This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبم را کرده ای روشن تو با نور نگاه خود
تو آن ماهی که هر شب می درخشی توی اقبالم
و من خوشبختم از اینکه تو را دارم کنار خویش
از اینکه حضرت عشق منی بر خویش می بالم
#امیر_عباس_خالق_وردی
تو آن ماهی که هر شب می درخشی توی اقبالم
و من خوشبختم از اینکه تو را دارم کنار خویش
از اینکه حضرت عشق منی بر خویش می بالم
#امیر_عباس_خالق_وردی
در کــنـار ســـاحل دریـــا مـــرا هـــم یــاد کــن
روی امــواج و تلاطـــم هــا مــرا هــم یـاد کن
تـــوی جنــگل هــای گــیلان، پیش آهوهای ناز
همـــصدا شـــو با قــناری ها مــرا هــم یــاد کن
جــاده ی چالوس اگـر رفـتی فقــط لــذت ببــر
بیــن آن پــیچ و خَمــش، آنجــا مرا هم یاد کن
آمــل و ســاری و رشــت و بــابل و دریــاکــنار
در هـــوای تالــــش زیبـــا مــــرا هــــم یــاد کن
بـاغ گــرگان را ببیــن و بــوی گــل ها را بفــهم
در میــان دشــتی از گلــها مـــرا هـــم یــاد کـن
کلبه ای چوبی و یک فنجان چای و حال خوب
هــی بخــند و آن ســـر دنــیا مـرا هــم یاد کــن
روزها را بگــذران، فــردای خــود را شــاد باش
بــاوفــا امـــروز و یــا فــردا مــرا هــم یــاد کن
ایــن سفــر زیبــاترین رؤیــای هـر ایرانی است
بــا همیــن رؤیــا شــدم تــنها مــرا هــم یاد کن
#ســـــــﮫ,̺̺یـــل
روی امــواج و تلاطـــم هــا مــرا هــم یـاد کن
تـــوی جنــگل هــای گــیلان، پیش آهوهای ناز
همـــصدا شـــو با قــناری ها مــرا هــم یــاد کن
جــاده ی چالوس اگـر رفـتی فقــط لــذت ببــر
بیــن آن پــیچ و خَمــش، آنجــا مرا هم یاد کن
آمــل و ســاری و رشــت و بــابل و دریــاکــنار
در هـــوای تالــــش زیبـــا مــــرا هــــم یــاد کن
بـاغ گــرگان را ببیــن و بــوی گــل ها را بفــهم
در میــان دشــتی از گلــها مـــرا هـــم یــاد کـن
کلبه ای چوبی و یک فنجان چای و حال خوب
هــی بخــند و آن ســـر دنــیا مـرا هــم یاد کــن
روزها را بگــذران، فــردای خــود را شــاد باش
بــاوفــا امـــروز و یــا فــردا مــرا هــم یــاد کن
ایــن سفــر زیبــاترین رؤیــای هـر ایرانی است
بــا همیــن رؤیــا شــدم تــنها مــرا هــم یاد کن
#ســـــــﮫ,̺̺یـــل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خیالم با تو هستم هر زمان هر مڪان
گرچه دورے از برم اے دلبر شیرین زبان
میڪنم مهمان تو را بر دیدگانم صبح و شام
ڪنج قلبم خانه دارے تا ابد آرام جان
#سیده_بانو
گرچه دورے از برم اے دلبر شیرین زبان
میڪنم مهمان تو را بر دیدگانم صبح و شام
ڪنج قلبم خانه دارے تا ابد آرام جان
#سیده_بانو
براے شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانہ اے
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے .
#شهناز_صمدے
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے .
#شهناز_صمدے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غصہ ها از دل دیوانـــہ جــدا بــود ایڪاش
عشق و مستے همہ اندیشہ ے ما بود ایڪاش
گوشہ اے با دل خـوش دورتر از مــردم شهر
ڪلبه آب بود و تو بودی وصفـا بود ایکاش
#اسماعیل_حاج_علیان
عشق و مستے همہ اندیشہ ے ما بود ایڪاش
گوشہ اے با دل خـوش دورتر از مــردم شهر
ڪلبه آب بود و تو بودی وصفـا بود ایکاش
#اسماعیل_حاج_علیان
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد
گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت
ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد
چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد
چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد
تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد
جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد
در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم
گرد سودای تو بر دامن جانم باشد
#سعدی
میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد
گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت
ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد
چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد
چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد
تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد
جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد
در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم
گرد سودای تو بر دامن جانم باشد
#سعدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرتوآیی در خیالم، دل شود کاشانه ات
جام دیدارت بنوشم،قلب من، میخانه ات
آسمان را خانه سازم تا شوی مهمان من
ماه را درخانه آرم،جان شود دلداده ات
#نظافتیان
جام دیدارت بنوشم،قلب من، میخانه ات
آسمان را خانه سازم تا شوی مهمان من
ماه را درخانه آرم،جان شود دلداده ات
#نظافتیان
ترا جانم صدا کردم، ولیکن برتر ازجانی
مگرجان بیتومیمانددراین تندیس انسانی
نشایدگفت مه رویی کہ تووالاتر از ماهی
فروزانترزِخورشیدی وگرمابخش ورخشانی
مرااعجازلبهایت،کند واقف بدین معنی
کہ آن یُحیي کہ میگفتندومیگویندتو آنی
دوچشمانسیہپوشت نہتنها غارتجان کرد
کہ بعدازدیدنش درمن نمانده دین وایمانی
پریشان شددل زارم زعطروبوی آغوشت
پریشانترشودآندم کہ گیسو را بیَفشانی
توراخالق برای خود گمانم خلقتت کرده
و یانہ اینکہ توخالق،بہهرربّی وسبحانی
نمیدانم چه میگویم کلامم کفرمطلق شد
دلیل کفرمن هستی و بانی هر عصیانی
نباید کرد توصیفت میان شعرها اما
قلم جزگفتن وصفت، نیاردهیچ عنوانی
بہهرصفرجنونانگیزطلبمیدارمت جانم
توراجانم صداکردم، ولیکن برتر ازجانی
#حسین_فروتن
مگرجان بیتومیمانددراین تندیس انسانی
نشایدگفت مه رویی کہ تووالاتر از ماهی
فروزانترزِخورشیدی وگرمابخش ورخشانی
مرااعجازلبهایت،کند واقف بدین معنی
کہ آن یُحیي کہ میگفتندومیگویندتو آنی
دوچشمانسیہپوشت نہتنها غارتجان کرد
کہ بعدازدیدنش درمن نمانده دین وایمانی
پریشان شددل زارم زعطروبوی آغوشت
پریشانترشودآندم کہ گیسو را بیَفشانی
توراخالق برای خود گمانم خلقتت کرده
و یانہ اینکہ توخالق،بہهرربّی وسبحانی
نمیدانم چه میگویم کلامم کفرمطلق شد
دلیل کفرمن هستی و بانی هر عصیانی
نباید کرد توصیفت میان شعرها اما
قلم جزگفتن وصفت، نیاردهیچ عنوانی
بہهرصفرجنونانگیزطلبمیدارمت جانم
توراجانم صداکردم، ولیکن برتر ازجانی
#حسین_فروتن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب نفس منی ، غزلخوانم باش
چون ماه به پشت ابر ، پنهانم باش
من؛آینه؛ شب؛کویر؛احساس؛غروب
بین همه واژه ها تو مهمانم باش..
#فریاد_فیروزی
چون ماه به پشت ابر ، پنهانم باش
من؛آینه؛ شب؛کویر؛احساس؛غروب
بین همه واژه ها تو مهمانم باش..
#فریاد_فیروزی
تمام واژه های من به شورعشق،ترانه شد
وَ نام تو به روی لب سرود عاشقانه شد
به انتظار ماه تو نشسته ام به پُشت شب
بیا امید شب شکن دلم پُر از بهانه شد
به زیر هر قدم کنم نظاره ای به رد خود
که اشک دیدگان من به هرقدم جوانه شد
نگاه پاک روشنت نگاه با صفای عشق
نگاه من به حُرمتت عظیم و بیکرانه شد
تو ناخدای قلبمی و ساحلی به موج دل
وَ رود چشم عاشقم به سمت تو روانه شد
نگین عشق و شادیت به تاج من جلا دهد
سرای قصر خالی ام به گوهرت خزانه شد
#محمد امیری
وَ نام تو به روی لب سرود عاشقانه شد
به انتظار ماه تو نشسته ام به پُشت شب
بیا امید شب شکن دلم پُر از بهانه شد
به زیر هر قدم کنم نظاره ای به رد خود
که اشک دیدگان من به هرقدم جوانه شد
نگاه پاک روشنت نگاه با صفای عشق
نگاه من به حُرمتت عظیم و بیکرانه شد
تو ناخدای قلبمی و ساحلی به موج دل
وَ رود چشم عاشقم به سمت تو روانه شد
نگین عشق و شادیت به تاج من جلا دهد
سرای قصر خالی ام به گوهرت خزانه شد
#محمد امیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فدای خنده هایت باد گل هــایِ بهارِ من
بلاگردانِ چشمانت تمامِ بــرگ و بارِ من
نگاهم می کنی قلبم به تندی می زند آری
کنارت نازنین کوک است آوایِ سه تارِِ من
#جواد مهربان
بلاگردانِ چشمانت تمامِ بــرگ و بارِ من
نگاهم می کنی قلبم به تندی می زند آری
کنارت نازنین کوک است آوایِ سه تارِِ من
#جواد مهربان
خورشید چشم روشنت را دوست دارم
دل دادن و دلبستنت را دوست دارم
مرداد آغوشت برایم زندگانیست
اردیبهشت دامنت را دوست دارم
در سایهی پیراهنت، گل جان گرفته
عطر گل پیراهنت را دوست دارم
وقتی که برمیگردم از یک روز دشوار
در خانه، پیدا کردنت را دوست دارم
"من را در آغوشت بگير" ، اين جملهات را
"من را رها کن" گفتنت را دوست دارم
بعد از هزاران روز، یک شب هم جدایی
یک شب جدا افتادنت را دوست دارم
یک شب که شاید پیش من، یک قرن باشد
فردا شبش، برگشتنات را دوست دارم
ای پادشاه قلب من، سوگند بر عشق
من کشور امن تنت را دوست دارم...
#محسن نظری
دل دادن و دلبستنت را دوست دارم
مرداد آغوشت برایم زندگانیست
اردیبهشت دامنت را دوست دارم
در سایهی پیراهنت، گل جان گرفته
عطر گل پیراهنت را دوست دارم
وقتی که برمیگردم از یک روز دشوار
در خانه، پیدا کردنت را دوست دارم
"من را در آغوشت بگير" ، اين جملهات را
"من را رها کن" گفتنت را دوست دارم
بعد از هزاران روز، یک شب هم جدایی
یک شب جدا افتادنت را دوست دارم
یک شب که شاید پیش من، یک قرن باشد
فردا شبش، برگشتنات را دوست دارم
ای پادشاه قلب من، سوگند بر عشق
من کشور امن تنت را دوست دارم...
#محسن نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من فدای دلبری که آرام جانم گشته است
آن دو چشمان قشنگش آسمانم گشته است
عشق او در رگ و اعماق وجودم جاری است
بی بدیل است وخیالش همره ذهن وقلبم گشته است
#امیرمحمد_خالقی
آن دو چشمان قشنگش آسمانم گشته است
عشق او در رگ و اعماق وجودم جاری است
بی بدیل است وخیالش همره ذهن وقلبم گشته است
#امیرمحمد_خالقی
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم
چون سایه عدم بود سراپای وجودم
بر غیرت من عیب مگیر ای همه خوبی
وقتی که به اندازهی حُسن تو حسودم
تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست
دیدی که گشودی در و من پَر نگشودم
من "نغمهٔ نی" بودم و چون "مویهٔ عُشاق"
با آه درآمیخته شد، بود و نبودم
یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس
شعری که سزاوار تو باشد سرودم
#فاضل_نظری
چون سایه عدم بود سراپای وجودم
بر غیرت من عیب مگیر ای همه خوبی
وقتی که به اندازهی حُسن تو حسودم
تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست
دیدی که گشودی در و من پَر نگشودم
من "نغمهٔ نی" بودم و چون "مویهٔ عُشاق"
با آه درآمیخته شد، بود و نبودم
یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس
شعری که سزاوار تو باشد سرودم
#فاضل_نظری