خٰانُم مَهدِوی؛
88 subscribers
78 photos
7 videos
11 links
شبی در روی واژگانم خوابم برد؛
و حال کابوس آن شب را بازگو میکنم!
Download Telegram
گویا بازی کردن با آدمها ساده تر از راضی کردن آنها بود!
و من در میانِ همین آدمها، انسان دست و دلبازی بودم، آنقدر دست و دلباز که دست و دل خود را در راه این آدمها باخته بودم!
و عجیب آدمهای اطرافم اهل دلداری بودن؛
آری دلم را به دار آویختند و بیخِ گلوی تمام دلخوشی هایم را فشردند!
زندگی ام را از نفس انداخته بودند و هی شوک وارد میکردند...
تا آمدم در این هیاهو عاشق و دلداده شوم، فهمیدم که دلم را هم به او داده ام و حال او نیست آری من شیفته اش شدم و او گویا شیفتش تمام شد و رفت!
هر کجا گشتم نتوانستم ذره ای انسانیت را پیدا کنم اما بازار آدم فروشی عجب رونقی داشت!
آمدم از نابسامانی ها شکایت کنم، فهمیدم که مدتی است که دزد و داروغه باهم رفیق شده اند!
و حال تنها اندکی دلتنگی از برایم مانده بود، آمدم ارزانی اش کنم، دریافتم که خروارها از آن را مفت هم خریدار نیستند اما آن طرف تر اشتیاق را مثقالی به گرانیِ لحظه های موعود می فروختند!

#مهدوی
3👍1
از صدایِ سخنِ عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبدِ دَوّار بِمانْد
خٰانُم مَهدِوی؛
https://t.me/neveshteh9
رفقایی که چنل دارید
خوشحالم میکنید
لینک رو بزارید چنلتون 😂💚
Audio
گوینده: رها
نویسنده: مهدیه مهدوی
1
به خیالی که قرار است بیاید دم صبح،
شده از فکر کسی چشم به هم نگذاری؟
خون دل میخوریم !
و شب ها کابوس هارا، راهی خوابمان میکنیم !
آری این بود خوردن و خوابیدنمان !

#مهدوی
2
زندگی مارا جا افتاده کرد ،
آری تا آمدیم کمر راست کنیم در "جا" افتادیم!

#مهدوی
👏1
امسال هم گذشت، کمی پیرتر شدم
از دیدنِ جهان شما سیرتر شدم

هر قدر شاخه‌شاخه رسیدم به آسمان
در خاک ریشه‌ریشه زمین‌گیرتر شدم

گفتی به عکس‌های جوانی نگاه کن
دیدم رفیق... دیدم و دلگیرتر شدم

رودم که در مسیر سراشیب زندگی
در پرتگاه عشق سرازیرتر شدم

فرقی نداشت بود و نبودم برای تو
امسال هم گذشت و کمی پیرتر شدم

#مجید_ترکابادی
🎉1
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی

حضرت مولانا
4
از جان و دل اگر چه تو را دوست دارمت...
ناچار می روم، به خدا می سپارمت!

هرچند واقعیت تو سهم من نشد...
در خواب ها به سینه ی خود می‌فشارمت

شب ها کنار خاطره و جای خالیت...
اصلا تو بگو! چگونه عزیزم، نبارمت

فرهادوار گرچه نشد جان دهم ولی...
با تیشه روی هر غزلی می نگارمت

هرگز نشد که سهم دل ساده ام شوی
یک عمر گرچه ثروت خود می شمارت

گل می کُنی دوباره ولی در دلی جدید...
ای بذری امیدی که نمی شد بکارمت

#طاهره_اباذری_هریس

🦋
👍1
آنچه روزی در تنم، دل داشت نام
بس که سختی دید، امروز آهن است


#پروین_اعتصامی
🔥2
سردرد، سرگیجه، سرما، سحرگاهانِ بی عشق، سودا، سراب و سرشار بودن از درد؛
هفت سینِ امسالم است...
2
درخت شکوفه زد و آمد، بهاری دیگر
سالی رفت و میگذرد بسان آن، سالی دیگر!
از یار من طلب کردم دیدارش را، بارِ دیگر
دیدارش بخواستم اما نه با، یارِ دیگر!

#مهدوی
🔥3
خٰانُم مَهدِوی؛
https://t.me/montazerneviss
اونایی که نوشته مهدیه
لایک کنید
همون‌قدر که اول‌مهر بوی‌مدرسه نمی‌اومد ،
و همون‌قدر که دهه‌فجر بوی گل سوسن و یاسمن نمی‌اومد ،
به همون اندازه الان بوی عید نمیاد.
👍4
کاش بعد نبودنت عمرم به اندازه ساعت های باقی مانده برای ورود به سال جدید بود!




#نرجس
مو که می دونِستُم دوسُم نِداشت
ولی دوست نِداشتَنِشُم بِرام قِشنگ بود
قِشنگی عشق اینجاست که بِراش زخم بخوری و قلبت مث پازل تیکه تیکه رِ
#نرجس