خٰانُم مَهدِوی؛
85 subscribers
78 photos
7 videos
11 links
شبی در روی واژگانم خوابم برد؛
و حال کابوس آن شب را بازگو میکنم!
Download Telegram
‏من دارم سخت ترین کار دنیا رو میکنم
چون هم غمگینم، هم امیدوار..
هم دلتنگم، هم پر از امید..
هم خسته ام، هم پر از تقلا برای زندگی کردن..
امیدوار بودن یه وقتایی، تو یه موقعیت‌هایی بزرگترین و سخت ترین کار دنیاست..
💔5
مدادم شکسته بود و افتاده بود زیر میز
دنبالش می گشتم همونجا یه مداد قدیمی اما سالم پیدا کرد.
مدادی که با اون خیلی چیزها رو نوشته بودم و یه شب با کاغذای کاهی تنهاش گذاشتم
احساس کردم هنوزم حرف های زیادی برای گفتن ونوشتن داره
اما خسته س
بی حال و ناتوانه
هم آغوشی اون با کاغذ بوی دلتنگی میداد
ولی باز به زور خودشو برای زنده نشون دادن روی کاغذ می کشید
و نوشت...
دوست داشتنی تمام نمیشد اگر مرا به حال خودم رها نمی کردی...
تنهایی برای یک قلم حکم مرگ رو داره...

#إنکسار
👍7
با زخمی روی پیراهن و اناری خونین چکان در دست، به راه می افتم!
به ظاهر تنها ام اما ایلی را با خود به راه آورده ام!
با خود می روم و از خود می گریزم، و عجب منی با من در ستیز است!
نگاهم آغشته به خون خودم است و کلماتم با افکار جوییده نشده دست و پنجه نرم می‌کند!
از خود می گریزم، اما این لعنتی همراهم می آید، خودش کم بود سایه اش را هم آورده!
از خود کجا گریزم؟
می روم و میدانم مقصد را خبری نیست!
میان هیچ مانده ام گرچه بسیارم!
اینجا همه چیز سبز است و منِ سیاه پوش را تلفیقی نمی بخشد!
بگذار رها شوم در خودی که فرار میکند از من!


#مهدوی
💔9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احمق ها همیشه حدس می زنند :
👏5
Forwarded from ◉ ܩُܝ‌ࡅَ߳ܦِ̈ܥ̣ߺ ◉ (ܩُܝ‌ࡅَ߳ܦِ̈ܥ̣ߺ)
5
خٰانُم مَهدِوی؛
ترا چون من فراوانند ، مرا چون تو کجا باشد؟! ❤️‍🩹
اونیکه من و به خودم میتونه برگردونه فقط تویی ...
وگرنه من از خودم بریدم ، قطع ِ امید ...!
2
این همه میدوام ...
وقتی تو مقصد نیستی به چه درد میخوره ؟!
💔3
میگن سگ هفت تا جون داره .
ولی من که انسانم !
😭5🤣2
باشد که روزگار شود به کام دل:)
5
جان به قربان ِ حسین ُ مادر ِ محترم‌اش❤️‍🩹 ...
❤‍🔥4💔2
پیر ِ گناه ، منزجر کنندست و
پیر ِ غم ِ حسین ، تسکین ِ قلب ‌‌‌ ...
و من چقدر متعفن ام :)💔
💔5
Forwarded from Hidden Chat
یاد من افتادی و غمگین شدی. بله، مرا مفت باختی.
مرا مفت باختی !
حالا بیدار بمان و شراب بنوش و کنار پنجره سیگار بکش
و به تاریکی بیرون خانه نگاه کن.
و به کسی فکر کن که کلمات را طوری می‌چیند که از تو خدایی مرئی برای مردم بی‌لبخند قبیله‌ی بی‌عشق بسازد. اما آن آدم ساده از من رفته‌است، و آن خداواره‌ی زیبا از تو رفته‌است، و ما تنها آدم‌هایی معمولی هستیم،
همان که می‌ترسیدی یک‌روز بشویم.
و این نفرینی برای هر دوی ماست.
_Fybzi
4💔1
برا زیارتت کجا بیام مادر ؟!
😭7
و فرا می رسد شب هایی که در بستر کاغذ از دامن گسترده واژگان چند کلمه بیش نمی ماند..
که همان چند کلمه هم برای توصیف حال تو زیاد است...
من خوب نیستم!
و این سه واژه بعید است مفهوم پیچیده ای داشته باشد!
بگذار به خواب بروم در روی کاغذ هایم..
من هنوز به خوابی خوش فارغ از کابوس هایم ایمان دارم!


#مهدوی
💔51
Forwarded from Hidden Chat
اما شاید بتوان راهی یافت
خیابانی خلوت
با بن بستی سرسبز
و خیالی آسوده
تا صبح راه به آن یافت
به راستی قلم میتواند معجزه کند
آنقدر که دلیلی برای ارامش و رهایی از قید و بند های شبی که دلتنگی و تنهایی را تحمیل می کند
گاهی، تنها واژگان مشکی پوش می توانند غم و تازیکی شب را بشکنندو ما را به صبح و هم آغوشی افتاب برسانند...

#سفیر
5
خٰانُم مَهدِوی؛ pinned «و فرا می رسد شب هایی که در بستر کاغذ از دامن گسترده واژگان چند کلمه بیش نمی ماند.. که همان چند کلمه هم برای توصیف حال تو زیاد است... من خوب نیستم! و این سه واژه بعید است مفهوم پیچیده ای داشته باشد! بگذار به خواب بروم در روی کاغذ هایم.. من هنوز به خوابی خوش…»