Hidden Chat
آره، چه سبکی دوست داری؟ شاعر مورد علاقت و...
من سبک نو رو زیاد دوست ندارم
ولی شاعرای معاصری چون سهراب و فروغ رو اشعارشون رو دوست دارم
یادمه اولین کتابه شعری که خوندم در سنین کودکی کتاب فروغ بود
و با همون کتاب علاقه مند به دنیای شعر شدم...
و شعر به علی گفت مادرش روزی از فروغ رو حفظ کردم 😂🧑🦯
(یه خورده طولانی بود خب)
ولی شاعر مورد علاقم فاضل نظریه
با شعرای بهرام سالکی زیاد حال میکنم
و در خلوت شیخ بهایی میخونم
و اگه قرار باشه چیزی حفظ کنم از حامد عسکری حفظ میکنم...
نمیدونم شاعرای زیادی رو دوست دارم...
ولی شاعرای معاصری چون سهراب و فروغ رو اشعارشون رو دوست دارم
یادمه اولین کتابه شعری که خوندم در سنین کودکی کتاب فروغ بود
و با همون کتاب علاقه مند به دنیای شعر شدم...
و شعر به علی گفت مادرش روزی از فروغ رو حفظ کردم 😂🧑🦯
(یه خورده طولانی بود خب)
ولی شاعر مورد علاقم فاضل نظریه
با شعرای بهرام سالکی زیاد حال میکنم
و در خلوت شیخ بهایی میخونم
و اگه قرار باشه چیزی حفظ کنم از حامد عسکری حفظ میکنم...
نمیدونم شاعرای زیادی رو دوست دارم...
❤4😁1
غم جدا کرده مرا ، نقطه ی بی پرگارم
لطف کن دایره ی مهر بِگُستر به سرم...
لطف کن دایره ی مهر بِگُستر به سرم...
❤6👍1
ای کاش می شد چو کودکی هایم میتوانستم در حرمت گم شوم!
اما،
امان از این منی که دیگر بزرگ شده و راه را خوب میداند!
اما،
امان از این منی که دیگر بزرگ شده و راه را خوب میداند!
❤8
خبر نداری اما این روزها برای خود اسطوره ای تاریخی شدم!
تا فهمیدم شعر میپسندی
خودم را قافیه ی عاشقانه هایت کردم،
و تمامِ من بانی غزل هایت شد،
شدم ردیف بیت هایت
و خود را واژه به واژه فدایت کردم!
شب ها در بستر چو شاملو اشک ریختم
و روزها مجنون شدم و سر در بیابان زدم!
خود را به مانند فرهاد با تلخی های روزگار وفق دادم!
اما در این میان تو برایم نه دلبری چو آیدایِ شاملو شدی و نه لیلیِ عاشق!
حتی تو شیرین قصه های تلخ فرهاد هم نشدی!
نمیدانم،
اما هنوز تا بیکرانه های محبت می پرستم تورا!
و به شوق هر شعر عاشقانه ای تو را میخوانم...
گرچه مدتهاست مرا در انزوای غزل ها رها کردی!
#مهدوی
تا فهمیدم شعر میپسندی
خودم را قافیه ی عاشقانه هایت کردم،
و تمامِ من بانی غزل هایت شد،
شدم ردیف بیت هایت
و خود را واژه به واژه فدایت کردم!
شب ها در بستر چو شاملو اشک ریختم
و روزها مجنون شدم و سر در بیابان زدم!
خود را به مانند فرهاد با تلخی های روزگار وفق دادم!
اما در این میان تو برایم نه دلبری چو آیدایِ شاملو شدی و نه لیلیِ عاشق!
حتی تو شیرین قصه های تلخ فرهاد هم نشدی!
نمیدانم،
اما هنوز تا بیکرانه های محبت می پرستم تورا!
و به شوق هر شعر عاشقانه ای تو را میخوانم...
گرچه مدتهاست مرا در انزوای غزل ها رها کردی!
#مهدوی
❤8👍1
نمی دانم شاید تو فراتر از دنیای بزرگ شعر های من بودی
که این دل در پی سرودن تو به هر لغت نامه و دیوانی رجوع کرد نتوانست حتی مصرعی در وصفت بگوید...
ای وصف نشدنی ترین واژه ی غزل هایم!
#مهدوی
که این دل در پی سرودن تو به هر لغت نامه و دیوانی رجوع کرد نتوانست حتی مصرعی در وصفت بگوید...
ای وصف نشدنی ترین واژه ی غزل هایم!
#مهدوی
❤6👍1
Forwarded from Hidden Chat
گاهی واژه ها سخت جا می شوند میان سطر هایی که چنان دستان بازی برای در آغوش گرفتن او قد علم کرده اند.
گویا هیچوقت قرار نیست میان زد وخورده های کلمات مبهم و سرگردان نشانی از تو پیدا کنم
من راز هایم را به قلم سپردم، می گذارم هر چه او میداند ومیببند به کاغذ بسپارد
شاید کمی قلبم آرام گیرد و جانم ساکن...
#سفیر
گویا هیچوقت قرار نیست میان زد وخورده های کلمات مبهم و سرگردان نشانی از تو پیدا کنم
من راز هایم را به قلم سپردم، می گذارم هر چه او میداند ومیببند به کاغذ بسپارد
شاید کمی قلبم آرام گیرد و جانم ساکن...
#سفیر
❤5
علی در اعلی ترین نقطه ی این جهان ایستاده!
علی یعنی ایفای عدالت!
علی یعنی پرتویی آسمانی که نشانی خدا را در زمین به نمایش میگذارد!
علی همان چیزی بود که شهریار هم نتوانست توصیفش کند..
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را!
منِ حقیر در حد توصیف بزرگی علی نیستم..
این نوشته را بهانه ایست تا بدانم علی را نمی توان در سطری گنجاند!
تا بدانم از علی گفتن هزاران سطر را حریف است...
علی یعنی همین آرامشی که در پی بلندای نامش وجودم را فرا می گیرد!
علی یعنی همین لحظه که سرشار از مهربانیست!
#غدیر
#مهدوی
بداهه بود...
علی یعنی ایفای عدالت!
علی یعنی پرتویی آسمانی که نشانی خدا را در زمین به نمایش میگذارد!
علی همان چیزی بود که شهریار هم نتوانست توصیفش کند..
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را!
منِ حقیر در حد توصیف بزرگی علی نیستم..
این نوشته را بهانه ایست تا بدانم علی را نمی توان در سطری گنجاند!
تا بدانم از علی گفتن هزاران سطر را حریف است...
علی یعنی همین آرامشی که در پی بلندای نامش وجودم را فرا می گیرد!
علی یعنی همین لحظه که سرشار از مهربانیست!
#غدیر
#مهدوی
بداهه بود...
❤8
من از شوقش زمینخوردم، ولی مولا بلندم کرد
همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد!
همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد!
❤5👎2👍1
دلت که می گیرد،
گویا زبانت هم میگیرد
و ما تا ابد نمیتوانیم آنچه باعث گرفتگی دل شده است را بیان کنیم!
گویا زبانت هم میگیرد
و ما تا ابد نمیتوانیم آنچه باعث گرفتگی دل شده است را بیان کنیم!
❤4👍1
Forwarded from Hidden Chat
تو آن شعری که من جایی نمیخوانم، که میترسم
به جانت چشم زخم آید چو میگویند تحسینم
محمدعلی بهمنی
#شعر_شب
به جانت چشم زخم آید چو میگویند تحسینم
محمدعلی بهمنی
#شعر_شب
👍2
Forwarded from Hidden Chat
دلـم در دسـتِ او گـیـر اسـت خـودم از دسـتِ او دلـگـیـر عـجب دنـیـای بـیـرحـمـی، دلـم گـیـر اسـت و دلـگـیـرم...
👍2
Forwarded from Hidden Chat
پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی
شاید از ان پس بود که احساس میکردم
در سینه پر میزند شب ها پرستویی
شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر شب سیبی سرخ می افتاد در جویی
از کودکی دیوانه بودم مادرم میگفت
از شانه اممیچیده است هر شب شب بویی
نام تورا میکند روی میز ها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی
بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی
اکنون ز تو با نا امیدی دست میشویم
اکنون ز من با بی وفایی چشم میپوشی
آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم راست میگویی
استاد فاضل نظری
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی
شاید از ان پس بود که احساس میکردم
در سینه پر میزند شب ها پرستویی
شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر شب سیبی سرخ می افتاد در جویی
از کودکی دیوانه بودم مادرم میگفت
از شانه اممیچیده است هر شب شب بویی
نام تورا میکند روی میز ها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی
بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی
اکنون ز تو با نا امیدی دست میشویم
اکنون ز من با بی وفایی چشم میپوشی
آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم راست میگویی
استاد فاضل نظری
👍2
این همه با هم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!
هوشنگ ابتهاج
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!
هوشنگ ابتهاج
👍2