👍1
مدتهاست که خدا در نمازمان نیست !
کدام در را اشتباه زده ایم ،
و یا کدامین ذکر را خطا گفته ایم !
فقط دستانمان را به اسم قنوت بالا میبریم و کمرمان را به عنوان رکوع خم می کنیم !
زبانمان در تکلم نماز او خسته است ، اما تابحال با او سخن نگفته ایم !
#مهدوی
کدام در را اشتباه زده ایم ،
و یا کدامین ذکر را خطا گفته ایم !
فقط دستانمان را به اسم قنوت بالا میبریم و کمرمان را به عنوان رکوع خم می کنیم !
زبانمان در تکلم نماز او خسته است ، اما تابحال با او سخن نگفته ایم !
#مهدوی
❤2
گاهی وقتا نباید برای نوشتن پشت میز نشست!
نباید زیاد فکر کرد، نباید مدام خط خوردگی ها رو پاک کرد.
مثلِ الان؛
بدون فکر کردن صفحه چت رو باید باز کرد و فقط نوشت!
خودمون رو گول میزنیم، مدام توجیه میکنیم.
لاف میزنیم و عجیب افتخار میکنم به لاف زدن هایمان.
نقاب بر چهره داریم و همیشه خوب جلوه میشویم، اما من این خوب بودن را نمیخواهم.
من این خنده های همیشگی را نمیخواهم.
من حتی از قهقهه هایم بیزارم.
باورت میشود گاهی با قلم دعوایم می شود؟!
من از آنچه که مرا اینگونه میبینند، گله مندم!
گولِ آبادیِ ظاهرم را نخورید.
عجیب از درون ویرانم.
در برهوتِ افکارم گیر کردم و به من میگویند از آبادی بنویس!
خدایا قرار است کی به روال زندگیمان برسیم.
پروردگارا شانه هایم سست شده اند درست مانند ایمانم!
این توشه را از شانه هایم بردار!
لحظه ای مرا متوقف کن،
زندگی ام طلسم تکرار شده، من هیچ!
خداوندا تو خود از دیدن این تکرار بیزار نیستی؟!
#مهدوی
#بداهه
نباید زیاد فکر کرد، نباید مدام خط خوردگی ها رو پاک کرد.
مثلِ الان؛
بدون فکر کردن صفحه چت رو باید باز کرد و فقط نوشت!
خودمون رو گول میزنیم، مدام توجیه میکنیم.
لاف میزنیم و عجیب افتخار میکنم به لاف زدن هایمان.
نقاب بر چهره داریم و همیشه خوب جلوه میشویم، اما من این خوب بودن را نمیخواهم.
من این خنده های همیشگی را نمیخواهم.
من حتی از قهقهه هایم بیزارم.
باورت میشود گاهی با قلم دعوایم می شود؟!
من از آنچه که مرا اینگونه میبینند، گله مندم!
گولِ آبادیِ ظاهرم را نخورید.
عجیب از درون ویرانم.
در برهوتِ افکارم گیر کردم و به من میگویند از آبادی بنویس!
خدایا قرار است کی به روال زندگیمان برسیم.
پروردگارا شانه هایم سست شده اند درست مانند ایمانم!
این توشه را از شانه هایم بردار!
لحظه ای مرا متوقف کن،
زندگی ام طلسم تکرار شده، من هیچ!
خداوندا تو خود از دیدن این تکرار بیزار نیستی؟!
#مهدوی
#بداهه
❤2
حقمان را میخواهیم !
مرگ حقمان است ، که روزی همه ی ما دیر یا زود جامه ی مرگ را به تن و جام شیرین مرگ را خواهیم نوشید !
و یک روز من نیز خواهم رفت در آن روز نه صدای پرندگان قطع خواهد شد و نه حتی صدای دوره گرد محل !
نه مرگ من و نه مرگ هیچکس چوب لای چرخ روزگار نخواهد گذاشت.
یک روزی بی هوا چایی را خواهم نوشید
بی آنکه بدانم جرعه آخر زندگیست !
#مهدوی
مرگ حقمان است ، که روزی همه ی ما دیر یا زود جامه ی مرگ را به تن و جام شیرین مرگ را خواهیم نوشید !
و یک روز من نیز خواهم رفت در آن روز نه صدای پرندگان قطع خواهد شد و نه حتی صدای دوره گرد محل !
نه مرگ من و نه مرگ هیچکس چوب لای چرخ روزگار نخواهد گذاشت.
یک روزی بی هوا چایی را خواهم نوشید
بی آنکه بدانم جرعه آخر زندگیست !
#مهدوی
👍3
خواب از چشمانم رفته آنقدر که در خیابانِ خیالاتم قدم زدم.
اشتباه نکن!
این بار به جای تو ، آینده ی بدون تو را عاشقانه دید می زدم !
#نرجس
اشتباه نکن!
این بار به جای تو ، آینده ی بدون تو را عاشقانه دید می زدم !
#نرجس
تا زمانی که گوش هایمان برای حرف های بیطرف جایگاهی داشته باشد.
مترسکی بیش در بازی روزگار نخواهیم بود!
#مهدوی
مترسکی بیش در بازی روزگار نخواهیم بود!
#مهدوی
👍3