‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
جهان به جان تو جان من و جهان منی
من از جهان به تو دلبسته‌ام که جان منی

جهان من همه تاریکی و تباهی بود
تو را چه شد که بدین روشنی جهان منی؟

به بام کلبهٔ من بوم می‌نشست و کنون
تو ای همای سعادت هم‌آشیان منی!

#شهریار
چہ بے بهانہ آمدے بہ خلوت شبانہ ام
برایم آرزو شدے بهار عاشقانہ ام

نسیم ڪوچہ دلم گرفتہ رنگ وبوے تو
تجسم ترانہ ایے بہ ذوق شاعرانہ ام

توآمدے رقم زدے بہ سر نوشت من بیا
بیا نرو مسافرم تڪیہ بدہ بہ شانہ ام

نباشہ رنگ وبوے تو.تهے تر از تهے منم
نمادے از نجابتے وذڪر عارفانہ ام

بہ سوے تو نماز من تو دیدہ ایے نیاز من
بتے شدے براے من بہ عصر جاهلانہ ام

پرستمت بہ جان ودل بہ قیمت شڪستنم
جواهرے بہ قلب من وگوهر خزانہ ام

نفس نفس بریدہ ام ڪہ هم نفس ندیدہ ام
دوبارہ زندہ میشوم بہ سوے تو روانہ ام...

#لاادری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بندِ توام عاشق دربند چه زیباست
با بوسه به لبهای تو پیوند چه زیباست

چشمانِ توگیراست لبت غنچه یِ نازاست
این خلقت بی نقصِ خداوند چه زیباست

#سید_اکبر_طباطبایی،
یار باشد ماه باشد آسمان مهتاب باشد
در دل شوریده من شعر بکرو ناب باشد

باد باشد آن گل یاسی که دادی باز باشد
تار باشد در کنارت قند در دل آب باشد

آن دو چشمت مست باشد مثل گلهای بهاری
عکس تو درسینه ءمن عکس من در قاب باشد

کاش گاهی در بهار بی خزان زندگی
سر به زانویت گذارم قلب من بی تاب باشد

کاش یک شب مست گردم تنگ درآغوش تو
آسمان تاریک باشد هم خدا در خواب باشد..

#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرهایم مالِ تو این اوجِ احسانِ من است
شعرِمن قیمت نداردقیمتش جانِ من است

بـا خیـالِ مهـربـانت ، قصـه هـا دارد دلـم
درهوایت جانسپردن شرحِ عرفانِ من است

#محسن_نظری
آمدم، تا بنشینے و بجوشم، با تو
تشنہ هستم نفسے عشق بنوشم، باتو

پیرهن در خور زیبایے تو هرگز نیست
باش تا پیرهن از شعر بپوشم، با تو

شهرخالے شدہ ازعاشق و من آمدہ ام
مست شعروغزل امشب بخروشم باتو

پیش تو میگذرم ازهمہ بنشین و ببین
لحظہ اے را بہ جهانے نفروشم، با تو

آسمان بار امانت نتوانست، ولی
ڪوہ را میڪشم امروز بہ دوشم، با تو

از تو امروز قنارے! غزلے میخواهم
غزلے زمزمہ ڪن من همہ گوشم، با تو

بعد عمرے ڪہ رسیدم بہ توبنشین نفسم
هرچہ در بزم نصیبم شدہ، نوشم با تو...

#اڪبر_آزاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسترن با عطــــر موهایت هوایی می‌شود
یاسمن ســــر درگم این دل ربایی می‌شود

معجزه در شعر من از دیدن چشمان توست
شك نکن‌با دیدنت موسی، عصایی می‌شود 

#مهران_محتشم
ڪوچہ باران است، امشب را بمان!
دل پریشان است، امشب را بمان!

این حوالے چشم هاے آسمان
ابرِ گریان است، امشب را بمان!

جادہ مہ آلود و بے تو پاے عشق
سخت لرزان است، امشب را بمان!

این هواے سُربیِ مَغموم باز
فڪرِ بوران است، امشب را بمان!

باز توفانے بہ پا شد در دلم
دل ڪہ ویران است، امشب را بمان!

چار فصلِ خاطراتِ ڪوچہ باغ
برگ ریزان است، امشب را بمان!

نم نمِ باران و این فنجانِ چای
سهمِ ایوان است، امشب را بمان!

سوزِ سردے مے وزد در خاطرم
ماهِ آبان است، امشب را بمان....!

#مهری_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمان درشعر من زیبا که من از تو غزل ریزم
بیا در مخمل مویت هزاران واژه آویزم

تو عطر تازه ی یاسی رها در باغ احساسی
بدون تو چو برگی زرد میان فصل پاییزم

#رضا_رضایی
باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟
عاشق دیوانه‌ات چشم‌انتظار چشم توست

اختیار قلب من دیگر ز دستم رفته‌است
از زمان دیدنت، در اختیار چشم توست

شک ندارم دور چشمان تو می‌گردد زمین
گردش زیبای دنیا بر مدار چشم توست

من تصوّر می‌کنم گاهی تو در آیینه‌ای
این خیالاتی‌شدن‌ها یادگار چشم توست!

ناز چشمان تو، خالق را به وجد آورده‌است
خالق زیبای عالم هم دچار چشم توست

طبعِ شعرم با کس دیگر نمی‌سازد، ولی
تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست

می‌کُشی پیوسته با چشمان زیبایت مرا
قتل‌های ساکت و آرام، کار چشم توست!

ادّعای دلبری هر کس که دارد باطل است
دلبری کردن فقط در انحصار چشم توست

لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی
سال‌ها دیوان شعرم شرمسار چشم توست

واژه‌ها را از حروف چشم‌هایت چیده‌ام
دلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...

#سید احمد حسینیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر ندارم دل زمهرت دلبرا تا زنده ام

ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام

مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل

نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام

َ#سنایی
شهرِ چشمانِ تو دیوانہ فراوان دارد
دلِ من در غمِ تو ، حسرتِ باران دارد

عطرت از دور ڪہ پاشیدہ ، مرا میخواهد
مردہ باشم تو بیایے ،  دلِ من جان دارد

آنڪہ غافل شدہ از عشق تو ڪافر یاشد
عاشقِ چشمِ تو سربازِ مسلمان دارد

هر ڪہ با عشق تو پیوند خورَد ، میفهمد
زندگے حسِ قشنگیست ڪہ جریان دارد

سایه‌ات بر سرم افتاد ، دلم عاشق شد
مطمئنم ڪہ رسیدن بہ تو امڪان دارد

لبِ خندانِ تو ، آیینه‌یِ تقدیرِ منست
بوسه‌اے مست ، ڪہ لبهایِ تو پنهان دارد

گاهگاهے بہ خیالِ تو غزل میگویم
خاطرِ شعر من اشعارِ پریشان دارد

دوستت دارم و عاشق شده‌ام ، میدانے !
درد بسیار ، ولے عشقِ تو درمان دارد...

#غزل_دفتري
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق را لحظه‌ی خندیدن تو فهمیدم

در نگاه تو خوشی‌های جهان را دیدم

صبح من خوبترین حادثه‌ی دنیا شد

تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم

#پدیده‌احمدی
غزل شدی که نوشتن بهانه‌ام باشد
شبی و نصفه‌شبی، عشق، شانه‌ام باشد

نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانه‌ام باشد

از عشق، نیمه‌ی ویرانه‌ای به جا مانده‌ست
نشد که کنج دلت مثل خانه‌ام باشد

شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانه‌ام باشد

چقدر خسته‌ام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانه‌ام باشد

همین که هستی و هستم، برای من کافی‌ست
که شوق سر بزند، عاشقانه‌ام باشد

#هما_توکلی_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM