‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت
سیلاب محبتم ز دامن بگذشت

دستی به دلم فرو کن ای یار عزیز
تا تیر ببینی که ز جوشن بگذشت

#سعدی
از نگاه روی تو، دل سیر می‌گردد مگر
آخر آدم با تو باشد، پیر می‌گردد مگر
‌‌
با نگاهی قلب من را کرده‌ای مالِ خودت
شهر با یک حمله‌ای تسخیر می‌گردد مگر

لحظه‌ی دیدارِ عکست نیز خشکم میزند
بی طناب، این دست و پا زنجیر می‌گردد مگر

عاشقم باشی نباشی، سرد باشی یا که گرم
حس عاشق لحظه‌ای تغییر می‌گردد مگر

در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است
آتش دل با سخن تعبیر می‌گردد مگر..

#محمد علی بهمنی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا ببر به سڪوتے ڪه دنج و آرام است
مرا ببر به جهانے ڪه بے سرانجام است

مرا ببر به خیالات و قصه‌هاے محال
به یک جزیره‌ے تنها ڪه غرق ابهام است...

#نرگس_صرافیان_طوفان‌
یک دل غرق جنون با چشم گریان میخری؟
منزوی، متروک، از عالم گریزان میخری؟

بنده ی احساسم و در بند عشق و عاطفه
بَرده ای لبریز رنج و درد و حرمان میخری؟

یک کتاب نانوشته از غزلهای فراق
غصّه ها دارد دلم پیدا و پنهان میخری؟

سر شود از تن جدا یا جان رود از پیکرم
پایبندم پایبند عهد، پیمان میخری؟

همدم بی هم زبانان! یک بغل آغوش، که
دردهای بیکسی را داده پایان میخری؟

فتنه ها کرده «زلیخا مسلکی» در کار عشق
یوسفانه رنج و تهمتْ کنج زندان میخری؟

نوش داروی نگاهت مرهم زخم من است
زخمهای بی مداوای فراوان میخری؟

#حامد_بیدل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفتَم از ســوے تو آسوده مَـرا راهے ڪُن
گاه بایَــد ڪه یڪے قِــیدِ خـودَش را بزَنَد

مثلِ بَــرفے ڪه پَــس از آمَــدَن تابِسـتان
ناگُــزیر است دِل از قُلّه و ڪوهَـش بڪَنَد

#شاهین_پورعلی_اڪبر
گفتمت دل را به من بسپار بعدش پای من
دسـت از عاقل‌شدن بردار ، بعدش پای من

خـواستـم  بـا مـن بمـانـی ، باعـثِ آرامشم
غصه‌ها را گـوشه ای بگذار بعدش پای من

دست توی دست من بگذار از غم رد شویم
دل بکـن از  دولـت اغیـار ، بعـدش پای من

دست ما کوتاه  و خرمایِ  رهایی بر نخیل
قد بکش روی همین دیوار بعـدش پای من

از حسودانِ  ، جنـایتکـارِ ایـن وادی  نترس
حرف حقـت را بزن هر بار ، بعدش پای من

مـن ! جـلـودار  سپــاه  عـاشـقــانـم ، تـا ابد
امـر کـن زیبـایِ فرمانـدار ، بعـدش پای من

تا قیـامـت در رکـابـت پشت در پشت توام
دل به این آشفتگـی نسپار ، بعدش پای من

#امیر_اخوان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو می‌گویے برو قسمت نخواهد شد
ڪه دست ما به دست هم رسد روزے

ولے من مانده ام اینجا ڪنار ڪوچه پاییز
منم آن عاشقت جانا همان دلدار دیروزی

#ایمان_امینے
هزار درد مرا عاشقانه درمان باش
هزار راه مرا ای یگانه پایان باش

برای آنکه نگویند جسته‌ایم و نبود
تو آن که جسته و پیداش کرده‌ام آن باش

دوباره زنده کن این خسته‌ی خزان زده را
حلول کن به تنم، جان ببخش و جانان باش

کویر تشنه‌ی عشقم، تداوم عطشم
دگر بس است، ز باران مگوی، باران باش

دوباره سبز کن این شاخه‌ی خزان زده را
دوباره در تن من  روحِ نوبهاران باش

بدین صدای حزین، وین نوای آهنگین
به باغ خسته‌ی عشقم، هزاردستان باش

#حسین منزوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر یاد تو جرم است غمی نیست که عشق است
جرمی که نوشتند به پای همه‌ی ما

در آتش عشق تو اگر مست نسوزیم
سوزانده شدن باد سزای همه‌ی ما

#فاضل_نظری
اے که بر برکه ے دل ماه رخت داده جلا
مهرت افتاده به دل یڪ شبه از دست قضا

بوده آن چشم فریباے تو از روز ازل
مطلعِ شعرو غزل هاے دلِ عاشق ما

بودم آشفته ودلسرد ز آشوب جهان
باتو شد قلب پَریشم پُرِ از صلح و صفا

حسرتِ ماه رخت مانده به جان ودل من
باز از پرده برون آ و ، کمی رخ بنما

یادت آرامش این قلب پریشان من است
خاطرت جلوه ے مهر است برایم صنما

چه دعاها که نکردم به هوایت همه شب
بکندقسمت من وصل تو را بلکه خدا

عاشقی گرچه بگویند پر از دام بلاست
هرچه از دوست رسد نوش دلم گرچه بلا

#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پُر می شوم از میل جنایات و مکافات
هر وقت دو تا عاشق دلداده ببینم

من بغض فرو می خورم و جای تو خالیست
هر جا که دو تا صندلی ساده ببینم

#احسان_افشاری
هر نقش که دیدم به جهان خوشتر از انے ..
تو عشق ترین عشق ترین عشق جهانے ،

باتو چه بگویم ؟ همه عالم چو بهشت است ...
لیکن چه کنم ...اے گل من ،  راز نهانے ،

صد باغ کمالی  وُ دوصد باده و جامے ،
آفاق جهانے وُ ، ... چنینے وُ چنانے ،

ما رقص کنان بر دل ان دام فتادیم ..
از ما مطلب عقل ، مبادا برهانے ،

خرم که شبے مست کنارم بنیشینے ،
گاهے ز لبت بوسه ستانم ، تو ندانے ،

#راحم_تبریزے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دلخوشم به سوختن و دوست داشتن
با خون دل حکایت حرمان نگاشتن

عاشق نگشته ای و ندانی چه عالمی است
از دست دوست سر به بیابان گذاشتن

#فریدون_مشیری
نبض اشعارم درون حلقہ چشمان توست
موپریشان ڪن غزل آمادہ فرمان توست

واژہ واژہ میچڪد از شعرهایم نام تو
گویاامشب غزل هم تشنہ باران توست

نام زیبایت درون شعر غوغا میڪند
جملہ هاسردرگمندولحظہ طوفان توست

ترجمان واژه‌هایم پشت پلڪت مانده‌اند
پایه‌هاےشعرمن برپایہ وارڪان توست

باتڪاپویےقلم برروےڪاغذ جارےاست
دفترم میخنددوامشب قلم رقصان توست

ازلبت تا مینویسم شعر لب وا میڪند
وزن اشعارم نمادےازلب خندان توست

گیسوانت را بہ روےشانه‌هاےشب بریز
تاببینم رنگ شب ازطره‌ےافشان توست

طرح سیمایت اگردرآسمان پیدا شود
ماہ پنهان میشود،چون آسمان ازآن توست...

#فاضل_نظری