ژرفا
24 subscribers
128 photos
23 videos
1 file
21 links
Download Telegram
اذر اومد
یعنی اخرین ماه پاییز
ولی خبری از بارون نیست
انگار فرشته ها خیلی خوشحال
گرمای آفتابِ صبحِ یک روز پاییزی،
مثل گرمای وجودت در شب‌های آرامِ برفی‌ست.
مثل گرمای دست‌هایت بر تنِ خسته‌ام،
مثل گرمای لب‌هایت بر گونه‌ی یخ‌زده‌ام،
مثل گرمای کلماتت پس از تمامِ غم‌ها،
مثل گرمای نگاهت در میانِ هزار سردیِ دنیا،
و مثل گرمای صدایت
که می‌ریزد روی روحم
و جهان را برای لحظه‌ای
از اندوه و زمستان رها می‌کند.
زیباتر از آنی که در شعرت بگنجانم.
-حسین منزوی.
شاید
شاید چون خیلی جاها اجبارها ما رو می‌سازن...
امروز از جمعه،جمعه تر بود
Forwarded from DARK.POETRY
‏آدما بهت قول میدن ‏تو سخت‌ ترین لحظه‌ها کنارت باشن، اما یهو می‌بینی که همونا سخت‌ ترین لحظه‌ها رو خودشون برات رقم زدن.
قصدم نشستن بود،
اما کنارت نه چشم انتظارت
قصدم شکستن غرورم بود،
اما در آغوشت نه زیر پایت
قصدم زندگی بود،
اما با تو نه با خاطراتت
قصدم پیر شدن بود
اما به پایت نه به دستت.
-قیصر امین پور.
نمی‌دونم کاش می‌شد راجع بهش کف آسفالت زیر بارون دراز کشید.
چو غرق خاطراتم و
غریق بی نجاتم و
بی خواب و زابراهم و
طوفانه حال من ...
ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجراییست که در حافظه دنیا نیست
نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گمی درمن و من درتو گمم باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست
من و تو ساحل و دریای همیم اما نه.
ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست.
-محمدعلی بهمنی.
وقت برای انجام کار اضافه نداشت .
شب ها برای خودِ غمگینش گریه می کرد و روز ها برای زندگی اش تلاش
.