خٰانُم مَهدِوی؛
85 subscribers
78 photos
7 videos
11 links
شبی در روی واژگانم خوابم برد؛
و حال کابوس آن شب را بازگو میکنم!
Download Telegram
برا زیارتت کجا بیام مادر ؟!
😭7
و فرا می رسد شب هایی که در بستر کاغذ از دامن گسترده واژگان چند کلمه بیش نمی ماند..
که همان چند کلمه هم برای توصیف حال تو زیاد است...
من خوب نیستم!
و این سه واژه بعید است مفهوم پیچیده ای داشته باشد!
بگذار به خواب بروم در روی کاغذ هایم..
من هنوز به خوابی خوش فارغ از کابوس هایم ایمان دارم!


#مهدوی
💔51
Forwarded from Hidden Chat
اما شاید بتوان راهی یافت
خیابانی خلوت
با بن بستی سرسبز
و خیالی آسوده
تا صبح راه به آن یافت
به راستی قلم میتواند معجزه کند
آنقدر که دلیلی برای ارامش و رهایی از قید و بند های شبی که دلتنگی و تنهایی را تحمیل می کند
گاهی، تنها واژگان مشکی پوش می توانند غم و تازیکی شب را بشکنندو ما را به صبح و هم آغوشی افتاب برسانند...

#سفیر
5
خٰانُم مَهدِوی؛ pinned «و فرا می رسد شب هایی که در بستر کاغذ از دامن گسترده واژگان چند کلمه بیش نمی ماند.. که همان چند کلمه هم برای توصیف حال تو زیاد است... من خوب نیستم! و این سه واژه بعید است مفهوم پیچیده ای داشته باشد! بگذار به خواب بروم در روی کاغذ هایم.. من هنوز به خوابی خوش…»
چند جمعه گذشتی ز ِ خوابت ؟!
💔7
دوست دارم ...
4
خٰانُم مَهدِوی؛
دوست دارم ...
چون تو حسین‌ی عزیز دلم :) ...
7
دیدی یا شنیدی میگن طرف قلب‌ش با باتری کار میکنه ؟!
تو واسه من همون باتریه‌ای
❤️‍🩹
❤‍🔥5
سر ِ زینب به سلامت
سر ِ نوکر به درک .
❤‍🔥7
اگه قراره قلب ما سقوط کنه ...
مطمئن باش قبلش پیکر ما متلاشی شده !
❤‍🔥3
گوشتان را بخراشید
ما که سوختیم ...
بیشتر میسوختیم خوب فدای سرتون ...
شما و برادر زادتونم روش :)
❤‍🔥4
کاش گمنام بودید عین مادر ... 💔
💔4
سر زینب س به سلامت
مهدی حسینی
حسین جان چه بگویم که رو سیاه ترینم ...
که من نرفتم و زینب ِ تو رفته به اسارت 💔
😭4💔1
مادر ... ؟!
💔4😭1
بیا برات چایی بریزم ...
بعد حرف بزنیم و گریه کنیم :)
💔4
من فقط یکم موهام سوخته ... همین :)
💔5