❤5👍1
دهخدایی که سالها وقت گذاشت و لغت نامه نوشت!
اورا بگویید امروز دلتنگ ترین فرد برای ابراز دلتنگی اش واژه کم آورده است!
#مهدوی
اورا بگویید امروز دلتنگ ترین فرد برای ابراز دلتنگی اش واژه کم آورده است!
#مهدوی
❤3😐1
چقدر دلم برای اون روزها تنگ شده
اون روزهایی که کنارم بودی
اون روزهایی که خودت بودی
اون روزهایی که با تو آروم بودم
آرامشم کجایی؟
کجایی که بگویی آرام بمان
من بگویم آرامشم چشمانت است.
دلم تنگ تو است
که دیگر نیستی که تنگا تنگ بغل بگیرم تو را
#نرجس
اون روزهایی که کنارم بودی
اون روزهایی که خودت بودی
اون روزهایی که با تو آروم بودم
آرامشم کجایی؟
کجایی که بگویی آرام بمان
من بگویم آرامشم چشمانت است.
دلم تنگ تو است
که دیگر نیستی که تنگا تنگ بغل بگیرم تو را
#نرجس
👍2
میتوان تمام خاطرات را، درد ها و رنج هایمان را درون قلبمان زندانی کنیم!
اما نمیتوان خود قلب را حبس کرد!
او در هر جا که بخواهد به پرواز در میآید و به هر سو کشانده میشود!
و هیچ نمیتوان کرد...!
#مهدوی
اما نمیتوان خود قلب را حبس کرد!
او در هر جا که بخواهد به پرواز در میآید و به هر سو کشانده میشود!
و هیچ نمیتوان کرد...!
#مهدوی
❤3
«بهار متولد شدن زندگی است»
مگر زندگی هم متولد می شود ؟
آری، گاهی زندگی هم نیاز به تولد دوباره دارد تا جان بگیرد و در معنای واقعی اش زنده شود.
#نرجس
مگر زندگی هم متولد می شود ؟
آری، گاهی زندگی هم نیاز به تولد دوباره دارد تا جان بگیرد و در معنای واقعی اش زنده شود.
#نرجس
با خود عهد بستم تمام غم هایم را در باغچه بکارم و هیچوقت به آنها آب ندهم که تا ابد در دل پست زمین بمانند!
اما درست همان شبی که درد هارا دفن کردم، باران بارید!
#مهدوی
اما درست همان شبی که درد هارا دفن کردم، باران بارید!
#مهدوی
💔3
دیگر خیالت راحت باشد!
پس از تو هیچ کس به گل های اقاقیِ گوشه اتاق آب نداد، و من چون اقاقی خشکیدم!
بعد از تو هیچ گاه به آسمان نگاه نکردم، آخر چه لذتی دارد تماشای آسمان خاکستری آن هم بی تو؟!
تمام کتاب هایمان روی میز خاک خورد، همان هایی که بهانه ای می شد برای ساعت ها کنار هم نشستن!
موقع رفتنت روشنایی در چمدانت قایم شد و تو او را هم همراه خود بردی!
و از آن پس تاریکی در خانه حکم کرد!
برایت تازه چای دم کرده بودم، چای زعفرانی همان که تو می پسندی!
اما تا به خود آمدم؛
من مانده بودم و خانه ی غرق در تاریکی و دو فنجان چایِ یخ کرده!
#مهدوی
پس از تو هیچ کس به گل های اقاقیِ گوشه اتاق آب نداد، و من چون اقاقی خشکیدم!
بعد از تو هیچ گاه به آسمان نگاه نکردم، آخر چه لذتی دارد تماشای آسمان خاکستری آن هم بی تو؟!
تمام کتاب هایمان روی میز خاک خورد، همان هایی که بهانه ای می شد برای ساعت ها کنار هم نشستن!
موقع رفتنت روشنایی در چمدانت قایم شد و تو او را هم همراه خود بردی!
و از آن پس تاریکی در خانه حکم کرد!
برایت تازه چای دم کرده بودم، چای زعفرانی همان که تو می پسندی!
اما تا به خود آمدم؛
من مانده بودم و خانه ی غرق در تاریکی و دو فنجان چایِ یخ کرده!
#مهدوی
👍1💔1
👍2
گوشه گیرم!
چون گوشه ی خانه جای دنجی است!
گوشه ی خانه قشنگ اندازه من است و خوب میدانم که دستان دیوار هر زمان برای به آغوش کشیدنم باز خواهد بود...!
#مهدوی
چون گوشه ی خانه جای دنجی است!
گوشه ی خانه قشنگ اندازه من است و خوب میدانم که دستان دیوار هر زمان برای به آغوش کشیدنم باز خواهد بود...!
#مهدوی
❤3👍1
آسمان هم دلش به حالم نسوخته!
آن شبِ دل شکستگی ام در تاریکی خیابان ها باران را بر سرم فرو ریخت .
گریه های من و اشک باران سیل راه انداخته بود.
در تمام درد های آن شب نگرانت بودم.
مبادا سیل تو را ببرد و نفسم هم در نفست زیر این سیاهی گره نخورد.
اگر گره نفس هایمان جدا شود با طناب آن خودم را دار می زنم.
#نرجس
آن شبِ دل شکستگی ام در تاریکی خیابان ها باران را بر سرم فرو ریخت .
گریه های من و اشک باران سیل راه انداخته بود.
در تمام درد های آن شب نگرانت بودم.
مبادا سیل تو را ببرد و نفسم هم در نفست زیر این سیاهی گره نخورد.
اگر گره نفس هایمان جدا شود با طناب آن خودم را دار می زنم.
#نرجس
👍3
ای کاش باد همان طور که گیسوانم را به حرکت در می آورد، کمی هم واژه های مرده کنج ذهن را میجنباند!
#مهدوی
#مهدوی
🔥2
گفتند : سایه اش بالای سرت باشد!
و دعای آنها در حقم شد؛
سایه ی سنگین نبودنش که تا ابد بالای سرم بود ، حتی پس از غروب!
#مهدوی
و دعای آنها در حقم شد؛
سایه ی سنگین نبودنش که تا ابد بالای سرم بود ، حتی پس از غروب!
#مهدوی
❤1👍1
عاشقی شاید پایان داشته باشه
شاید هم شروعش یه توهم باشه
شایدم عشق همون گل عَشَقه است و بس
شاید هیچوقت اون داستان ها و عاشق و معشوق ها وجود نداشته و یک خیال بوده
شایدم مسخره اهل دنیا شده باشیم با کلمه ای به نام عشق
#نرجس
شاید هم شروعش یه توهم باشه
شایدم عشق همون گل عَشَقه است و بس
شاید هیچوقت اون داستان ها و عاشق و معشوق ها وجود نداشته و یک خیال بوده
شایدم مسخره اهل دنیا شده باشیم با کلمه ای به نام عشق
#نرجس
👍2
منو احتمالأ از ریشه قطع کردی
هیچ راهی برای پیوند بینمون نیست
در ضمن من نرگسم در زمستان و مابین برف می رویم
اما احتمالا این را هم فراموش کردی
ببین چه کردی که گلی که در میان سرما متولد می شد و سازگار بود ،سرماخوردگی گرفت.
#نرجس
هیچ راهی برای پیوند بینمون نیست
در ضمن من نرگسم در زمستان و مابین برف می رویم
اما احتمالا این را هم فراموش کردی
ببین چه کردی که گلی که در میان سرما متولد می شد و سازگار بود ،سرماخوردگی گرفت.
#نرجس
من سرشارم و تو
تُهی!
من سرشار ز تو
و تو
تُهی از من!
ما از همان ابتدا باهم برابر نبودیم،
پای عشق که آمد وسط
تو" رفتن " را برداشتی و هجران و دوری برای من ماند!
گفتم که ما باهم مساوی نیستیم!
#مهدوی
تُهی!
من سرشار ز تو
و تو
تُهی از من!
ما از همان ابتدا باهم برابر نبودیم،
پای عشق که آمد وسط
تو" رفتن " را برداشتی و هجران و دوری برای من ماند!
گفتم که ما باهم مساوی نیستیم!
#مهدوی
👍2
دستَم بند است !
آری مدتهاست که دستانم بند است .
زیرا تمام زندگی ام را بر روی زمین گذاشته ام و از این زمین خاکی تو را برداشته ام !
اسارت چیست ؟!
اسارت یعنی من ، منی که سالهاست دستانم بند تو ، و ذهنم در اسارت مژگانت عذاب میکشد!
راستی تو که اینگونه ظالم نبودی !
#مهدوی
آری مدتهاست که دستانم بند است .
زیرا تمام زندگی ام را بر روی زمین گذاشته ام و از این زمین خاکی تو را برداشته ام !
اسارت چیست ؟!
اسارت یعنی من ، منی که سالهاست دستانم بند تو ، و ذهنم در اسارت مژگانت عذاب میکشد!
راستی تو که اینگونه ظالم نبودی !
#مهدوی
❤1👍1