عشق را لحظهی خندیدن تو فهمیدم
در نگاه تو خوشیهای جهان را دیدم
صبح من خوبترین حادثهی دنیا شد
تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم
#پدیدهاحمدی
در نگاه تو خوشیهای جهان را دیدم
صبح من خوبترین حادثهی دنیا شد
تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم
#پدیدهاحمدی
غزل شدی که نوشتن بهانهام باشد
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همین که هستی و هستم، برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همین که هستی و هستم، برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من همانم که به گیسوی تووابسته ترم
عاشقی خسته به ابروی تو وابسته ترم
ماه اگر رخ ننماید، چه غمی دارم من ؟
من که بر آن رُخ مه روی تو وابسته ترم
#سیدمحمود عبادی
عاشقی خسته به ابروی تو وابسته ترم
ماه اگر رخ ننماید، چه غمی دارم من ؟
من که بر آن رُخ مه روی تو وابسته ترم
#سیدمحمود عبادی
تو میخندے و دنیایم چـراغان میشود باعشق
تمام بیڪسے هایم ڪہ جبـران میشود باعشق
چہ میدانے از احوالم در اوقاتے ڪہ دلتنگم
براے دیدنت میلم دو چندان میشود با عشق
نبـاشے لشگر غمها مـرا بیـچارہ خـواهد ڪرد
ولے با بودنت غصہ گریزان میشود باعشق
پر از زخمم پر از حسرت بہ دل اما یقین دارم
تمام دردهاے من ڪہ درمان میشود با عشق
و نم نم مهربــانے را ببــار اے مهربان بر من
ڪویر خشڪ این سینہ گلستان میشود باعشق
در این دنیاے بے مهرے تویے سنگ صبور من
بگذراز ڪوچہ غمها چہ آسان میشود با عشق
#جوادالماسی
تمام بیڪسے هایم ڪہ جبـران میشود باعشق
چہ میدانے از احوالم در اوقاتے ڪہ دلتنگم
براے دیدنت میلم دو چندان میشود با عشق
نبـاشے لشگر غمها مـرا بیـچارہ خـواهد ڪرد
ولے با بودنت غصہ گریزان میشود باعشق
پر از زخمم پر از حسرت بہ دل اما یقین دارم
تمام دردهاے من ڪہ درمان میشود با عشق
و نم نم مهربــانے را ببــار اے مهربان بر من
ڪویر خشڪ این سینہ گلستان میشود باعشق
در این دنیاے بے مهرے تویے سنگ صبور من
بگذراز ڪوچہ غمها چہ آسان میشود با عشق
#جوادالماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سرم نیست دگر غیر تـــو رویای کسی
منکه هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل مـن جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
#مجید_احمدی
منکه هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل مـن جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
#مجید_احمدی
باید مداوایم کنی با چشمهایت
یکباره شیدایم کنی با چشمهایت
بانوی من! آشفته کن دائم دلم را
ای کاش رسوایم کنی با چشمهایت
امواج عشقت را به این ساحل بیاور
تا غرق دریایم کنی با چشمهایت
باید که با عشقت خیالم را بسازی
تا گیجِ رویایم کنی با چشمهایت
در فصل عشقت کاش میشد بار دیگر
بی سوز و سرمایم کنی با چشمهایت
#مهدی_ملکی
یکباره شیدایم کنی با چشمهایت
بانوی من! آشفته کن دائم دلم را
ای کاش رسوایم کنی با چشمهایت
امواج عشقت را به این ساحل بیاور
تا غرق دریایم کنی با چشمهایت
باید که با عشقت خیالم را بسازی
تا گیجِ رویایم کنی با چشمهایت
در فصل عشقت کاش میشد بار دیگر
بی سوز و سرمایم کنی با چشمهایت
#مهدی_ملکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غم، خیمه زده، به پشتِ درهای دلم
شد ، نالۂ نِی ، روز و شب آوای دلم
خواهم که شَوَم سوار،بر رَخشِ قلم
افسوس، رَمَق نمانده در پای دلم
#حسن_قربانی_گل
شد ، نالۂ نِی ، روز و شب آوای دلم
خواهم که شَوَم سوار،بر رَخشِ قلم
افسوس، رَمَق نمانده در پای دلم
#حسن_قربانی_گل
خود خبر داری دلم آواره و حیران توست؟
جان من باشی اگر،تا پای جان،خواهان توست
گر نمیدانی بدان این بَرده با میلِ خودش
بی غُل و زنجیرهم درگوشه ی زندان توست
مثل آن گنجشگکِ آواره و بی سرپناه
آرزویش لانه ای در سایه ی مژگان توست
گرکه بگشایی به رویش قلب خودرا تا اَبد
گوشه ای ازقلب تو لایق ترین مهمان توست
جان نثارِ دوست کردن،خوب می داند ولی...
همچنان در انتظار دادن فرمان توست
#رهی_معیری
جان من باشی اگر،تا پای جان،خواهان توست
گر نمیدانی بدان این بَرده با میلِ خودش
بی غُل و زنجیرهم درگوشه ی زندان توست
مثل آن گنجشگکِ آواره و بی سرپناه
آرزویش لانه ای در سایه ی مژگان توست
گرکه بگشایی به رویش قلب خودرا تا اَبد
گوشه ای ازقلب تو لایق ترین مهمان توست
جان نثارِ دوست کردن،خوب می داند ولی...
همچنان در انتظار دادن فرمان توست
#رهی_معیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار عمر چو باد بهار میگذرد
به کار باش که هنگام کار میگذرد
هزار صید نشاط است در کمین گه عمر
مرو به خواب که چندین شکار میگذرد
#کاتبی_نیشابوری
به کار باش که هنگام کار میگذرد
هزار صید نشاط است در کمین گه عمر
مرو به خواب که چندین شکار میگذرد
#کاتبی_نیشابوری
زندگی شعریست، شعری از دو چشمانت عزیز
یک تبسم از نگاهت توی فنجانم بریز
من که هستم در به در دنبال چشمت هر غزل
می گذارم باز گلدانی به یادت روی میز
نیستی اینجا، خیال عاشقم دلتنگ توست
می شمارد روزهای غیبتت را شعر نیز
استکانی چای مهمانم بمان در دفترم
تا کنم دل را به پای گامهایت ریز ریز
عاقبت یکروز دستانم به دستت می رسد
با تو درمان می شود این شعرهای زخم خیز
می نویسم روی پیشانی ی اشعارم تو را
زندگی شعریست شعری ازدو چشمانت عزیز
#رحمت اله کاظمی
یک تبسم از نگاهت توی فنجانم بریز
من که هستم در به در دنبال چشمت هر غزل
می گذارم باز گلدانی به یادت روی میز
نیستی اینجا، خیال عاشقم دلتنگ توست
می شمارد روزهای غیبتت را شعر نیز
استکانی چای مهمانم بمان در دفترم
تا کنم دل را به پای گامهایت ریز ریز
عاقبت یکروز دستانم به دستت می رسد
با تو درمان می شود این شعرهای زخم خیز
می نویسم روی پیشانی ی اشعارم تو را
زندگی شعریست شعری ازدو چشمانت عزیز
#رحمت اله کاظمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تـو حتی گذر از عـرضِ خیابان سخت است
دل سپردن به کسی جزتو به قرآن سخت است
مانده ام در تـهِ ایـن کـوچـه، بـدونِ تـو و چتر
این چنین رد شدن از شُرشُرِ باران سخت است
#عباس_موسوی
دل سپردن به کسی جزتو به قرآن سخت است
مانده ام در تـهِ ایـن کـوچـه، بـدونِ تـو و چتر
این چنین رد شدن از شُرشُرِ باران سخت است
#عباس_موسوی
تا تورا دیدم صدای قلب من تغییر کرد
کاش میشد قلبها را هم کمی تعمیر کرد
حرف قلبم را قلم با دوستت دارم نوشت
سوزن خودکار، رویِ از تو گفتن گیر کرد
آب شد دل بعد دیدارت و بعدش ناگهان
داغی لبها و لبخندت مرا تبخیر کرد
جنس آغوشت بهشت و دستها اردیبهشت
سردی دست مرا اردیبهشتت تیر کرد
هفت سالی هست هر شب خواب میبینم تو را
کاش میشد لااقل یک شب تو را تعبیر کرد
#ارس_آرامی
کاش میشد قلبها را هم کمی تعمیر کرد
حرف قلبم را قلم با دوستت دارم نوشت
سوزن خودکار، رویِ از تو گفتن گیر کرد
آب شد دل بعد دیدارت و بعدش ناگهان
داغی لبها و لبخندت مرا تبخیر کرد
جنس آغوشت بهشت و دستها اردیبهشت
سردی دست مرا اردیبهشتت تیر کرد
هفت سالی هست هر شب خواب میبینم تو را
کاش میشد لااقل یک شب تو را تعبیر کرد
#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار شبی مست و غزلخوان تو باشیم ،
مخمور ِمی و مست ز چشمان تو باشیم ،
از عشق تو اواره ی دهرم خبرت نیست ،
بگذار شبی سر به گریبان تو باشیم ،
از شوق تو ان شب نشناسیم ، سر از پا ،
دیوانه شویم بی سر و سامان تو باشیم ،
صبحی مطلب شب نشود آخِر و پایان ،
تا روز ابد حاجب و دربان تو باشیم ،
دیریست که همسفره ی اندوه و فراقیم ،
بگذار شبی سیر ز احسان تو باشیم ،
زنجیر بزن گردن ما مست بگردان ،
غم نیست که دیوانه رقصان تو باشیم ،
با خلق مگو با دل شوریده چه کردی ،
کو خوشتر از این حال ، پریشان تو باشیم ،
دیوانه کن و مست ، ز خود بی خبرم کن ،
از آنِ خودم نه ، همه از آن تو باشیم ،
ای ماهترینم نفسی همدم ما باش ،
چون ابر بهاران همه باران تو باشیم
از فرش مرا بردی و بر عرش نشاندی ،
بگذار شبی همدم پنهان تو باشیم ،
#راحم تبریزی
مخمور ِمی و مست ز چشمان تو باشیم ،
از عشق تو اواره ی دهرم خبرت نیست ،
بگذار شبی سر به گریبان تو باشیم ،
از شوق تو ان شب نشناسیم ، سر از پا ،
دیوانه شویم بی سر و سامان تو باشیم ،
صبحی مطلب شب نشود آخِر و پایان ،
تا روز ابد حاجب و دربان تو باشیم ،
دیریست که همسفره ی اندوه و فراقیم ،
بگذار شبی سیر ز احسان تو باشیم ،
زنجیر بزن گردن ما مست بگردان ،
غم نیست که دیوانه رقصان تو باشیم ،
با خلق مگو با دل شوریده چه کردی ،
کو خوشتر از این حال ، پریشان تو باشیم ،
دیوانه کن و مست ، ز خود بی خبرم کن ،
از آنِ خودم نه ، همه از آن تو باشیم ،
ای ماهترینم نفسی همدم ما باش ،
چون ابر بهاران همه باران تو باشیم
از فرش مرا بردی و بر عرش نشاندی ،
بگذار شبی همدم پنهان تو باشیم ،
#راحم تبریزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM