے ڪاش ڪہ این بخت شود طالع و آخر
مقبول دل و دیدہ ے جادوے تو باشم
چون آهوے وحشے شدہ ام رام نگاهت
تا دلبر طناز پرے روے تو باشم
صدبار ز عشقت بڪنم توبہ اگر، باز
تا جان بہ تنم هست ثناگوے تو باشم
اے ڪاش بیایے، بشود خانہ ام آباد
تقدیر قشنگے ست ڪہ پهلوے تو باشم
دیوانہ و مستم من از آن فتنہ ے چشمت
تا صبح قیامت ڪہ غزل گوے تو باشم
شیرین من از دیدہ تو پنهان بشوے گر
فرهادصفت من بہ تڪاپوے تو باشم
من زادہ شدم تا ڪہ بہ دورِ تو بگردم
تو قبلہ ے عشقیّ ،وَ بہ دل سوے تو باشم...
#مهنازنجفی
پیوستہ بہ دنبال مَهِ روے تو باشم
اے ڪاش ڪہ این بخت شود طالع و آخر
مقبول دل و دیدہ ے جادوے تو باشم
چون آهوے وحشے شدہ ام رام نگاهت
تا دلبر طناز پرے روے تو باشم
صدبار ز عشقت بڪنم توبہ اگر، باز
تا جان بہ تنم هست ثناگوے تو باشم
اے ڪاش بیایے، بشود خانہ ام آباد
تقدیر قشنگے ست ڪہ پهلوے تو باشم
دیوانہ و مستم من از آن فتنہ ے چشمت
تا صبح قیامت ڪہ غزل گوے تو باشم
شیرین من از دیدہ تو پنهان بشوے گر
فرهادصفت من بہ تڪاپوے تو باشم
من زادہ شدم تا ڪہ بہ دورِ تو بگردم
تو قبلہ ے عشقیّ ،وَ بہ دل سوے تو باشم...
#مهنازنجفی