بچه ک بودم
میرفتیم بهشت زهرا
میگفتم اینا چرا گریه میکنن
عجیب بود برام
هیچ وقت حسی به مردن نداشتم
بزرگ تر ک شدم
برا کسی ک از دستش دادم اشک ریختم
برای اشتباهام اشک ریختم
برای خوشحال بودنم اشک ریختم
برای خاطرات اشک ریختم
برای چهل هزار برادر و خواهری ک نمیشناسم اشک ریختم
پا ب پای مادری ک بچشو از دست داده جیگرم کباب شده
بابام راست میگفت
بزرگ میشی خودت میفهمی .
میرفتیم بهشت زهرا
میگفتم اینا چرا گریه میکنن
عجیب بود برام
هیچ وقت حسی به مردن نداشتم
بزرگ تر ک شدم
برا کسی ک از دستش دادم اشک ریختم
برای اشتباهام اشک ریختم
برای خوشحال بودنم اشک ریختم
برای خاطرات اشک ریختم
برای چهل هزار برادر و خواهری ک نمیشناسم اشک ریختم
پا ب پای مادری ک بچشو از دست داده جیگرم کباب شده
بابام راست میگفت
بزرگ میشی خودت میفهمی .