نمی دانم گاه دلم میخواست،
بغضم لقمه حرامی بود که به جای فرو خوردنش، در گلویم گیر میکرد و آنگاه اشک هایم با تر کردن گونه هایم، طعم آزادی را می چشیدند!
#مهدوی
بغضم لقمه حرامی بود که به جای فرو خوردنش، در گلویم گیر میکرد و آنگاه اشک هایم با تر کردن گونه هایم، طعم آزادی را می چشیدند!
#مهدوی
👍5🔥1
می گویند آنانی که با خود سخن میگویند، دیوانه اند!
نمی دانند اگر یک روز با خود حرف نزنم دیوانه میشوم!
#مهدوی
نمی دانند اگر یک روز با خود حرف نزنم دیوانه میشوم!
#مهدوی
👏3👍1
لبخند می زنم به او
به گل فروشی که بین چراغ های رنگی خیابان، بین ماشین هایی که هر کدام با یک سرگذشت! بین جدول های سبز و زرد، گل می فروشد!
صدا می زند آهای عاشقان
برای معشوق گل نمی خرید؟
چقدر خوشبخت است عاشقی که برای معشوق رز می خرد،
چقدر این رز ها معنا دارد!
خنده ام میگیرد، گل فروش هم این روزها دریافته بود که میتواند از کلمه عشق برای رز های پژمرده اش استفاده کند.
آرام روی شانه هایش میزنم،
عشق کجا بود؟
مگر معشوقی مانده؟
نمی دانست که مردم،
خودشان از بهر عشق گفتن عاشق را فراموش کردند.
#نرجس
به گل فروشی که بین چراغ های رنگی خیابان، بین ماشین هایی که هر کدام با یک سرگذشت! بین جدول های سبز و زرد، گل می فروشد!
صدا می زند آهای عاشقان
برای معشوق گل نمی خرید؟
چقدر خوشبخت است عاشقی که برای معشوق رز می خرد،
چقدر این رز ها معنا دارد!
خنده ام میگیرد، گل فروش هم این روزها دریافته بود که میتواند از کلمه عشق برای رز های پژمرده اش استفاده کند.
آرام روی شانه هایش میزنم،
عشق کجا بود؟
مگر معشوقی مانده؟
نمی دانست که مردم،
خودشان از بهر عشق گفتن عاشق را فراموش کردند.
#نرجس
❤3👍1