‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
قایق قسمت اگر دور ڪند از تو مرا،

رود را سمتِ تو بر عڪس شنا خواهم ڪرد...

#امیر_سهرابی
مرا در کوچه های غُربتِ شهرت رها کردی
کشاندی وادیِ حسرت ، اسیر و مُبتلا کردی

از آن روزی که افتادم به دامِ آن نگاه تو
فغان از چشمِ شهلایت ، ببین با من چه ها کردی

برایت از غمم گفتم ، که شاید همدمم باشی
ولی از غصه های من ، خودت صد ماجرا کردی

دلم خوش بود تا وقتی که بودی در کنار من
شبی با رفتنت اما ، دلم را در عزا کردی

به غربت در فراق تو ، ز داغت شعر می بافم
تو عهدِ خویش بشکستی ، مرا از خود جدا کردی

غمی در دل نهان دارم که تا روز قيامت هم
نمی دانی که می دانم چرا بر من جفا کردی ؟

#انجلا راد
در شهر دلے نیست ڪلک خورده نباشد
دل نیست اگرقلب ترک خورده نباشد

یک دشمن خونین قسم خورده نشد ڪه

از سفره ے من نان و نمک خورده نباشد

#حسین مرادی
من ماندم و دلتنگی و یاری که... نیامد
بی بـرگی و سرما و بهـاری که ... نیامد

چه حالِ خوشی بودو چه احوالِ عجیبی
در گـرمیِ آغـوشِ نگـاری کـه... نیـامد

تنهائی و دلشوره و بر سینـه، گُلی سرخ
یک نیمکت سرد و قطاری، کـه... نیامد

پـرسیـد یکـی رهگـذر از حالـم و گفتم
یاری بـه سفر داشتم آری ، کـه... نیامد

آئینـه در آئینـه نفـس  می کِـشم او را
دلخوش به همان قول وقراری که نیامد

یک عمـر بـه دنبالِ خودم گشتم و انگار

آری منـم آن کهنـه سواری کـه... نیامد

#علی_هاشم_پور
محبت چون به دنیا رایگان است
محبت راہ و رسم عاشقان است

خوشا عشق و خوشا رسم محبت،،
که پای دل همیشه در میان است...

#محمد_عبدی

این دهان باز و چشم بی‌تحرک را ببخش
آن‌قدر جذابیت داری که حیرت می‌کنم

کم اگر با دوستانم می‌نشینم جرم توست
هر کسی را دوست دارم در تو رویت می‌کنم

فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا ؟
در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنم

یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می‌روم
لذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم

ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم

#کاظم_بهمنی
مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد

تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد

#شهریار
آن قَدَر حرف دراين سينه تلنبارشده
که دلم مثنوي« مخزن الاسرار »شده

ترسم اين است که انگشت نمايت بکنم
بس که درهرغزلم ، اسم تو تکرارشده

ترسم اين است که يکباره ببينم درشهر
خبر عاشقي ام ، سرخطِ اخبارشده

رفتنت زلزله اي بود که ويرانم کرد
لحظه ها بعد تو ، روي سرم آوار شده

رنگ روزوشب من هردوسياهست سياه
زندگي بعد تو عمريست عزادارشده..

#ناشناس
گرچه شد عمر من از خط توکوتاه ولی
دست امّید به زلف تو دراز است هنوز

روزی ای گل به چمن چشم گشودی از ناز
چشم نرگس به تماشای تو باز است هنوز

#ملک_الشعرای_بهار
غروب جمعه ای دیدم تو را یک روز بارانی
هوا تاریک می شد ردد خورشید از خیابانی

نشسته سایه ابری به روی شاخه نرگس
و مانده نامه ی امضا شده در پای گلدانی

کشیدم گوشه ای خود را به زحمت در شب غمگین
به دور از چشم های تو نمودم گریه پنهانی

گشودم نامه را خواندم پیام آخرینت را
شدم ارگ بم  لرزان، نهادم رو به  ویرانی

سه تار خسته ام ناکوک می زد، ماه می بارید
به روی دفتر شعری که نامت بودش عنوانی

قلم با اخم می لغزید روی کاغذ رنگی
و با مژگان خون آلوده می بستند پیمانی

به نام تو شد آغاز هرچه بود آنجا نمی دانم
فقط نام تو بود و رفته آیین مسلمانی

#حسین_خدایی
هر شب به هوایت بزنم پَر ڪه بدانی

هرجاڪه تویےامن ترین قله همان جاست

#مهناز_نجفی
تا در سر من نشئه ی دیوانه شدن بود
هر روزِ من از خانه به میخانه شدن بود

یا سرخی سیبِ تو از آن جاذبه افتاد؟
یا در سر من پرسش فرزانه شدن بود!

یک بار نهان از همگان دل به تو بستم
این عشق نه شایسته ی افسانه شدن بود

ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویش
ویرانه شدن چاره ی بیگانه شدن بود؟!

مگذار از ابریشم من حلّه ببافند
در پیله‌ی من حسرت پروانه شدن بود

#فاضل_نظری
ای یار مرا موافقی وقتت خوش
برحال دلم چو لایقی وقتت خوش

خواهم به دعا که عاشقان خوش باشند
ور زانکه تو نیز عاشقی وقتت خوش

#مولانا
بی تو داروخانه ها با غم تبانی کرده اند
این مُسکن ها مرا گیج و روانی کرده اند 
 
بی تو کل شهر مسموم از هوای اخم هاست
رنگ سالِ چهره ها را پادگانی کرده اند 
 
لحظه ها با خلوت تنهایی ام دشمن شدند
دائما نام تو را خاطرنشانی کرده اند 
 
بین من با یک جهانِ دردناکِ بعدِ تو
اشک و آه و حسرتت پادرمیانی کرده اند 
 
خاطراتت تب به تب پاشویه ام را پس زدند
صورتم را "گونه ای" از زعفرانی کرده اند 
 
قحطی ات آمد ولی نان دلم آجر نشد
بغض های تو به تو روزی رسانی کرده اند 
 
"خرد" شد اعصابِ من از رنج هایی سخت که
اختلاس از عمر تلخم را "کلانی" کرده اند 
 
سرنوشتم بعدِ تو سُرخورد در چاهی عمیق
خاک ها بی تو برایم نوحه خوانی کرده اند

#اعظم_حسن_زاده
دلا امشب هوای شب نشینی باقلم دارم

هوای جرعه‌ای ازشعرهای تازہ دم دارم

مـــن امشب از رديف و وزن و از مصراع بيزارم

ميان دفترشعرم فقط یک عـشق کم دارم ..!

#محتـشم_کاشانی
بی‌تاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این است
با خونِ جگر ساخته‌ام؛ قسمتم این است

جان‌ می‌دهم از گریه اگر نام تو آید
عمری‌ست که رسم دلِ کم‌طاقتم این است!

بعد از تو به تصویر تو خو کرده نگاهم
بیچاره‌ام آن‌قدر که هم‌صحبتم این است!

جون درِّ یتیمی که رها در دلِ دریاست
تنها شده‌ام؛ گوشه‌ای از غربتم این است

می‌میرم از این غم که در آغوش تو ای دوست

یک‌بار نشد گریه کنم؛ حسرتم این است

#حسین_دهلوی
باید که دلم را به تو تنها بدهم
انگیزه‌ی تازه‌ای به فردا بدهم

ای عشق  اجازه  می‌دهی قلبم  را
در گوشه‌ی کوله‌‌پشتی‌ات جا بدهم؟

#زری_قهارترس
گرچه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست
ای اجل!مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیست

بین ماهی های اقیانوس و ماهی های تنگ
هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز آب نیست

ما رعیت ها کجا!محصول باغستان کجا!؟
روستای سیب های سرخ بی ارباب نیست

ای پلنگ از کوه بالا رفتنت بیهوده است
از کمین بیرون مزن امشب شب مهتاب نیست

در نمازت شعر می خوانی و می رقصی٬دریغ
جای این دیوانگی ها گوشه محراب نیست

گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟
گوهری مانند مرگ آنقدر هم نایاب نیست

#فاضل_نظری
نه بی‌ یادت برآید یک دَم از من،
نه بی‌ رویت جدا گردد غم از من

بزن بر جانم آن زخمی که دانی
به شرط آنکه گویی مرهم از من

#اوحدی_مراغه‌ای
دلخوشـم بـا روزهـای  رفته و طوفانی ام
 قصــه هــا دارد نـگاه ابـری و بــارانی ام

 در خودم این روز ها غرقم چنان گرداب ها
در خودم این روزها سرگرم سرگردانی ام

 تخت جمشیدم  ، برای خود شکوهی داشتم ...!
 بـازهـم دارم تمـاشـا ،  بـا هـمه ویـرانی ام 

 مثـل شیـری در قفـس افتـاده ام امـا هنوز
 خـوب از یــادم نـرفتـه ،  عـادت سلطانی ام

 مـرد میفهمـد؛ اگـر مردانـه احساسم کند
 نَقـل ِ دردی کـهنه را از گـریـه ی پنهانی ام

 #محسن_کاویانی 
در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
قربان تو گردم که جز این کیشم نیست

بردی دل من به زلف و بندش کردی
زانست که یک لحظه دل خویشم نیست

#عطار