‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟

بوی مُشکیم، محال است که رسوا نشویم

عشق ما را پیِ کاری به جهان آورده است

ادب این است که مشغولِ تماشا نشویم

#صائب_تبریزی
امشب حریـمِ ِ پنجره را بـاز می کنم
شب را کنـارِ عکسِ تـو آغاز می کنم

امشب تمامِ ِحرفِ دلـم را یکی یکی
بر شیشه های پنجره ابـراز می کنم

امشب فضاۍخانه پُر از بغض میشود
بغضی کـه در درونِ دلم راز می کنم

آوای تنـدِ ریزشِ ِقلبم شنیدنی ست
با اینکه کوک نیست ولۍساز میکنم

رویای هر شبم شده تصویرِ چشمِ تو
دارم به سمتِ چشمِ تو پرواز میکنم

احساس میکنم که شدی پاره ی تنم
حسی که در وجودِ خود احراز میکنم

در لا به لای خاطره ها پرسه می زنم
با ایـن بهـانه بغضِ گلو باز می کنم

حتی بـرای دلخـوشی ام در نبودِ تو
گاهی خودم برای خودم ناز می کنم

#مسعود محمد پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

#خیام
امشب دوباره از غـمِ غربت، قلم  زدم
بانغمه ی سکوت از این غصه دم زدم

هر شب بـه یـادِ صبحِ وصالِ نگاهِ تو
در کـوچه باغِ خاطره هایت قدم زدم

با هر صدای خنده ی تو زنده میشدم
مستانه بر سه تارِ غزل زیـر و بـم زدم

در ساحلِ نگاهِ تـو پهـلو گرفته ، عشق
دل را به موجِ چشمِ تو با این بَلَم زدم

وقتۍکه عاشقت شدم و عاشقم شدی
زیبــاتـرین وقــایعِ دل را ،رقــم  زدم

انــدوهِ روزگار ، امـانـم بُــریده بــود
با لشکـرِ خیـالِ تــو بـر قلبِ غم زدم

#بهــار_راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شده ام"مرگ مجسم"وَ پر از درد رفیق !
به عقب نیم نگاهی کن و برگرد رفیق !

دم عیسایی تو ،چشم پر از خواهش من !
تو سروش سحری وشب من سرد رفیق !

#فقیه
بی‌ تاب و بی‌قـرارِ توأم، پیشِ کس نگو
من زخمِ بی‌شمارِ تـوأم، پیشِ کس نگو

ازاینکه سرنوشتِ منی شهر پُرشده‌ ست
از اینکه من نگارِ تـوأم، پیـشِ کس نگو

دنیـا تمـامِ زنـدگـی‌ ام  را بـه بـاد  داد
بـازنـده‌ی قمـارِ تـوأم ، پیشِ کس نگو

عمری اگر کـه چشم‌ بـه‌ راهِ تـو زیستم!
اکنـون هم انتظارِ توأم، پیشِ کس نگو

آیینـه پُـر شده‌ ست، ز بـود و نبـودنت
پنهـان و آشـکارِ تـوأم ، پیشِ کس نگو

بیـداری‌ ام بـه شوقِ خیـالِ تـو بگـذرد
در خواب هم کنارِ توأم ، پیشِ کس نگو

#مژگان_فرامنش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود
با محنت و درد همنشین خواهد بود

خوش باش که روزگار پیش از من و تو
تا بود چنین بود و چنین خواهد بود

#هلالی_جغتایی
ای تو برقلب من از هرکه سزاوارترین
این منم در ره جانان تو غمخوار ترین

آن لب لعل تو ای دوست چه با من بکند
بی گمان هست پر از رمزو ، پر اسرارترین

گر تو از کوی من دلشده آخر بروی
می شوم از غم هجران تو بیمار ترین

ساحت عشق تو از هرچه که آلوده بَری
این منم بهر وصال تو چه دلدارترین

ای وفا دارترین و ، تو همه مونس جان
می کنم جان به فدای تو

#مجید مصطفوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منم و دفتر شعری که پر از اسرار است
شرح دلتنگی و دیوانگی ام بسیار است

شهر را ناله ی دلتنگی من پر کرده
ناله هایم همه از حسرت یک دیدار است

بند بند بدنم چشم شده ، اما حیف
بین چشمان من و دیده ی او دیوار است

اسماعیل_حاج_علیان
مانده‌ام بی تو کنارِ درد و غم‌های دلم
با نگاه ابری و اندوه و سودای دلم

قطره‌ قطره بی‌امان و سرد روی گونه‌ام
اشک می‌بارم چه مظلومانه در پای دلم

در گلویم بغض‌های مبهمی تاول زده
زخمِ پنهانی گرفته راهِ آوای دلم

بانگ فریادم شکوهِ خلوت غم را شکست‌
ناله‌ها می‌آید از اعماقِ نجوای دلم

نای پروازی نمانده تا به سویت پر کشم
کاش می آمد نگاهت تا تماشای دلم

شعله‌ای بی‌نورم و داغت به جانِ خسته‌ام
شمعِ جان آشفته می‌سوزد ز غوغای دلم

موج طوفانِ غمی آمد مرا درهم شکست
بس که ناآرام شد، آرامِ دریای دلم

میپرم از خواب و رؤیایی که نامش عشق بود
مانده‌ام با ماه و تنهایی و شبهای دلم

#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز چشم مرادم رخ تو سیر ندیده
هوا گرفتی و رفتی ز کف چو مرغ پریده

تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم
که این فرشته برای من از بهشت رسیده

#هوشنگ_ابتهاج
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست
آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم
که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست

آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر
انتظار مددی از کرم باران نیست

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست

این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست 
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
 
رنج دیرینه انسان به مداوا نرسید
علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست
 
صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست

تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد
هر تنک حوصله را طاقت این طوفان نیست
 
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

#هوشنگ_ابتهاج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای عشق مرا سرخوش و مستانه بغل ڪن..
در ک
ڪنج دلت، محڪم و مردانه بغل ڪن..

هر جا ڪه مرا خسته و بی‌حوصله دیدی..
از راه برس، یڪدل و رندانه بغل ڪن..

#نگار_حسینی
با غزل احساس نابت را روایت می کنم
با جنون شعرهایم اشنایت می کنم

جان ندارد ارزشی در راه تو دلدار من !
با دل و جان هر چه دارم را فدایت می کنم

می نشینم روبرویت چشم در چشمان تو
قصه ی دلدادگی ها را حکایت می کنم

دل تو را می خواهد و من هم مطیعش می شوم
تا قیامت از دل و کارش حمایت می کنم

قانعم با بوسه ای شیرین از آن لبهای مست
باهمان یک بوسه اعلام رضایت می کنم

قانعم حتا به آن دلشوره های لعنتی
کمتر از اشفتگی هایش شکایت می کنم

با منِ شبگردِتنها چون شوی همراه و یار
تا نفس در  سینه ام دارم دعایت می کنم

خوب شد شاعر شدم با قلب عاشق پیشه ام
از تو می گویم غزل هر جا هوایت  می کنم

#اسماعیل_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM