This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
غزل شدی که نوشتن بهانهام باشد
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همینکه هستی و هستم،برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همینکه هستی و هستم،برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم ڪَشٺهِ
بهِ رخسارٺ ڪَرفٺار
بیا بَر مَن بِٺاب ماهِ شبِ ٺار
ٺویی درمانِ دردِ قلبِ بیمار
سَر و جانَم فَدایَٺ نازنین یار.......
#فروغی_اینه_ده
بهِ رخسارٺ ڪَرفٺار
بیا بَر مَن بِٺاب ماهِ شبِ ٺار
ٺویی درمانِ دردِ قلبِ بیمار
سَر و جانَم فَدایَٺ نازنین یار.......
#فروغی_اینه_ده
دیگر بـه شانـه های تو خو کرده ام، مرو
دل در کمنـدِ حلقـه ی مـو کـرده ام مرو
نقـدِ جـوانـی و مـن و یک عمـر انتظار!
ایـن عطـر را ز کوی تـو بـو کرده ام، مرو
بـا کولـه بارِ غم بـه سفرهای دور دست
تـن داده و بـه سوی تـو رو کرده ام مرو
قامت بـه روی قبله ی عشقِ تو بسته ام
با اشکِ چشمِ خویش وضو کرده ام مرو
گویـا بها و قیمتِ عشق است خونِ دل
چون باده خونِ دل به سبو کرده ام، مرو
#کمال_پیری
دل در کمنـدِ حلقـه ی مـو کـرده ام مرو
نقـدِ جـوانـی و مـن و یک عمـر انتظار!
ایـن عطـر را ز کوی تـو بـو کرده ام، مرو
بـا کولـه بارِ غم بـه سفرهای دور دست
تـن داده و بـه سوی تـو رو کرده ام مرو
قامت بـه روی قبله ی عشقِ تو بسته ام
با اشکِ چشمِ خویش وضو کرده ام مرو
گویـا بها و قیمتِ عشق است خونِ دل
چون باده خونِ دل به سبو کرده ام، مرو
#کمال_پیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون شمع هر شب تا سحر بيدار ماندم
ياد از پريشان روزى ِ پروانه كردم
با خاطرى آشفته و حالى پريشان
هر شب خيال گيسويت را شانه كردم
#مهدی_اخوان_ثالث
ياد از پريشان روزى ِ پروانه كردم
با خاطرى آشفته و حالى پريشان
هر شب خيال گيسويت را شانه كردم
#مهدی_اخوان_ثالث
ای تو برجسته ترین نقش به دیواره ی قلبم
نفسم بسته به جانت که تویی چاره ی قلبم
تو نبودی که ببینی جگرم سوخت ز هجران
تو نماندی که بگویم به تو در باره ی قلبم
به هوایت دل و جانم همه شب در تب و ماتم
چه کنم دست خودم نیست تویی پاره ی قلبم
همه جا فکر و خیالت به سرم هست و ندانی
که من آواره ی این عشقم و آواره ی قلبم
تو نوای خوش عشقی ٬ ز تو خوش تر نشنیدم
شده آهنگ فراقت غمِ همواره ی قلبم
به تو وابسته شدن بود اگر جرم و گناهی
غم هجران تو جانا شده کفاره ی قلبم
#یکتاعرفانی
نفسم بسته به جانت که تویی چاره ی قلبم
تو نبودی که ببینی جگرم سوخت ز هجران
تو نماندی که بگویم به تو در باره ی قلبم
به هوایت دل و جانم همه شب در تب و ماتم
چه کنم دست خودم نیست تویی پاره ی قلبم
همه جا فکر و خیالت به سرم هست و ندانی
که من آواره ی این عشقم و آواره ی قلبم
تو نوای خوش عشقی ٬ ز تو خوش تر نشنیدم
شده آهنگ فراقت غمِ همواره ی قلبم
به تو وابسته شدن بود اگر جرم و گناهی
غم هجران تو جانا شده کفاره ی قلبم
#یکتاعرفانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای ضعف، ز جسمِ لاغرم نگذشتی
و ای ناله، ز چاکِ جگرم نگذشتی
عمریست گدازِ دل به دامن دارم
ای گریه، تو نیز از سرم نگذشتی
#بیدل_دهلوی
و ای ناله، ز چاکِ جگرم نگذشتی
عمریست گدازِ دل به دامن دارم
ای گریه، تو نیز از سرم نگذشتی
#بیدل_دهلوی
دفتری آورده ام از جان و دل وصفت کنم
گر قلم یاری کند سلطانِ دل وصفت کنم
واژه ها جاری شده از نوک خامه آتشین
تا به توصیف تو ای جانان دل وصفت کنم
تا قلم گیرم به دستم ذهن غوغا می کند
بسکه شیدای توام سامانِ دل وصفت کنم
هر کلامی من نویسم وصف چشمان گلت
میشوممست از شمیمش خان دل وصفت کنم
یادی از من کن دل بی طاقتم عاصی شده
چونکه میخواهد تو را ریحان دل وصفت کنم
مه لقا مه پاره ای که نور چشمان منی
جان به راهت میدهم دلبان دل وصفت کنم
چون پَر کاهی بر آبم، آبم از سر رد شده
باز می خواهم ز نو مرجان دل وصفت کنم
زندگانی پوچ و بی معناست بی تو نازلو
خواهشن با من بمان مهمان دل وصفت کنم
عاشقم من آنچنان میخواهمت از عمق جان
تا به اشعارم در این دیوان دل وصفت کنم
#کریمزاده
گر قلم یاری کند سلطانِ دل وصفت کنم
واژه ها جاری شده از نوک خامه آتشین
تا به توصیف تو ای جانان دل وصفت کنم
تا قلم گیرم به دستم ذهن غوغا می کند
بسکه شیدای توام سامانِ دل وصفت کنم
هر کلامی من نویسم وصف چشمان گلت
میشوممست از شمیمش خان دل وصفت کنم
یادی از من کن دل بی طاقتم عاصی شده
چونکه میخواهد تو را ریحان دل وصفت کنم
مه لقا مه پاره ای که نور چشمان منی
جان به راهت میدهم دلبان دل وصفت کنم
چون پَر کاهی بر آبم، آبم از سر رد شده
باز می خواهم ز نو مرجان دل وصفت کنم
زندگانی پوچ و بی معناست بی تو نازلو
خواهشن با من بمان مهمان دل وصفت کنم
عاشقم من آنچنان میخواهمت از عمق جان
تا به اشعارم در این دیوان دل وصفت کنم
#کریمزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست دارم تا کنم رویت زیارت بیشتر
لای گیسوی تو باشم در اسارت بیشتر
غنچه ی لبهات گر چه بوسه بارانم کند
می شوم درگیر چشمان خمارت بیشتر
#حسین_جعفری
لای گیسوی تو باشم در اسارت بیشتر
غنچه ی لبهات گر چه بوسه بارانم کند
می شوم درگیر چشمان خمارت بیشتر
#حسین_جعفری
گفتم که موجی سرکشم گفتی که دریا مال تو
گفتم که خوابی مبهمم گفتی که رویا مال تو
گفتم ندارم شاخه ای در باغ سبز آرزو
گفتی گلستان می شوم، ریحان و مینا مال تو
گفتم شقایق میشوم تا خانه در خاکت کنم
گفتی که دشتت میشوم آغوش صحرا مال تو
گفتم که مهتابی نشد در آسمانم جلوه گر
گفتی که ماهت میشوم، طاق ثریا مال تو
گفتم که زندانی شدم در دست شبهای سیاه
گفتی که صبح روشنم، دستان فردا مال تو
گفتم که بی کاشانه ام، راهم بده بر قلب خود
گفتی که قلبم کوچک است، پس کُل دنیا مال تو
#مریم_حاج_علیان
گفتم که خوابی مبهمم گفتی که رویا مال تو
گفتم ندارم شاخه ای در باغ سبز آرزو
گفتی گلستان می شوم، ریحان و مینا مال تو
گفتم شقایق میشوم تا خانه در خاکت کنم
گفتی که دشتت میشوم آغوش صحرا مال تو
گفتم که مهتابی نشد در آسمانم جلوه گر
گفتی که ماهت میشوم، طاق ثریا مال تو
گفتم که زندانی شدم در دست شبهای سیاه
گفتی که صبح روشنم، دستان فردا مال تو
گفتم که بی کاشانه ام، راهم بده بر قلب خود
گفتی که قلبم کوچک است، پس کُل دنیا مال تو
#مریم_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینه ام این روزها بوی شقایق میدهد
داغ از نوعی که من دیدم تو را دق میدهد
او که اخمت را گرفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق میدهد
#کاظم_بهمنی
داغ از نوعی که من دیدم تو را دق میدهد
او که اخمت را گرفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق میدهد
#کاظم_بهمنی
یک بار بگذر با نگاهی از کنارم
تا شعر را در دفترم از سر بگیرم
جنس نفسهات از گل سرخ است، باید
از آن، گلابی چون گل قمصر بگیرم
با هر ترنم مست می داری دلم را
تصمیم دارم از لبت ساغر بگیرم
با نور ماهت برکه ام را نقره ای کن
تا بار دیگر رنگ نیلوفر بگیرم
در سرزمین قلب تو پا می نهم تا
با فتح آن احساس اسکندر بگیرم
تبنامه هایم را بخوان، بارانی ام کن
وقت است جانی این دَم آخر بگیرم
#مهناز_محمودی
تا شعر را در دفترم از سر بگیرم
جنس نفسهات از گل سرخ است، باید
از آن، گلابی چون گل قمصر بگیرم
با هر ترنم مست می داری دلم را
تصمیم دارم از لبت ساغر بگیرم
با نور ماهت برکه ام را نقره ای کن
تا بار دیگر رنگ نیلوفر بگیرم
در سرزمین قلب تو پا می نهم تا
با فتح آن احساس اسکندر بگیرم
تبنامه هایم را بخوان، بارانی ام کن
وقت است جانی این دَم آخر بگیرم
#مهناز_محمودی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـوبـه کـردم کـه قلم دسـت نگیرم!! اما
هاتفی گفت: کـه این بیت شنیدن دارد!
و خداخواست کـه یعقوب نبیند یک عمر
شهــرِ بـی یـار مگـر ارزشِ دیـدن دارد.؟
#استاد_شهریار
هاتفی گفت: کـه این بیت شنیدن دارد!
و خداخواست کـه یعقوب نبیند یک عمر
شهــرِ بـی یـار مگـر ارزشِ دیـدن دارد.؟
#استاد_شهریار