This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم
ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم
مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم میکنند
خود ولی در دستهای دیگران زندانیم
#سجاد_سامانی
ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم
مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم میکنند
خود ولی در دستهای دیگران زندانیم
#سجاد_سامانی
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
#حامد_عسکری
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
#حامد_عسکری
سالیانی رفت و از دردم کسی آگاه نیست
بس که با لبخند مصنوعی نهانش کردهام
امتحان عاشقان دوری ست، اما قلب من
طاقت دوری ندارد، امتحانش کردهام !
#سجاد_سامانی
بس که با لبخند مصنوعی نهانش کردهام
امتحان عاشقان دوری ست، اما قلب من
طاقت دوری ندارد، امتحانش کردهام !
#سجاد_سامانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی
این ستم ها چیست ای بی درد بر من می کنی؟
بد نکردم چون تویی را برگزیدم از جهان
خاک عالم را چرا در دیده من می کنی؟
#صائب_تبریزی
این ستم ها چیست ای بی درد بر من می کنی؟
بد نکردم چون تویی را برگزیدم از جهان
خاک عالم را چرا در دیده من می کنی؟
#صائب_تبریزی
یک پنجره باز است به امیدِ نگاهی
ای عشق! صدایم کن از آن پنجره گاهی
نگذار بر آن پنجره ماتم بنشیند
یادی کن از آن چشم که ماندهست به راهی
#جویا_معروفی
ای عشق! صدایم کن از آن پنجره گاهی
نگذار بر آن پنجره ماتم بنشیند
یادی کن از آن چشم که ماندهست به راهی
#جویا_معروفی
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا
در این سکوت تلخ و سیه جستجو کنم
با آنکه رفته ئی و مرا برده ئی ز یاد
میخواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
#فروغ_فرخزاد
دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا
در این سکوت تلخ و سیه جستجو کنم
با آنکه رفته ئی و مرا برده ئی ز یاد
میخواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
#فروغ_فرخزاد
رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی
حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی
عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن
باز شد وقتی نوشتی یار باقی کار باقی
ُ#شهریار
حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی
عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن
باز شد وقتی نوشتی یار باقی کار باقی
ُ#شهریار
تو رستم باش و من سهراب، اما خوب میدانم
که می افتد به پای صید، صیادی هر از گاهی
تو با من سرگرانی و من از قهر تو غمگینم
ولی شادم به اینکه با کسی شادی هر از گاهی...
#حسین_زحمتکش
که می افتد به پای صید، صیادی هر از گاهی
تو با من سرگرانی و من از قهر تو غمگینم
ولی شادم به اینکه با کسی شادی هر از گاهی...
#حسین_زحمتکش
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
#رهی_معیری
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
#رهی_معیری
بدجــــور دلم کرده هوایت، برخیـــز
آغـــوش گشوده ام برایت، برخیــــز
خورشیــدم و تا پنجــره ات آمده ام
ای جان به فدای خنده هایت، برخیز
#شهراد_ميدرى
آغـــوش گشوده ام برایت، برخیــــز
خورشیــدم و تا پنجــره ات آمده ام
ای جان به فدای خنده هایت، برخیز
#شهراد_ميدرى
نصیب کس مبو درد دل مو
که بسیاره غم بیحاصل مو
کسی بو از غم و دردم خبردار
که دارد مشکلی چون مشکل مو
#بابا_طاهر
که بسیاره غم بیحاصل مو
کسی بو از غم و دردم خبردار
که دارد مشکلی چون مشکل مو
#بابا_طاهر
راهی به خدا دارد، خلوتگه تنهایی
آنجا که رَوی از خود، آنجا که بهخود آیی
هر جا که سری بردم در پرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و، من گمشده هر جایی...
ُ#شهـریـار
آنجا که رَوی از خود، آنجا که بهخود آیی
هر جا که سری بردم در پرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و، من گمشده هر جایی...
ُ#شهـریـار
آرامش جانم
شده ای حضرٺ جانم
من ؏ـاشق سیمای
ٺوام ماه نشانم......
من ؏ـاشق آنم
ڪه برای ٺو بمیرم
ای آنڪه مرا نام
ٺو شد ورد زبانم.......
#امیرعباس_خالق_وردی
شده ای حضرٺ جانم
من ؏ـاشق سیمای
ٺوام ماه نشانم......
من ؏ـاشق آنم
ڪه برای ٺو بمیرم
ای آنڪه مرا نام
ٺو شد ورد زبانم.......
#امیرعباس_خالق_وردی
نرو ایعشق بهچشمانِ مهاَت محتاجم
بـه غـزل پـاشـیِ نـازِ نـگهاَت مـحتاجم
نرو اے عشق،،، بیا در بغلت خوابم ڪن
ڪـه مـن شب زده بـر بـارگهاَت محتاجم
#مجتبی_خوش_زبان
بـه غـزل پـاشـیِ نـازِ نـگهاَت مـحتاجم
نرو اے عشق،،، بیا در بغلت خوابم ڪن
ڪـه مـن شب زده بـر بـارگهاَت محتاجم
#مجتبی_خوش_زبان
روزگاری شد ز چشـــم اعتبار افتادهام
چون نگاه آشنا از چشـــم یار افتادهام
دست رغبت کس نمیسازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده بر روی مزار افتادهام
#صائب_تبریزی
چون نگاه آشنا از چشـــم یار افتادهام
دست رغبت کس نمیسازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده بر روی مزار افتادهام
#صائب_تبریزی
سالها پرسیدم از خود ڪیستم؟
آتشم،
شوقم،
شـرارم،
چیستم.
دیدمش امروز و دانستم ڪنون
او بہ جز من،
من بہ جز او نیستم...!!
#مولاناےجان
آتشم،
شوقم،
شـرارم،
چیستم.
دیدمش امروز و دانستم ڪنون
او بہ جز من،
من بہ جز او نیستم...!!
#مولاناےجان
مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد
تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد
استاد_شهریار
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد
تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد
استاد_شهریار