در مرام این دل غمگین ما بعد از شما
دلبری از دیـگران عار اسـت باور میکـنی؟
جز به یک لب بعد تو من هر دو لب را دوختم
صبر کن منظور سیگار است ، باور میکنی؟
علی_صاحبکار
دلبری از دیـگران عار اسـت باور میکـنی؟
جز به یک لب بعد تو من هر دو لب را دوختم
صبر کن منظور سیگار است ، باور میکنی؟
علی_صاحبکار
بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
کامی از آن عذار و لب ساده چون کشم
جانی که در ریاضت حاجت تمام سوخت
پیش تو ای مراد خدا داده چون کشم
من عاشقم که باد مرا عیش خوش حرام
می با شکر لبان پریزاده چون کشم
بابافغانی
کامی از آن عذار و لب ساده چون کشم
جانی که در ریاضت حاجت تمام سوخت
پیش تو ای مراد خدا داده چون کشم
من عاشقم که باد مرا عیش خوش حرام
می با شکر لبان پریزاده چون کشم
بابافغانی
سوز دل، اشک روان، آه سحر، ناله شب
این همه از نظر لطف شما میبینم!
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چهها میبینم؟
حافظ
این همه از نظر لطف شما میبینم!
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چهها میبینم؟
حافظ
بہ ڪام دل بدیدم خویشتن را
گرفتم در بر آن سیمین بدن را
بہ دستم داد زلفے ڪز نسیمش
جگر خون گردد آهوے ختن را
ببوسیدم بنا گوشے ڪہ عڪسش
طراوت داد برگ نسترن را
صنوبر قامتے ڪز رشڪ ساقش
بہ گِل درماند پا سرو چمن را
نہ در پهلو ڪہ در چشمش نشاند
اگر چون گل دهد خارے سمن را
جهانے در شڪر گیرد هرآن گه
ڪہ همچون پستہ بگشاید دهن را
چو بنماید سر دندان بہ خنده
بریزد آبرو درِّ عدن را
ز بویش زندہ وا باشد نزاری
بہ خاڪش گر فرستد پیرهن را
اگر بر تربتش روزے نهد دست
بدرّد بر خود از رقّت ڪفن را.....
حڪیم_نزاری_قهستانے
گرفتم در بر آن سیمین بدن را
بہ دستم داد زلفے ڪز نسیمش
جگر خون گردد آهوے ختن را
ببوسیدم بنا گوشے ڪہ عڪسش
طراوت داد برگ نسترن را
صنوبر قامتے ڪز رشڪ ساقش
بہ گِل درماند پا سرو چمن را
نہ در پهلو ڪہ در چشمش نشاند
اگر چون گل دهد خارے سمن را
جهانے در شڪر گیرد هرآن گه
ڪہ همچون پستہ بگشاید دهن را
چو بنماید سر دندان بہ خنده
بریزد آبرو درِّ عدن را
ز بویش زندہ وا باشد نزاری
بہ خاڪش گر فرستد پیرهن را
اگر بر تربتش روزے نهد دست
بدرّد بر خود از رقّت ڪفن را.....
حڪیم_نزاری_قهستانے
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی میکند
زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی میکند
فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت
بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند
فاصل_نظری
زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی میکند
فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت
بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند
فاصل_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به دنیا هر که دیدم با غمی بود
ولی بر دردها هم مرهمی بود
به لبخندی شود گه درد درمان
ولی ایکاش غم هم یک دَمی بود
#یڪـتا_حق_پرست
ولی بر دردها هم مرهمی بود
به لبخندی شود گه درد درمان
ولی ایکاش غم هم یک دَمی بود
#یڪـتا_حق_پرست
بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوق
دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق
خواهم شوے تو زلزله ویران ڪنے مرا
زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق
تا بر ضریحِ چشم تو، جانم دخیل بست
گفتم ڪرامتے شود انسان شوم به شوق
دردے نشسته در دلِ من زار مے زند
خرجش فقط دو بوسه و درمان شوم به شوق
آغاز عشق با تو مرا بود و دل سرود
اے ڪاش در ڪنار تو پایان شوم به شوق
#طارق خراسانی
دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق
خواهم شوے تو زلزله ویران ڪنے مرا
زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق
تا بر ضریحِ چشم تو، جانم دخیل بست
گفتم ڪرامتے شود انسان شوم به شوق
دردے نشسته در دلِ من زار مے زند
خرجش فقط دو بوسه و درمان شوم به شوق
آغاز عشق با تو مرا بود و دل سرود
اے ڪاش در ڪنار تو پایان شوم به شوق
#طارق خراسانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
#علی_نوری
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
#علی_نوری
چہ زیبامیشوددیدارڪہ باشدبا توپنهانے
چہ لذت میدهدبوسہ زڪنج لب وطولانے
پریشان زلف توچون موج بہ روےشانہ میریزد
بہ دنیاافڪند لرزہ همین امواج طوفانے
لبانت غنچہ اے از گل بیاراید بهارم را
سراےدل بروبم من توراخوانم بہ مهمانے
اگردانم ڪه می آیی گلستان میکنم راهت
قدومت لالہ ها ریزم بہ آشڪارا نہ پنهانے
اگر از آسمان بارد بہ رویم سیلےاز باران
بہ دنبال تو میگردم در آن ایام بارانے
رویم در باغ و بستانهاڪنیم دیدار آخر را
روےدرخاطرم ماند همین دیدار پایانے...
#فرزاد_فتحے
چہ لذت میدهدبوسہ زڪنج لب وطولانے
پریشان زلف توچون موج بہ روےشانہ میریزد
بہ دنیاافڪند لرزہ همین امواج طوفانے
لبانت غنچہ اے از گل بیاراید بهارم را
سراےدل بروبم من توراخوانم بہ مهمانے
اگردانم ڪه می آیی گلستان میکنم راهت
قدومت لالہ ها ریزم بہ آشڪارا نہ پنهانے
اگر از آسمان بارد بہ رویم سیلےاز باران
بہ دنبال تو میگردم در آن ایام بارانے
رویم در باغ و بستانهاڪنیم دیدار آخر را
روےدرخاطرم ماند همین دیدار پایانے...
#فرزاد_فتحے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کنم که بی وجودت ،زِ دلم رود قرارم
همه ی وجود خود را به ره تو می سپارم
بتراود از دو چشمم،غم عشق،بغضِ حسرت
چو کبوترم که بی تو، رمقی به پر ندارم
#مجتبی_خوش_زبان
همه ی وجود خود را به ره تو می سپارم
بتراود از دو چشمم،غم عشق،بغضِ حسرت
چو کبوترم که بی تو، رمقی به پر ندارم
#مجتبی_خوش_زبان
وصفت ز مثنوی و غزلها فراتر است
عشقِ تو با پرستشِ خالق برابر است
تکرار میکنم به غزل خوبیِ تو را
این زندگی کنارِ تو دنیای دیگر است
اقرار میکنم که دگر بهتر از تو نیست!
فریاد میزنم که دلم مستِ دلبر است
آنقدر عاشقم که تو را مینویسمت
نامِ تو بر زبانِ من، از این چه بهتر است!
اشعارِ من بدون تو زیبا نمیشود
این بیتها پر از تو و عشقِ تو در سر است
#محمد_جواد_بوستانی
عشقِ تو با پرستشِ خالق برابر است
تکرار میکنم به غزل خوبیِ تو را
این زندگی کنارِ تو دنیای دیگر است
اقرار میکنم که دگر بهتر از تو نیست!
فریاد میزنم که دلم مستِ دلبر است
آنقدر عاشقم که تو را مینویسمت
نامِ تو بر زبانِ من، از این چه بهتر است!
اشعارِ من بدون تو زیبا نمیشود
این بیتها پر از تو و عشقِ تو در سر است
#محمد_جواد_بوستانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا چند اسیر عقلِ هر روزه شویم
در دهر، چه صد ساله چه یکروزه شویم
در ده تو به کاسه مِی، از آن پیش که ما
در کارگهِ کوزهگران، کوزه شویم
#خیام
در دهر، چه صد ساله چه یکروزه شویم
در ده تو به کاسه مِی، از آن پیش که ما
در کارگهِ کوزهگران، کوزه شویم
#خیام
امشب بغلم کن کمی آرام بگیـــــرم
آنقدر فشارم بده اصلاً که بمیـــــرم
اینگونه در آغوش ِتو مُردن چه قشنگ است!!
وقتی که به عشق ِتو گرفتــــار و اسیرم
روزی که به صد عشوه از این کوچه گذشتی
از بخت ِبلندم به تو افتاد مسیـــــرم
دل بُرده ای از من چه بخواهی چه نخواهی
در دام ِتو افتادم و باید بپذیـــــرم
محتاج ِنَمی از نَم ِدریای لب ِتوست
لبهای تَرَک خورده ی مانند کویرم
امشب بغلت امن ترین نقطہ ی دنیـاست
قدری بغل و بوسه و...بگذار بمیـــرم
#حسین_دلجو
آنقدر فشارم بده اصلاً که بمیـــــرم
اینگونه در آغوش ِتو مُردن چه قشنگ است!!
وقتی که به عشق ِتو گرفتــــار و اسیرم
روزی که به صد عشوه از این کوچه گذشتی
از بخت ِبلندم به تو افتاد مسیـــــرم
دل بُرده ای از من چه بخواهی چه نخواهی
در دام ِتو افتادم و باید بپذیـــــرم
محتاج ِنَمی از نَم ِدریای لب ِتوست
لبهای تَرَک خورده ی مانند کویرم
امشب بغلت امن ترین نقطہ ی دنیـاست
قدری بغل و بوسه و...بگذار بمیـــرم
#حسین_دلجو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غریبی بس مرا دلگیر دارد
فلک بر گردنم زنجیر دارد
فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر دارد
#باباطاهر
فلک بر گردنم زنجیر دارد
فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر دارد
#باباطاهر
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است
چه کردهای که ز بود و نبودت آزرده است
به عکسهای خودم خیرهام، کدام منم؟
زمانه، خاطرههای مرا کجا برده است
چه غم که بگذرد از دشتِ لالهها توفان!
که مرگ، دلخوشیِ غنچههای پژمرده است
اگر سقوط، بهای بلندپروازیست
پرندهی دل من، بیسبب زمین خورده است
از این به بعد، به رویم درِ قفس مگشای
چرا که طوطیِ این قصه، پیش از این مرده است
#فاضل_نظری
چه کردهای که ز بود و نبودت آزرده است
به عکسهای خودم خیرهام، کدام منم؟
زمانه، خاطرههای مرا کجا برده است
چه غم که بگذرد از دشتِ لالهها توفان!
که مرگ، دلخوشیِ غنچههای پژمرده است
اگر سقوط، بهای بلندپروازیست
پرندهی دل من، بیسبب زمین خورده است
از این به بعد، به رویم درِ قفس مگشای
چرا که طوطیِ این قصه، پیش از این مرده است
#فاضل_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM