خٰانُم مَهدِوی؛
85 subscribers
78 photos
7 videos
11 links
شبی در روی واژگانم خوابم برد؛
و حال کابوس آن شب را بازگو میکنم!
Download Telegram
وای اگر‌ خواب هم تسکین درد نشود ...
💔9
برام دعا میکنید ؟!
حالم یکم خوش نیست :)
10💔1
مگر میشود باران ببارد و تو باز سوژه ی این دفتر نشوی؟
ای تازه تر از باران...!
🔥9
+اون چیه که هم میتونه به آدم زندگی ببخشه ، هم میتونه با عذاب جونشو بگیره ؟!

_خاطره :)💔
💔5
دنیا زجر آوره و فرسوده کنندست ...
و سختیش اینکه ادامه داره و چاره ای جز تحمل کردن و راه اومدن نداری :)
💔3
به هنگام ِحــــــزن ، زمان کُنـــــد می گذرد ... :)💔
💔4
خٰانُم مَهدِوی؛
💔...
تو بودی و گودال و ریگ و تَنَت زیر نیزه ... 💔
😭6
باشه باوفا باز راهَم نَده ...
امّا جون ِ تو من حالَم بَده :)
💔4
اِی صبح ِ امید یااباعبدالله ❤️‍🩹
❤‍🔥5
این روزا همش پریشونم کربلا :) ...
💔5
از ته دل یه دعا واسه تشویش من میکنید ؟!
6
جمله ها قدیمی نمی‌شوند
و همینطور واژگان کهنه!
اصلا تا باران ببارد بساطمان این است که با قلم ریسه بروم!
و درست مثل باران ببارم روی دفتر!
❤‍🔥7
آشوب ِ جهان و جنگ ِ دنیا به کنار ...
بحران ِ ندیدن ِ تورا من چه کنم ؟! :)
❤‍🔥6
کاش یکی بود همین الان سرمو میذاشتم رو شونش و میخوابیدم ...
💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفته بودم بی تو میمیرد دلم اما نَمُرد ...
زنده ماند ، آری ! ولی دیگر برایم دِل نَشُد :)💔
💔6
یک ضربه روزگار ِ علی را سیاه کرد ...
😭5💔2
خٰانُم مَهدِوی؛
شاید در انتظار باران نشسته ام تا خط نگاهت را از روی شبنم سر مشق کنم... این روزها عجیب در انتظار بارانم، تا از تو بگویم! پاییز دلش برای توصیف تو از قلمم تنگ شده... فقط بایست صبر کرد تا باران ببارد...
باران بارید و تو سرمشق شدی!
نمی دانم شاید دل همه را زده ام با این مضمون های بارانی!
اما باران عجیب تو را در من زنده میکند!
می بارد و به من نیز شوق باریدن میدهد‌‌...
میشوم ابر و با رعد قلم تو را می بارم روی دفتر!
بالله که در فراقِ تو ابر شدن هم کفایت نمی کند!

●|مهدوی
11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بغض جانکاه است
هنگام ِ تماشا بیشتر :)💔
💔4👍2
مرا برگردان به حالی که قبل تو بودم و بعد ترکم کن ...
💔7