خٰانُم مَهدِوی؛
85 subscribers
78 photos
7 videos
11 links
شبی در روی واژگانم خوابم برد؛
و حال کابوس آن شب را بازگو میکنم!
Download Telegram
عمیقا دلم یک پرایوت میخواد ولی دلم بیجا کردہ کار دارم🧑‍🦯🧑‍🦯🧑‍🦯
😁8
Forwarded from سوداد :) (خانم‌خونسرد‌؛)
حق داشت اگر تابوت بر شانه هایش سنگینی میکرد!
آخر علی، تمام آرزو هایش را شبانه بر دوش می کشید..
💔8😭1
این روزا تموم هدفم اینه که کاری که انجام میدم با کاری که باید انجام بدم یکی باشه!
❤‍🔥10👍2
روز مرگم روز بی مقدمه ای خواهد بود!
گرچه گریه کن بسیار دارم....
اما امروز وسط زندگی، تنهام!
💔13
اونجایی رشد میکنی که میبینی حالت اینقدر بده که حتما باید با یکی حرف بزنی ...
گوشیتو برمیداری به یکی پیام بدی یا زنگ بزنی ‌... ولی میبینی هیچ کس نیست !
اونجا جایی که اگه مدارا کنی قوی ترین میشی :)
👍10
کاش هزار مسمار تو چشم و قلب من میرفت ولی چادر مادر حتی خاکی هم نمیشد ...
💔10
حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت
وای اگر چشم بخواند غم ناپیدا را ...
💔12
لا ریکت 💔 ؟
❤‍🔥9
خٰانُم مَهدِوی؛
لا ریکت 💔 ؟
پیامای صدر
ری اکت واجبه ها...
❤‍🔥10
اینجا رو به رفقای اهلِ شعرتون معرفی نمی‌کنید؟
4
زندگی کردن نادرترین چیز جهان است
بیشتر مردم فقط وجود دارند...

- اسکار وایلد
- کلمات
سی آبان سال سه.
👍8👏2
همیشه لبخند ِ آدم های شکسته ، بیشتر به دل میشینه ...
7
نمرده
اسیر خاکَم ...
7
از دور یکی و دیدم شبیه تو بود ...
وقتی نزدیک شد اینقد حواسم رفته بود چشام تار میدید نمیتونستم بفهمم واقعا خودتی یا نه ... 🫠💔
7❤‍🔥1
میدانی چیست؟!
روزگار همیشه زیر قول هایش زده..
در زمستان قول باران میدهد اما در بهار حالمان را می گیرد!
همیشه هوشمان را می‌برد تا نفهمیم چیست زندگی!
عادتش این است خوب میگردد تا ببیند کی خوشحالیم بیاید غم بر سرمان آوار کند!
آری قول های بیجا می‌دهد
مانند همین قلم که قول داده بود تسکین باشد حال دست به یکی کرده تا با کاغذ هایم واژگانم را یتیم کند!

#مهدوی
💔10❤‍🔥1
Forwarded from Hidden Chat
میدانی؟!
شاید باید خیلی چیزها رو چشید
خیلی طعم ها را مزه کرد
و خیلی چیزها را دید و نگاه کرد
با همه آنچه درد می نامیم
با وجود همه ی نبودن ها
با وجود همه ی تغییرها
اما...
همین تکرار نشدن ها می شود زیباترین لحظه هایی که می توان تجربه کرد.
حتی با تلخی تغییر ها
یا غافلگیر شدن با تلافی های ناگهانی...
زندگی را گاهی باید در میان چین دار ترین نگاه ها جستجوکرد...

#سفیر
💔7❤‍🔥1
من نور را در تاریکی یافته بودم؛
نه در پشت پنجره ای که هر روز مادرم مرا مجبور به کنار زدن پرده اش میکرد!
اصلا به قول آقای صالحی:
نور به چه درد ما میخورد وقتی که روشنایی نیست!


#مهدوی
8❤‍🔥1
Forwarded from Hidden Chat
اما، شاید نور در پس نگاه جستجو گر ما بود که با وجود همه ی دیوار و پرده ها خودش را نشان میداد ولی ما تنها برای در آغوش گرفتن آن با همه ی این مانع ها سر جنگ خواهیم داشت.
نور، زیبـاترین جریان بی انتهاییست که عمق ناامیدی را پر می کند و ما را به هم آغوش با لطافت زندگی می رساند، از جایی مثل روزنه کلید که حتی ما را برای دیدنش از کنار زدن پرده های سنگین افکارمان بی نیاز می سازد.
#سفیر
4❤‍🔥1
هیچ کس از آدم های غمگین خوشش نمیاد .
منم این واقعیت رو پذیرفتم !
💔4❤‍🔥1
تلفیق دستان من و تو!
به جهان بگو لحظه ای بایستد،
به جهان بگو که جان دادم در جفای روزگار و حال جوابش دست یار است!
به جهان بگو بایستد و تماشا کند که فراق مرا وصالی، منتهی شده!
پاییز تب کرده ام حالا به بهاری شفا گرفته!
بگو همه را خبر کنند!
سراسر یقینم که چگونه دو پا در زمین دارم و هنوز پرواز نکرده ام!
آخَر وقتی میشود دستان تو را بگیرم، بال میخواهم چکار؟
بگو عصیانگران عشق خوب بنگرند...
گرچه فراق مرا پیر کرده و اورا آشفته
اما مژگانش هنوز سر پناهی برای نگاه ام است!
جانانم به قول شاعر
عشق چون کهنه شود محو نگردد به فراق!


#مهدوی
💔8