‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
سرد است دلم بیا و خورشیدم باش
پایانگر التهاب و  تردیدم باش

هرچند توقعم زیاد است ولی
هی دور نرو مقابلِ دیدم باش

#مهناز_محمودی
گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی میکند ……
در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکند !!

شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من ……
زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند !!

عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم ……
لحظه لحظه از برایش نوحه خوانی میکند !!

هی بسازد نقشی ازروی نگاری هر دمی ……
درخیالش زیر گوشش پرده خوانی میکند !!

عقل بیچاره به گِل مانده ولیکن دست خود ………
داده بر دست ِ دل و ،با او تبانی میکند !!

گیج و منگم کرده این دل، آنچنانی کاین زبان ……
همچو او رفته ز دست و ، لنَتَرانی میکند !!

گفتمش رسوا مکن ما را بدین شهرو دیار ……
دیدمش رسوا مرا ، سطحِ جهانی میکند !!

بلبلی را دیده دل اندر شبی نیلوفری ……
دست وپایش کرده گم، شیرین زبانی میکند !!

استاد_شهریار
دل ڪه رنجید از ڪسی
خرسند ڪردن مشڪل است

شیشه ی بشڪسته را
پیـوند ڪردن مشڪل است

ڪوه را با آن بزرگی
میتوان همـوار ڪرد

حرف ناهموار را
هموار ڪردن مشڪل است

#ناشناس
من که در تُنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم ؟

دل پر از شوق رها‌ییست ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم ؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن‌ها دارم

با دلت حسرتِ هم صحبتی‌ام هست ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم ؟!

چیزی از عمر نمانده‌ست ، ولی می خواهم
خانه‌ای را که فروریخته ، برپا دارم

#فاضل نظری»
یک نفر آمد و بی آنکه بدانم همه دنیایم شد
مثل مهتاب به دل خیمه زدومونس شب‌هایم شد

تا که افتاد نگاهش به نگاهم دل من رفت زِکف
من شـدم  ســاحِلِ او یک  شبـه دریـایم  شد

#مهنازنجفی
گل شب بوی غزل ریز! مزاحم نشوم!  
وقت داری کمی از روی غمم برداری؟؟ 

میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت!
میشود گوش به آهنگِ دلم بسْپاری؟

"یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم"
خسته ام،خسته از این زندگیِ اجباری!

شده مخروبه بنایِ دلِ کج بنیادم!
شاعری را چه به وصله زدن و معماری!

خسته ام،منتظرِ معجزه ی تازه ایَم
تو بیایی به دلم دینِ نُویی می آری!

کاش! پایانِ غمِ من به خودت ختم شود
کاش! شیرین شود این درد و غمِ تکراری

#ناشناس
درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق


شادم از اینڪه همہ حال و هوایم تـو شدی

#علیرضا_آذر
‍ سر به زيرو ساكتم وقتي كه تنها ميشوم
درد دارد شعرهايم،بي تو رسوا  ميشوم

برگ برگ دفترم با خاطرات خوب و بد
با ورق خوردن ،ميانِ شعر معنا ميشوم

مي نويسم ،در غزل لبخندِ شيرين تو را
هر نفس با بوسه اي در گير رويا ميشوم

عاشقِ پروانه ام ،شمع و گل و شعر و غزل
با قيامِ شعله ها ،امشب چه زيبا ميشوم

تيغ چشمت، نبض احساسِ مرا كرده نشان
حس خوبي دارد و با آن مداوا ميشوم

بي مني و اشكِ من با بغض همبستر شده
آسمانم، تو بباري باتو دريا ميشوم

بس مصمم رفته اي،حتي غباري از تو نيست
دشت دلتنگي ام و اينگونه شيدا ميشوم

#ناشناس
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی

غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد
که مونس دل و آرام جان و دفع غمی

#سعدى
بهانه کن مرا شبی، برای بی قراریت
برای شعر گفتنت، ترانه های جاریت

ز چشم من غزل بگو، قصیده شو برای من
به مثنوی ردیف کن، سرور و سوگواریت

کمی کنار من بمان، و پاک کن سرشک را
ز چشمهای خیس من، به رسم غمگساریت

برای باور دلت، عیان نکرده ای هنوز
که من چقدر عاشقم، فدای راز داریت

قسم به عطر رازقی، به یاس های تب زده
به نغمه چکاوک و به شرم دوست داریت

که اخم و خنده تو را به نقد جان خریده ام
تفاوتی نمیکند، عتاب و سازگاریت

تو جرعه ای از عاشقی بسوی من روانه کن
ببین چه شعله ای کشم برای چشمه ساریت

#ناشناس
تو را از عمق جانم دوست‌دارم
تو را ای مهربانم دوست‌دارم

نه تنها در همین ده روزه‌ی عمر
به قدر دو جهانم دوست‌دارم

#حسن‌عباسی
نوش دارویی عزیزم باز بیمارت منم
زخم دارم بر تنم محتاج دیدارت منم

من به عشقت،از همهِ دنیا بریدم با وفا
فاش می گویم که هرشب عاشقِ زارت منم

"میم"جانم مثل مرفینی و تسکین می دهی
هرکجا باشی و باشم باز هم یارت منم

قصه یِ سهراب هر شب می شود تکرار تا
مثل رستم باز باشی...بر زمین خوارت منم

جان به قربانت کنم جان در رهت هم هیچ
نیست

کاش می گفتی تو امشب این که دلدارت منم

#ناشناس
من تو را خاص تر از خاص جهان میخواهم..

و به هر گونه که دل خواست همان میخواهم..

همه معشوقه نامی چه فراوان دارند....

من تو را‌ ناب ترین عشق زمان میخواهم.....

#امیدروشن
تو به بوی غزل و قافیه آمیخته‌ای
به خدا حال مرا خوب به هم ریخته‌ای

آنچه خوبان همه دارند، تو یکجا داری
بی سبب نیست که در کنج دلم جا داری

به سپیدی غزل، رایحۀ یاس منی
یاسمن‌بوی‌ترین قسمت احساس منی

یاسمن‌بوی‌ترین! جای خدا را پر کن
من پر از زندگی‌ام، فاصله ها را پر کن

من جهنم زده‌ام، حسرت سیبی دارم
باز نسبت به شما، حس غریبی دارم

غربت و رخوت دستان مرا باور کن

نازنین! قصۀ ایمان مرا باور کن

#ناشناس
دست در دست تو دادیم و جهان شکل گرفت
حرکت کرد زمین ، بعد زمان شکل گرفت
 
همه انگار که ناخواسته لبخند زدند 
 نامت آن لحظه که در بین دهان شکل گرفت

حفره ای بود پر از خون وسط سینه ی من 
مهرت افتاد به قلبم ، ضربان شکل گرفت ...

#ناشناس
همدمم باش در این تلخیِ دوران، گاهی
سر بزن بر منِ دلتنگ و پریشان، گاهی

سر برس،با قدم‌وچشم‌ودلت‌ معجزه کن
در شبِ تیره‌ام ای مـاهِ نمایان،،، گاهی

گرچه پاییزی‌ام و برگِ دلم خشک شده
بر تنم می‌شکفد شـوق بـهاران، گاهی

غربت موجم و طوفان به تنم زخم زده
ساحلی امن شو بر موج خروشان، گاهی

اشکِ غم میچکد از دیده‌ی بارانیِ من
شانه‌ای باش بر این کودک گریان،گاهی

من بیابانم و لب تشنه و بی آب ولی
می‌رساند به دلم عشقِ تو باران، گاهی

#ناشناس
چنانت دوست می‌دارم که آهویی بیابان‌ را

و یا چون مومنی‌ که آیه‌های پاک قرآن‌ را

قسم بر بازوان رستم و سهراب شهنامه

ترا آن‌ گونه می‌خواهم که تهمینه سمنگان را

#لیلی
تویی که پاره ی تنی، تو با منی و بی منی
بگو که از کتاب دل مرا تو خط نمیزنی

منی که دل سپرده ام، ز دوریت فسرده ام
دقایق نبودنت، چه ذرّه ذرّه مُرده ام

مرا ز خاطرت نران، بمان کنار من بمان
خطوط ناب عشق را ز چشم عاشقم بخوان

نرو بمان که جان تویی، نگار مهربان تویی
برای قلب نیمه جان، نفس تویی توان تویی

شدی تو نور دیده ام، غمت به جان خریده ام
به شوق دیدن رخت، بدون پر پریده ام

بدان تویی همه کَسَم، به نام نامی ات قسم
منم که بی هوای تو، به قعر غصّه میرسم

#حامد_بیدل
ترا من دوست دارم تا جهان هست

همه نام تو گویم تا زبان هست

چو من زنجیر زلفین تو دیدم

اگر دیوانه گردم جای آن هست

#سیف_فرغانی
خلوت انس تو آشوب غزلهای من است......
نام تو واژه محبوب غزلهای من است.....

بر زلیخای دلم چنگ زنم یوسف وار.....
تا ک تصویر تو یعقوب غزلهای من است.....

 بار معنایی هر عاطفه در شعر تویی.....
این همان خاصیت خوب غزلهای من است.....
میرسم باتو ب یک همهمه در خلوت خویش....

تا ب آن شهر ک مطلوب غزلهای من است....
تو گل سر سبد باغ تمنای منی.....

چهره ات چهره محبوب غزلهای من است....
گر چه از درد، دل حوصله پر شد اما....
تا ابد صبر تو ایوب غزلهای من است....

#ناشناس
دلبری هایٺ برایم یک جهان زیبا بود
ناز چشمانت برایم جنس یک رویا بود

از چه گویم وقت لبخندت دلم عاشق شده
بعد آن مهرت میان سینه ام پیدا بود

#معصومه_صالحی